تبليغاتX
سایت رسمی حمايت از زندانيان سياسی

این سایت غیر مجاز جمهوری اسلامی ایران است

                        

www.ahmadinejad.ir 

این سایت غیر مجاز جمهوری اسلامی ایران است

                        

www.ahmadinejad.ir 

dth=10>
این سایت غیر مجاز جمهوری اسلامی ایران است

                        

www.ahmadinejad.ir 

ht=18 alt=Home src="http://www.takp30.ir/myuploads/weblog_t/abi/icon_faq.gif" width=18 align=middle border=0>
برگ نخست
Your Account
ايميل مدير
ads
آرشیو سایت

سایت Rss
سایت رسمی حمايت از زندانيان سياسی  
تصـــــــوير تصادفي

 

                        

www.ahmadinejad.ir 

ma"> برگ نخست

  ايميل مدير

  آرشیو سایت

  وضعيت در ياهو



لينك های حمايتی

JONBESH خالد هرداني و همراهانش را آزاد كنيد

این سایت غیر مجاز جمهوری اسلامی ایران است

                        

www.ahmadinejad.ir 

a>


كوروش احمدی

    را آزاد كنيد


اكبر محمدي جاودانه شد

حجت زماني

مهندس امير عباس انتظام

دكتر ناصر زر افشان

عباس دلدار

مهرداد لهراسبي

حشمت الله طبرزدي

بينا داراب زند

منوچهر محمدي

ارژنگ داوودي

ولي الله فيض مهدويr

احمد باطبي را آزاد كنيد

خالد هرداني

دكتر جهان بيگلو

مهندس موسوي خوئيني

منصور اصانلو

موسوي را آزاد كنيد

مانيا نيستاني را آزاد كنيد

مجتبي سميع نژاد

احمد سراجي

رويا طلوعي

صابر هدي

سيامك پورزند

كيوان رفيعي

علي جاني

رحماني

كيوان رفيعي

عابد توانچه

ياشار قاجار

سعيد ماسوري

كوروش صحتي

كيانوش سنجري

حسن زارع زاده اردشير

بهروز جاويد تهراني

ياشار و عابد را آزاد كنيد

احمد باطبي را آزاد كنيد

 

      محبوبه کرمی

 

       من جدا و تو جدا

 

 یادآور ایستادگی دانشجویان

 

دهقانیان فعال فرهنگی

یادگار داریوش بزرگ را نجات بدهیم 
 فعالین جنبش زنان ایران را آزاد کنید 
 
 فریاد ایران
 
 

موضوعات
زندانيان سياسی
فيلم
عكس
كاريكاتور
اجتماعی و زنان
مقالات
تحليل سياسی
فرهنگی
گزيده ها
فعالين حقوق بشر
خبرهای كوتاه
خبرهای ويژه سايت ها
مصاحبه ها
وصیت نامه کوروش
وصیت نامه داریوش
خاطرات زندان و مبارزات بر علیه استبداد بهای آزادی

لینک ها
بنياد نوروز
فدراسيون هبستگی
حزب اتحاد کمونیسم کارگری
مصاحبه ها
ویدئو تحریم انتخابات
حمايت از زن
فراخوان ايرج جنتی عطايی
پيک ايران
کميته دفاع از دانشجويان
عفو بين الملل
بهزاد پيله ور فعال سياسی
دموكراسي براي ايران
اخبار ايران ب.ب.ب
صدای آمريکا
راديو بي بی سی
کميته دانشجويی
خبرنامه آزادی برابری
تريبون ايران
کميته مبارزه براي آزادي زندانيان سياسي
رادیو آزادگان
راديو فردا
صدای آزادی
راديو صدای ايران
ايران آزاد
راديو آزادی
وبلاگ رسمی مدافعان ملی
عکسهای اعدام
سازمان آزادی زن
جوانان آزاد انديش
ازادی و برابری
وبلاگ کوروش بزرگ
یاران ایران جوان
نوشته های یک آریایی
و این است ایران...
امروز در ايران و جهان
ویدئو کلیپ /آخوند
آوای دانشگاه
خبرنامه فعالین مازندران
جنبش دانشجويي دانشگاه آزاد گرگان
زنان مترقی
اتحاديه پناهندگان ايرانی
پناهجو
سرپناه
پناهندگان ترکیه
راديو پارس
پژواك
رقص اخونر
دونه دونه مجرم
گوشه اى از جنايات پاسداران
تقویم تبعید
وبلاگ رسمی حمايت از زندانی سياسی
فیلم اعدام عاطفه
فیلم اکبر محمدی
فیلم منصور اسانلو
لالا دیگه بسه گل لاله
شوان قادری
دانشگاه پادگان نیست
حرکت ملت
رها
سالگرد شوم 22 بهمن، روز عزای ملی
کمیته دفاع از مهندس علیداد حسنی
فیلم جنبش زنان
فعالین حقوق بشر و دمکراسی
کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل
دیوان اروپایی حقوق بشر
انجمن منع شکنجه
سازمان بین المللی ضد شکنجه
کمیته رفراندم آزاد ایران
خبرنامه امیر کبیر
فرياد ايران
زنان ايران
کردار نیک گفتار نیک اندیشه نیک
کبوتر خانه
بچه های ایران /ویدئو کلیپ
سايت آزادى بيان
کارزار مبارزه برای لغو کلیه قوانین نابرابر و مجازات
وبلاگ آقای مهرنهاد
انجمن دفاع از زندانيان سياسی
روشنگرى
وبلاگ خبری پن‌لاگ
کیانوش سنجری
سنگسار/ شرمتان باد ، ویدئو کلیپ
کودکان خیابانی ایران /ویدئو کلیپ
افشاگري بر عليه جنايات احمدي نژاد
عروسی دختر احمدی نژاد
بوسه های محمود
احمدی نژاد
گفتار نیک محمود
خاتمي و دختر جوان
شاگرد نمونه مکتب انقلاب اسلامی
دروغ خمینی
هشت مارس بر همه شیرزنان ایران‌زمین مبارک باد
حمایت از دانشجویان دستگیر شکنجه شده پلی تکنیک
بسیجی برو گمشو
فيلم : درگيري مردم با نيروي انتظامي
زنان زندانی
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
آزادی زنان آزادی جامعه
کلیسای اینترنتی
زنان و زندان
کمپین یک ملیون امضا
فریاد مرگ
بیایید مملکت را از لجن در بیاوریم
اقدام متحد
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران- زنان
میدان زنان
فریاد
من زن هستم
آزادی بی بها نیست
از رنجی که می بریم
دختران سوسیالیست شیراز
آزاد زن خرمي
کميته بين المللى عليه اعدام
گزارشگران بدون مرز
سایت نسرین پرواز
انتخابات آری یاخیر
من زن ایرانی
کردار نیک گفتار نیک اندیشه نیک
چکاچک
انتخابات یا مردم فریبی؟!
« با مسیر سبز »
فعال سياسی
وبلاگ ایران سرزمینم
سایت رسمی بنیاد ایران ما
وطن پرنده پر در خون
شوخی آخوندی
فیلم آزادی زنان
چهارشنبه سوری 1386
به نام آزادى و حقوق بشر
فیلم سنگسار در جمهوری اسلامی ایران
تجمع اعتراضی دانشجويان در دانشگاه شيراز
دروغ خمینی
صاحبدلان
مترسک
صداي ملت ايران است
سنجاقک
زهره پارسايي
وبلاگ خبری ایران آزاد
شهياد
وبلاگ عاشقان ایران
براي نجات پاسارگاد
زیر باران در پنا ه تاریکی
سنگسار
صحنه هایی از اعدام دسته جمعی در شهر ساوه
اعدام در ایران
صحنه اعدام در مرکز شهر کرج
صحنه اعدام در مرکز شهر تهران
ویدئو کلیپ احمدي نژاد
ایرانیان وطن پرست
”يك ميليون امضاء“ براي تغيير قوانين تبعيض‎آميز
دکلمه زیبای فرید خراسانی (وطن ) /ویدئو کلیپ
سوزاندن عکس خامنه ای و احمدی نژاد
مرگ بر دیکتاتور خامنه ای واحمدی نژاد
رنگ فرياد
نسخه فارسی فیلم فتنه
خبر گزاری نجوا
کمپین حمایت از عابد توانچه
هیس!!!صدای سکوت خیلی قشنگه
ديده بان حقوق بشر بلوچستان
رها
وحدت اديان نياز جامعه بشري و هدف ديانت بهائي
راه مردم
بانوی کهنسال و جاويد شاه. آيا ما عرب هستيم؟
همچون ما باهمان ِتنهاهایان
همه چیز و هر چیز است
نبض وطنم را می گیرم
جبهه اتحاد ملی و میهنی
Welcome to UFIN
آتشفشان ـ تقدیم به‌ کارگران ،معلمان ودانشجویان زندانی
سازمان حمایت از زندانیان
زندان است یابا شگاه زناکاران؟
زندانی چمدانی بی شکل
جمعيت دفاع از آزادی و حقو ق بشر در ايران
iranpressnews
ایران گلوبال
فیلم جدید از دستگیری دختران در ایران توسط نیروی انتظامی
اعتراض دانشجویان دانشکده های فنی در مقابل وزارت علوم
برخورد وحشیانه پلیس با زنان باصطلاح بد حجاب
زنان شهرستان آمل
اجرای حکم اعدام بهنود شجاعی متوقف شد
انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان
فیلم مستند از وضعیت اسفبار دو خانواده آذربایجانی
نگاهي از چپ
( رد پائي در اخبار )
پیروزی تیم پرسپولیس و آماده باش نیروی انتظامی رژیم
اخبار و مقالات مبارزین تورک - دانشجوئی و کارگری
حرکت ملی آذربایجان-سربازان گمنام بابک
تاريخ ديرين تركان ايران
دروغ بزرگ تاريخ و فريب خوردن مردم
تلويزيون پارس
Pahlavi - پـهـلـوی
کارزار دفاع از آزادی احمد باطبی زندانی سیاسی
آشنا تر از هر غریبه
Mustafa JalilianFar
.:::| دانلود کتاب |:::.
فیلم از تظاهرات امروز کا رگران کشت ونیشکر هفت تپه
زخمی
خورشید حق
ستم به زن موقوف! سرکوب زنان ممنوع!
آرش : به آفتاب سلامی دوباره کرده ام
آزادى و حقوق بشر
خرگوش سفید
هویت,آذربایجان
همراه شو عزيز
لطفا بدون پيش داوري قضاوت كنيد
جنبش كارگران انديشه
حسن زارع زاده اردشیر،
نسل جديد، دیدگاه های یکی از نسل سوخته...
به نام اهورای ایران زمین
POOYAN-RN
سرود آزادی
قاصدک
فالگوش
دیانت بهایی آنگونه که هست
کانون صنفی معلمان ایران،تهران 3
مبارزه زن ایرانی
پسر تنها
به نام اهورای ایران زمین
Hive-Sasi
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
کمیته بحران زندانیان سیاسی ایران
کمپین گسترده علیه رژیم صد هزار اعدام
ناهید کلهر را آزاد کنید
رهایی
امیرعباس فخر آور ( سیاوش )
كنفدراسيون دانشجويان ايراني
کانون پیشاهنگی دفاع از زندانیان سیاسی
آزادی بی بها نیست
دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب مشهد
خورشید شب
کشکول
آزادی ایران
زنان زندانی
هر چه در دل داری نکوست
فقط زن
ویدئو ، حمله ماموران انتظامی به مردم در نوشهر
رويداد
میترا_دختری که برای عشق، ایران و آزادی میجنگد
کمپین حمایت از ناهید کلهر
آژانس ايران خبر ” INA”
بهای آزادی
آذربایجان اویرنجی حرکاتی
من یک ایرانی ام
بر نا رفیقان شرم باد
فریاد زیر آب
ذبیح الله كاويانی
ایران سربلند ایرانی سرفراز
آژانس خبری موکریان
دکتر علیرضا نوری زاده
ویدئو کلیپ ، به یاد اکبر محمدی
بنیاد حقوق بشر
ما هستیم
عبدالله شهبازی
اعتراضات کارگران شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه
جامعه حمایت از زنان
روز انلاين
وبلاگ خبری پن‌لاگ
پرتال تفريحي Bia2Shiraz.net ::
دوشنبه 10 تیر چه خبره ؟
آه سرزمین من...!
ایران سرزمین من
خبرنامه فعالین دانشگاه مازندران
خانم رویا تیموری
وبلاگ فریاد ما
پاسارگاد
زنان و زندان
خدا با ماست
ایران سیاسی علی عالم زاده
سرکوب مردم به دست مزدوران رژیم در مشهد
حمایت از دانشجو
قيام و خيزش خونين 18 تير
هموطن بیدار شو
هم وطن به وطن بيانديش
زهره شجاعی
طنزهای سیاسی، کتاب و فیلم
شادی نزدیک است
جنبش کارگران اندیشه
سایت جدید سندیکای کارگران
سایت قدیم سندیکای کارگران
زنانه‌ها
مجید میرزائی
بسیج جنایت میکند ،دولت حمایت میکند
ویدئو زیبا از فرهنگ ایران
دانلود رایگان كتب و مقالات
آگاهی
فرماندهی مرکزی امریکا
وداع با " لیلی ترکزاده "
مبارز خستگی ناپذيرخالد حردانی
رضا شاه کبیر
عجب دختر با اراده ای ...
رادیو اسرائیل
،حرف ِ زن
شاهین نجفی
مقالات مصطفی جوکار
زندگى سگى ما شاهين نجفى
محمدرضا کثرانی
مصاحبه ساختگی صدا و سیمای جمهوری اسلامی با یک شهروند
تظاهرات دانشجویی
چرا من بهائی هستم ؟
حزب سوسیالیست ایران شاخه شرق آلمان
فريدون گيلانی
حزب سوسیالیست ایران
قتل هاي ناموسي
زنان ستم دیده ایرانی
مسيح تنها نجات دهنده
وبلاگ عیسی نجات دهنده عالم
شبانه
روشنگرى
Sayeh Hassan
cilip
گالري قالب وبلاگ
نرم افزار و بازی موبایل
انجمن آموزشی و تفریحی

 

لینکدونی
cilip
Sayeh Hassan
روشنگرى
شبانه
وبلاگ عیسی نجات دهنده عالم
مسيح تنها نجات دهنده
راديو اسرائيل
فریاد بکش زندانی
زنان ستم دیده ایرانی
قتل هاي ناموسي
حزب سوسیالیست ایران
فريدون گيلانی
حزب سوسیالیست ایران شاخه شرق آلمان
چرا من بهائی هستم ؟
تظاهرات دانشجویی
قرائت قطعنامه تجمع کنندگان
تجمع مردم سنندج در اعتراض به حکم فرزاد کمانگر
مصاحبه ساختگی صدا و سیمای جمهوری اسلامی با یک شهروند
محمدرضا کثرانی
زندگى سگى ما شاهين نجفى
مقالات مصطفی جوکار
شاهین نجفی
،حرف ِ زن
ارتش شاهنشاهی ایران
عجب دختر با اراده ای ...
رضا شاه کبیر
مبارز خستگی ناپذيرخالد حردانی
وداع با " لیلی ترکزاده "
فرماندهی مرکزی امریکا
آگاهی
دانلود رایگان كتب و مقالات
كيهان لندن
ویدئو زیبا از فرهنگ ایران
بسیج جنایت میکند ،دولت حمایت میکند
مجید میرزائی
زنانه‌ها
سایت قدیم سندیکای کارگران
سایت جدید سندیکای کارگران
جنبش کارگران اندیشه
شادی نزدیک است
Bagher Hashemi
طنزهای سیاسی، کتاب و فیلم
آزادي،برابري،عدالت اجتماعي
هم وطن به وطن بيانديش
هموطن بیدار شو
قيام و خيزش خونين 18 تير
حمایت از دانشجو
سرکوب مردم به دست مزدوران رژیم در مشهد
ایران سیاسی سید علی عالم زاده
خدا با ماست


كوروش احمدی پس از ارسال درد نامه خود به خامنه ای بازداشت شد

كوروش احمدی پس از ارسال درد نامه خود به خامنه ای بازداشت شد

ایران ب ب ب

گزارش ارسالی از ايران: ساعاتی قبل پس از ارسال رنجنامه كوروش احمدی ( محمد احمدی ) خطاب به علی خامنه‏ای فعال سياسی و دبير كانون پيشاهنگی زندانيان سياسی آقای محمد احمدی توسط مامورين وزارت اطلاعات در كرج مورد ضرب و شتم قرار گرفته و دستگير شد .

رنجنامه کوروش احمدی در لینک زیر


http://iranbbb.org/29159/women/1.htm


۴ شهريور ۱۳۸۷


كميته صدای حقوق بشر در ايران

http://iranbbb.org/29179.htm

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ سه شنبه پنجم شهریور 1387 ::

تبعيد منصور اسانلو به زندان مخوف رجايي شهر کرج

 

 

منصور اسانلو ، رئيس سنديکاي کارگري شرکت واحد تهران و حومه که پيشتر به دليل راه اندازي تجمع غيرقانوني و تبليغ عليه نظام به 5 سال حبس تعزيري محکوم گرديده بود و نيزهمچنان پرونده اي مفتوح و در حال رسيدگي با اتهامات مشابه دارد.
صبح روز جاري از بند 350 زندان اوين به زندان مخوف رجايي شهر کرج تبعيد گرديد . اين زندان در طبقه بندي سازمان زندانها محل نگهداري زندانيان خطرناک مي باشد و سيستم امنيتي - قضائي با بهره گيري از فضاي خطرناک زندان رجايي شهر اقدام به ايجاد تبعيدگاهي رسمي نموده است که هم اکنون بيش از 50 زنداني سياسي در آن به سر مي برند.
آقاي اسانلو از ناراحتي هاي جسمي متعددي همچون ناراحتي قلبي و بينايي در رنج است و تا کنون مورد چندين عمل جراحي قرار گرفته است و همچنان نيازمند خدمات پزشکي مي باشد.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ دوشنبه چهارم شهریور 1387 ::

اعتصاب غذای سراسری زندانیان سیاسی و مدنی کرد

 

 

بنا به گزارشات دریافتی و مستند به بیانییه یی که با امضای زندانیان سیاسی و مدنی کرد انتشار یافته است ، از روز دوشنبه این زندانیان در تمامی زندان های کردستان وایران اعتصاب غذایی سراسری اعلام داشته اند .
زندانیان سیاسی کرد طی بیانییه ی" خطاب به انسانیت !" برگزیدن اعتصاب غذا را اقدامی برای "بازپس گیری جسممان و فراتر بردنش از " زندان" و پیوند دادن آن با خواست رهایی "وصف نموده اند.آنان هم چنین اظهار داشته اند این اعتصاب غذا را جهت "شرمگین " ساختن حاکمیت ومعطوف ساختن افکار عمومی به شرایط دشوار زندان سازمان داده اند یکی از زندانیان سیاسی و مدنی کرد با اشاره به فشارهای زیاده از حد حاکمیت به ویژه بر فعالان سیاسی و مدنی و صدور احکام اعدام 8 تن از این فعالان و همچنین تشدید فشار بر بقیه زندانیان، اهداف این اعتصاب غذا را چنین شرح داده است :
1. اعتراف حاکمیت به هویت سیاسی ومدنی این زندانیان و در پیش گرفتن رفتاری شرافتمندانه با آنان
2. تجدید نظر در اعدام دسته جمعی زندانیان وتوقف فوری اجرای احکام اعدام کلیه زندانیان سیاسی و مدنی
3. پایان دادن به شکنجه ،آزار ورفتارهای غیر انسانی نسبت به کلیه زندانیان
4. به تبعیض میان زندانیان سیاسی و مدنی وهم چنین تبعید آنان پایان داده شود؛و شرایط زندان بهبود یابد
5. زندان های سر اسر ایران بدون هیچ گونه محدودیتی تحت نظارت سازمانهای حقوق بشری داخلی و جهانی قرار گیرد
6. دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در جهت تحقق مبانی مسلم حقوق بشر و رعایت اصل انصاف، مورد اصلاحات اساسی قرار گیرد

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ دوشنبه چهارم شهریور 1387 ::

گزارش همسر باقي از احضارهاي پياپي همسرش : باقي ركوردار احضار ، بازجويي و محاكمه در كشور است

فاطمه كمالي احمد سرايي همسر عمادالدين باقي با ارسال نامه و گزارشي مفصل براي مقامات كشور اعلام كرد باقي ركوردار احضار ، بازجويي و محاكمه در كشور است.در اين نامه آمده است :
عمادالدين باقي در مهر ماه سال گذشته طي تظلم نامه اي براي رئيس قوه قضائيه از 26 مورد اعمال محدوديت ها، محروميت ها و فشارها در سالهاي اخير عليه خود گزارش داده بود از قبيل ممانعت از ادامه تدريس در دانشگاه از سال 1374 به بعد، ممانعت از اشتغال در مؤسسات تحقيقاتي غيردولتي،لغو مجوز انتشاراتي متعلق به او، توقيف روزنامه ها يا مجله هايي كه او در آن مسئوليت داشته، توقيف 6كتاب او پس از انتشار و عدم صدور مجوز براي انتشار 7كتاب پس از دو سال انتظار براي صدور مجوز،ممنوع الخروج شدن و يكي از بندهاي گزارش نيز احضارهاي مكرر او به دادگاه بود. صرفنظر از اينكه داشتن شغل مشروع حق مسلم يك شهروند است وبه انحاء مختلف از آن جلوگيري شده و لطمات مادي و روحي به خانواده وارد كرده است ما در اين نامه تنها بر يكي از اين موارد انگشت مي گذاريم. بنا به شرح تفصيلي جدول پيوست اين نامه طي سالهاي اخير بيش از 53بار آقاي باقي و 12بار اعضاي خانواده او به دادگاه (و چند مورد وزارت اطلاعات) براي بازجويي يا محاكمه احضار شده اند كه حاصل آن چند مورد محكوميت و زندان بوده است. شايد نتوان دقيقا مشخص كرد كه گزارش پيوست چه برداشت و تصوري را در خواننده اش ايجاد مي كند اما مي توان گفت كه اگر نبود تداوم  ملال آور و سيستماتيك احضارها و دادگاههايي كه به گمان بسياري براي خسته كردن يا به تعليق در آوردن زندگي فرد انجام مي شود اين گزارش هم فراهم نمي شد. افراد متعددي پيشنهاد كردند چنين گزارشي فراهم شود، يكي با انگيزه  ثبت در تاريخ و ديگري براي اينكه شايد تاثيري در جلوگيري از ادامه اين روند داشته باشد. اما آنچه مسلم است هريك از اين احضارها حواشي و گرفتاري هاي خاص خود را دارند.براي يك احضار، ساعت هاي چندي صرف هماهنگي با وكيل، رايزني ها و كسب آمادگي براي دفاع و برنامه ريزي براي محبوس شدن احتمالي مي شود واگر دادگاهي در كار باشد ، مطالعه پرونده و نت برداري پرونده براي متهم و نوشتن دفاعيات و بحث هاي پيرامون آن را هم بيفزاييد. از سوي ديگر  براي خانواده اي كه عملي شدن اين  تهديدها را مشاهده كرده و زنداني شدن را جدي مي داند آثار اين دادگاهها مانند كساني نيست كه فقط يك خبر را در ميان انبوه خبرها مي خوانند و از كنار آن به سادگي عبور مي كنند.هر احضاري مي تواند منشاء نگراني ها  و انتظار ها شود خصوصا اگر مكرر و پيوسته باشد زيرا يكي دو مورد احضار و دادگاه شايد عادي تلقي شود ولي تكرار آن چنين نخواهد بود.
اين اعمال فشارها و محدوديت هاي سيستماتيك كه عمدتاً از سوي جريان خاصي پيگيري مي شدند موجب فشارها و مشكلات فراوان و فلج كردن و بي ثبات سازي و احساس ناامني مداوم در خانواده بوده است. اين در حالي است كه تمامي موارد فوق فاقد مبناي حقوقي بوده و از سوي ديگر عملكرد آقاي باقي در چارچوب ظرفيت هاي قانوني موجود انجام شده است. متاسفانه درتمام اين سالها بجز كميسيون اصل نود و رياست محترم مجلس ششم هيچ مقام معتبري در صدد پرسش و كاوش از چرايي و چند و چون اين رخدادها و فشارها بر نيامده است و به دليل ترس يا محافظه كاري يا بي اعتنايي و اهميت ندادن به موضوع مربوط به يك شهروند كه در كسوت پژوهشگري و نويسندگي و فعال حقوق بشر شناخته شده است به اين مشكل رسيدگي نكردند و حتي به نامه هاي سربسته هيچگونه ترتيب اثري داده نشده به نحوي كه چاره اي جز سرگشاده كردن تظلم خواهي برايمان نمانده است.البته شرمساريم كه با وجود مشكلات كم و بيش مشابه براي شهروندان ديگر به مشكل خود پرداخته ايم اما اين نمونه اي از بي توجهي به وضع و تظلم خواهي شهروندان ديگر است.گرچه در مهرماه 1387 دوره حبس آقاي باقي پايان مي يابد اما پرونده هاي متعدد و مفتوح مانده كه عموماً حتي اتهامات مطروحه نيز بر خلاف قانون اساسي و قوانين عادي است(و در صورت لزوم مدارك و مستندات اين ادعا تقديم خواهد شد) اين نگراني را براي ما به وجود آورده است كه روند قبلي ادامه خواهد يافت و ما مصرانه خواستار خاتمه دادن به كليه اين پيگردها و جلوگيري از احتمال اعمال نفوذ برخي جريانهاي خاص در ادامه اين مزاحمت ها و تعيين فرد يا هيئتي براي استماع دقيق سخنان و مستندات ما و رسيدگي بي طرفانه به آن هستيم.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ یکشنبه سوم شهریور 1387 ::

دو ماه بی اطلاعی از وضعیت یک فعال کارگری

 

 

غلامرضا غلام حسینی، فعال کارگری و عضو سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران با گذشت قریب به دو ماه از زمان بازداشت کماکان در وضعیتی نامشخص در بند 240 زندان اوین بسر می برد.

غلامرضا غلام حسینی در جریان اعتراضات رانندگان شرکت واحد در بهمن ماه 1384 و اردیبهشت 85 بازداشت و همچون صدها راننده دیگر از کار اخراج شده بود.

به دلیل مخالفت و کارشکنی حراست شرکت واحد اتوبوسرانی با اشتغال مجدد، با وجود اخذ رای قطعی اداره کار استان تهران مبنی بر بازکشت به کار، وی موفق به انجام این مهم نشده بود.

آقای غلام حسینی جهت پیگیری وضعیت خود در مراسم روز زن در روز چهارم تیرماه 86 که توسط شهرداری تهران و شرکت واحد اتوبوسرانی در سالن سرپوشیده مجموعه ورزشی آزادی برگزار می شد، قصد دیدار با شهردار تهران را داشت. وی قبل از شروع مراسم با هماهنگی حراست شرکت واحد توسط مأموران پلیش امنیت تهران بازداشت و به بازداشتگاه میدان سپاه منتقل شد. وی سپس به دادسرای امنیت و با صدور قرار بازداشت موقت در روز پنجم تیرماه به زندان اوین منتقل شد.

غلامرضا غلام حسینی ظرف دو ماه گذشته طبق مندرجات قرار صادره در بند 240 زندان اوین و در سلول انفرادی نگهداری شده است.

اتهامات وی اخلال در نظم عمومی و اقدام علیه امنیت ملی عنوان شده است. متذکر می شود آقای غلام حسینی ظرف مدت بازداشت خود هیچ گونه تماسی یا منزل نداشته است.

کمیته گزارشگران حقوق بشر

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ یکشنبه سوم شهریور 1387 ::

کیست و چه کرد .. مسعود کردپور ؟؟

 

 

تا زمانی که این بزرگواران دار فانی را وداع نگویند و به جاودانه تاریخ نپیوندند نام های بزرگوارشان کمتر بر سر زبانها می آید و به طوری شایسته از آنان قدردانی نخواهد شد . بیایید دست دردست هم این طلسم نامولود را شکسته و قدر و یاد بزرگانمان را نه پس از مرگ بلکه هیچگاه از یاد نبریم .

در رابطه با بازداشت مسعود کردپور ژورنالیست و فعال حقوق بشر کردستان گفتگویی با برادر ایشان خسرو کردپور ترتیب داده ام تا بیوگرافی زندگی ایشان را تقدیم تمام وجدانهای بیدار نماییم.

مسعود کردپور در فروردین ماه سال 1350 شمسی در یکی از خانواده های کرد ایرانی در سقز دیده به جهان گشود و با وجود فشارهای زیاد منطقه ای و فقر اقتصادی که دامن بیشتر فرزندان این خاک و بوم را گرفته است توانست همانند سایر افراد خانواده مقاطع مختلف تحصیلی را طی نماید. در ابتدا در رشته جغرافیا از دانشگاه اصفهان با مدرک تحصیلی لیسانس جغرافیای طبیعی فارغ التحصیل گردید و متعاقب آن برای ادامه تحصیل به تهران رفت و نهایتاً به دریافت مدرک فوق لیسانس در رشته جغرافیای سیاسی از دانشگاه نایل گردید. در این مدت کاک مسعود همزمان به امر تدریس و آموزش در مقاطع مختلف تحصیلی در استانهای آذربایجان غربی و تهران اشتغال داشته و در مجموع افتخار 21 سال خدمت در امر تعلیم و تربیت فرزندان این آب و خاک را در کارنامه خود دارد.

از جمله دیگر اقدامات این معلم دلسوز می توان به موارد زیر اشاره نمود :

1- عضویت در انجمن دفاع از محیط زیست شهرستان بوکان

2- بنیانگذار بنیاد دموکراسی و حقوق بشر کردستان ایران

3- اشتغال به امر روزنامه نگاری و اطلاع رسانی و تحلیل موضوعات مختلف سیاسی و اجتماعی روز در طی سالهای گذشته بطور حرفه ای.

مسعود کردپور طی 10 سال گذشته ، همواره در عرصه اطلاع رسانی و موضوعات حقوق بشری یکی از فعالترین روزنامه نگاران کرد به شمار می آمده که ندای مردم سرزمینش را از طریق رسانه های داخلی و خارجی به گوش جهانیان رسانده است و تا به امروز بارها از سوی نهادهای حکومتی مورد بازداشت و تبعید قرار گرفته است.

واقعیت این است که این اقدامات نتوانسته است اراده و عزم راسخ این فعال حقوق بشر را از رسیدن به اهداف والای انسانی که همانا دفاع از حقوق بنیادین انسانها آنگونه که در اعلامیه جهانی حقوق بشر تصریح شده است باز دارد.

حال بیش از 15 روز از بازداشت این معلم بزرگوار که همیشه به دانش آموزانش درس برادری و برابری و به جهانیان فریاد مظلومیت ملتش را رسانده است می گذرد در اینجا باید به این حقیقت اعتراف نماییم که کاک مسعود نه تنها برای مردم کردستان بلکه برای تمامی ایرانیان الگوی آزادگی و فداکاری است . پس بیایید دست در دست هم بازداشت وی را محکوم نموده و قدر بزرگانمان را همواره در هر زمان و مکانی پاس داریم.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ شنبه دوم شهریور 1387 ::

خبرنامه امیرکبیر

افزایش نگرانی ها نسبت به ادامه بازداشت ودود اسدی،و مجید اسدی

 

علیرغم گذشت یک ماه از بازداشت “ودود اسدی”، مدافع حقوق بشر و فعال حقوق قومی آذربایجانیها، از سرنوشت وی همچنان خبری در دست نمی باشد و در این مدت هیچ تماسی با خانواده خود نداشته است.

ودود اسدی، دانشجوی رشته زمین شناسی دانشگاه آزاد رشت و دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه آزاد اردبیل، روز ۱ مرداد ماه در رشت توسط ماموران امنیتی بازداشت و با وجود اینکه برخی منابع از انتقال وی به بند ۲۰۹ زندان اوین تهران خبر داده اند ولی خانواده او همچنان از محل نگهداری نامبرده اظهار بی اطلاعی می کنند.

در این باره زهرا پور اسد، همسر وی می گوید، علیرغم تمامی تلاش هایشان هیچ اطلاعی از وضعیت و محل نگهداری او بدست نیاورده اند و از اینرو سخت نگران او هستند. وی همچنان افزود: “ما اصلا”، بطور روشن نمی دانیم او را به چه جرمی بازداشت کرده اند”.

گفتنی است سازمان های مدافع حقوق بشر و نیز نهادها و سازمان های معتبر جهانی هر کدام با صدور بیانیه هایی، بازداشت این فعال حقوق بشر و مدافع حقوق آذربایجانیها را بشدت محکوم و خواهان آزادی او شدند.

همچنین به گزارش منابع دانشجویی از رشت “حسین رحیمی” دانشجوی رشته ساختمان جهاد دانشگاهی رشت و محسن رحیمی دو برادر هویت طلب آذربایجانی که روز ۳ مرداد توسط ماموران امنیتی بازداشت و روزها بدون تماس با خانواده و وکیل خود، در محل نامعلومی نگهداری می شدند، طی روزهای گذشته به قید وثیقه آزاد شدند.

بر این اساس آنها پس از آزادی ادعا کرده اند که در مدت بازداشت از سوی بازجویان تحت فشار های شدید قرار گرفته اند.
-----------
افزایش نگرانی ها نسبت به ادامه بازداشت مجید اسدی

مجید اسدی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی که در روز ۱۳ تیرماه توسط ماموران وزارت اطلاعات به صورت خشونت آمیزی دستگیر شد، همچنان در بازداشت می باشد. با توجه به گذشت ۴۹ روز از بازداشت، وی هنوز در بند ۲۰۹ اوین به سر می برد و نگرانی شدیدی در مورد سلامت وی وجود دارد.



به گزارش خبرنامه امیرکبیر، بعد از آخرین مراجعه مجید اسدی به دادگاه انقلاب در ۱۵ روز پیش که امکان آزادی وی بود، هیچ خبری از وی نیست. مراجعه مکرر وکیل وی و خانواده ی او با جواب های مبهم دادگاه انقلاب روبرو شده و همین امر نگرانی در مورد وضعیت مجید اسدی را افزایش می دهد.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ شنبه دوم شهریور 1387 ::

فعالان سياسی و مدنی به احکام صادره برای فعالان حقوق بشر اعتراض کردند

نشست کميته پيگيری بازداشت‌های خودسرانه در منزل محمد صديق کبودوند

 

در ديدار با خانواده محمد صديق کبودوند:صدور حکم ۱۱ سال زندان برای محمدصديق کبودوند فعال حقوق بشر در کردستان و روزنامه‌نگار دليلی بود تا کميته پيگيری بازداشت‌های خودسرانه يکی از نشست‌های خود را در منزل وی برگزار کند. از همين رو اين کميته با صدور اطلاعيه شماره ۱۵ خود از همه فعالان مدنی و سياسی خواست تا روز جمعه اول شهريورماه با حضور در منزل محمدصديق کبودوند ضمن اعتراض نسبت به صدور اين حکم، با خانواده اين زندانی فعال در حوزه حقوق بشر همراهی کنند. همانگونه که در لوح تقدير کميته پيگيری بازداشت‌های خودسرانه خطاب به محمدصديق کبودوند آمده بود: «دفاع از حقوق بشر نه‌تنها نشانه نوعدوستی، باور به کرامت ذاتی انسان و رشد اخلاقی است، بلکه امری ضروری برای ادامه حيات و بالندگی جامعه نيز هست.
بدين‌جهت ، تلاش‌های جنابعالی به عنوان رئيس سازمان دفاع از حقوق بشر در منطقه کردستان را که منجر به صدور حکم ناعادلانه محکوميت ۱۱ سال حبس برای شما شده است، ستايش کرده و قدر می‌نهيم.»
به اين ترتيب جمعی از فعالان مدنی و سياسی وابسته به طيف‌های مختلف سياسی با حضور خود در اين نشست از خانواده محمدصديق کبودوند به دليل تاخير در انجام اين ديدارعذرخواهی کردند تا همانگونه که محمدعلی عمويی که سابقه سال‌ها زندان را در پرونده سياسی خود دارد، انجام اينگونه نشست‌ها و مهم‌تر از آن منعکس کردن خواست‌های اين جمعيت را واجد تاثيرات مثبت بداند. وی گفت که اين جلسات، حتی اگر تاثير نيز نداشته باشد اعتراضات حقی است که افراد اين مملکت که منتقد پاره‌ای از تصميمات حکومتی هستند، دارند.
او از اينکه در اين نشست‌ها صاحبان انديشه‌های گوناگون حاضر می‌‌شوند، اظهار شادی کرد و گفت که بهره‌های زيادی از جمع بودن می‌بريم و امر مملکتی مورد توجه واقع می‌شود.
کوروش زعيم از فعالان ملی نيز در اين نشست گفت که «پيشگامان نوعدوستی، انسانيت و حقوق بشر، پيشگامان اخلاق اجتماعی و ترويج‌کنندگان رعايت قانون اساسی را به جای ستايش و تشويق، تهديد و بازداشت و زندانی می‌کنند. کبودوندها را که با فعاليت‌های حقوق بشری خود، مردم ستمديده، محروم و مستاصل کردستان را به آينده اميدوار می‌کنند و نيز به اينکه حتی در نظامی مانند جمهوری اسلامی امکان بهبود وجود دارد، به جای ۱۱ مدال افتخار، ۱۱ سال زندان می‌دهند.»
سخنران بعدی اين نشست محمد بسته‌نگار از فعالان ملی- مذهبی بود که او نيز با انتقاد از رويه شدن بازداشت‌های خودسرانه افرادی که تنها جرمشان آگاهی‌بخشی جامعه از طريق انتشار نشريه يا تاسيس نهادهای حقوق بشری است، اين نوع فشارها را در شهرستان‌ها به خصوص در مورد اقليت‌های دينی و قوميت‌های مختلف ايران، بيشتر و مضاعف ارزيابی کرد.
او گفت که تحقق اصل حاکميت مردم، مستلزم تامين حقوق برابر برای همه ايرانيان صرفنظر از تفاوت‌های قومی، مذهبی، مسلکی و جنسيتی است.
به اين ترتيب نوبت به گيتی پورفاضل وکيل محمدصديق کبودوند رسيد تا توضيح کوتاهی در خصوص سير پرونده موکلش ارائه دهد. او گفت که اعتراض‌هايی که صورت می‌گيرد برخلاف قانون اساسی نيست. او از اينکه احکام دادگاه‌ها در برخی موارد به وکيل ارسال نمی‌شود، انتقاد کرد. پورفاضل به اينکه چهار بار محاکمه موکش به دلايل مختلف به تعويق افتاده است، اشاره کرد.
فريبرز رئيس‌دانا پژوهشگر و نويسنده نيز خطاب به مسوولان گفت که چرا به همين قانون اساسی وفادار نيستيد؟ او سپس در پاسخ به اين سوال با اشاره به رشد و گسترش آگاهی‌های مردم، نتيجه برخورد با فعالان مدنی و حقوق بشری را ناموفق ارزيابی کرد و در ادامه باز پرسيد: چرا کوچک‌ترين تشکل صنفی، اتحاديه‌های کارگری، اجازه تاسيس ندارند.
اجلال قوامی روزنامه‌‌نگار کرد که او نيز به تازگی از زندان آزاد شده است، در اين نشست با بيان اينکه محمدصديق کبودوند دغدغه حقوق بشر داشت، گفت که کبودوند در نشريه توقيف شده پيام مردم کردستان بر حقوق انسانی، قانونی و مشروع که در قانون اساسی برای اقوام در نظر گرفته شده است، تاکيد داشت و مورد توجه او بود.
او در ادامه به برخوردهايی که در مناطق کردنشين با فعالان مدنی می‌شود، اشاره کرد و آن را به مراتب شديدتر از برخوردها يی که در مرکز و ديگر نقاط ايران با فعالان مدنی می‌شود، ارزيابی کرد. به اين ترتيب خواستار توجه بيشتر فعالان سياسی و مدنی به اين مناطق شد.
قوامی در بخش ديگر سخنان خود از اقدامات افرادی سخن گفت که سعی می‌کنند حرکت‌های مدنی و مسالمت‌آميز فعالان مدنی در منطقه کردنشين را به سمت راديکاليسم سوق دهند.
تقی رحمانی از فعالان ملی- مذهبی که او نيز تجربه سال ها زندان در کارنامه سياسی خود دارد، در اين نشست ابتدا از اينکه همه فعالان سياسی از گرايش‌های مختلف به مقوله حقوق بشر ديدی سياسی دارند و آن را تبديل به مقوله‌ای ايدئولوژيک کرده‌اند، انتقاد کرد.
او گفت که به لحاظ سياسی بيشترين توجه در ايران بايد به منطقه کردستان باشد چراکه مسئله اقوام مسئله تمام مردم ايران است. رحمانی با اشاره به صدور احکام اعدام برای چند نفر از فعالان کرد به قوانين حاکم برايران و آموزه‌های دينی اشاره کرد و گفت که فعالان حقوق بشر از اين منظر بايد با حکومت وارد گفت‌وگو شوند.
او با اشاره به اجرای حکم يعقوب مهرنهاد از نگرانی‌هايش درخصوص احتمال اجرای حکم اعدام برای افرادی که در غرب کشور زير حکم اعدام هستند، سخن گفت. رحمانی صدور اينگونه رأی‌ها با توجه به قوانين داخلی منطبق ندانست.
با اين سخنان نوبت به صديقه وسمقی رسيد تا او نيز به‌رغم اينکه آشنايی نزديکی با کبودوند نداشته است نسبت به روند رسيدگی به پرونده اين فعال مدنی انتقاد کند.
وسمقی که دروس اسلامی خوانده و ساليان طولانی است فقه تدريس می‌کند از صدور چنين مجازات‌های سنگين برای فعالان مدنی ابراز تعجب کرد و آن را منطبق بر قوانين جمهوری اسلامی ندانست. او در ادامه ضمن تبيين مقوله محارب در اسلام و با انتقاد از اينکه برخی اين واژه را به همه جرائم سياسی تعميم می‌دهند، نسبت به اين موضوع ابراز نگرانی کرد. بنابراين گفت که بايد اين موضوع را به حاکمان تفهيم کنيم که اولين وظيفه هر حکومتی حفظ جان و مال مردم است. بنابراين گفت: وای به روزی که حکومت‌ها خود مخل امنيت جانی و مالی مردم شوند.
به اين ترتيب او ابراز اميدواری کرد که اين جمع شدن‌ها و تلاش‌ها زمينه خشونت را از جامعه کم کند. از همين رو آرزو کرد تا فضايی به وجود بيايد تا همه در کنار هم با آرامش عقايدشان را بيان کنند و از عقايد هم برای ساختن کشور استفاده کنند.
پس از وسمقی، نوبت به محمدعلی توفيقی سردبير نشريه توقيف شده «هاوار» کردستان رسيد تا او بر اين جمله تاکيد کند که اگر مسئله ايران دموکراسی است و مشکل ما نبود دموکراسی است، بنابراين بايد بر رفع موانع بر سر راه دموکراسی تلاش کنيم. از همين رو او بافت قومی و مذهبی ايران را يکی از موانع تحقق دموکراسی در کشور عنوان کرد، البته مانعی که می‌تواند به يک فرصت تبديل شود.
توفيقی در ادامه از برخی تبعيض‌ها در مناطق کردنشين سخن گفت و از بسته شدن اکثر نشريات مناطق کردنشين و انسداد سياسی در اين مناطق خبر داد. بر اين اساس بود که حکم محمدصديق کبودوند را بارز مصداق تبعيض عنوان کرد.
توفيقی نيز در ادامه از تلاش عامدانه عده‌ای برای تشديد فضای امنيتی در کردستان خبر داد. او گفت: تلاش‌های زيادی وجود دارد که کردها را تجزيه‌طلب نشان دهند اما با شناختی که از مسائل کردستان دارم حتی گروه‌های اپوزيسيون در مرامنامه خود موضوعی به نام جدايی کردستان را به رسميت نشناخته‌اند. به اين ترتيب بود که او به عنوان يک فعال مدنی و سياسی راه‌حل مشکلات کردستان را رويکردهای مسالمت‌آميز دانست.
عيسی سحرخيز روزنامه‌نگار نيز در سخنان خود ابتدا فشارهای وارده بر روزنامه‌نگاران مناطق حاشيه را بيشتر از مرکز ارزيابی کرد. او در بخش ديگری از سخنان خود بر ضرورت تفکيک جريان‌های مسالمت‌جو و اصلاح‌طلب با جريان‌هايی که خشونت‌طلب هستند، تاکيد کرد و گفت که حاکميت از همين نقطه ورود پيدا می‌کند. بنابراين سحرخيز گفت که اگر بر قانون اساسی و قوانين بين‌المللی که ايران نيز آن را پذيرفته است تکيه کنيم -نکاتی که در آنجا حقوقی را برای فعالان حقوق بشر در نظر گرفته است و دولت‌ها را ملزم به رعايت آن می‌کند- اين ضايعات را کمتر شاهد خواهيم بود.
او گفت که جريان‌های خشونت‌طلب در داخل و خارج از کشور مثل دو لبه يک قيچی عمل کرده و افراد را تحت فشار قرار می‌دهند. سحرخيز در ادامه از تلاش‌هايی سخن گفت که می‌خواهند شهروندان ايرانی را از ايران خارج کنند.
او در پايان توصيه کرد: بر قانونگرايی تاکيد کنيم. بر ضعف حکومت بر نقض قانون اساسی انگشت بگذاريم و از همه نهادهای مسوول بخواهيم مسئله حقوق بشر را در اولويت قرار دهند و نقض حقوق بشر را ملاک قرار دهند.
محمد ملکی فعال سياسی نيز از نقض قانون اساسی توسط برخی از مسوولان جمهوری اسلامی سخن گفت که حقوق منتقدان خود را ناديده می‌گيرند. او بر لزوم همراهی همه گرايش‌های مختلف فکری و سياسی برای قدردانی از تلاش‌های کسانی که سال‌ها پيش ايثار کردند، تاکيد کرد.
با پايان اين سخنان نوبت به پريناز حسنی همسر محمدصديق کبودوند رسيد تا با اشاره به اتهام اصلی همسرش که تاسيس سازمان حقوق بشر بوده است از همه حاضران تشکر کند و بگويد که حضور شما شادی من و بچه‌هايم را دوبرابر کرد.
سخنانی که با درددل‌های مادر منصور اسالو که او نيز در زندان به سر می‌برد، همراه شد. او نيز از بيماری فرزندش و همچنين تشکيل پرونده‌ای ديگر برای او خبر داد. او از حاضران خواست تا فراموش‌شان نکنند.
به اين ترتيب بود که خانه کوچک محمدصديق کبودوند محلی شد تا طيف‌های وسيعی از گرايش‌های مختلف دور هم جمع شوند و بر روی يک موضوع واحد ديدگاه‌های نزديکی را ارائه دهند.

----
در اطلاعيه شماره ۱۵ کميته پيگيری بازداشت‌های خودسرانه مطرح شد
حکم صادره برای کبودوند فصلی جديد در برخورد با فعالان حقوق بشر

دفاع از حقوق بشر علاوه بر آنکه برپايه هايی از نوع دوستی، انسانيت و باور به کرامت ذاتی بشريت استوار است و از اين منظر سجيه ای اخلاقی است بلکه امری لازم و ضروری برای حيات و بالندگی هر جامعه ای است که می خواهد سعادت وشادکامی را برای شهروندانش تضمين کند. بر اين اساس حکومت های دموکراتيک نه تنها تحقق و تضمين حقوق بشر را وظيفه خود می دانند که يادآوری و هشدار شهروندان در مورد نقض حقوق بشر را غنيمتی گرانبها شمرده و قدردان آن هستند.

در ايران اما متاسفانه نه تنها چنين نگاهی نسبت به دفاع از حقوق بشر که مصداق بارز امر به معروف و نهی از منکر است وجود ندارد بلکه هرنوع فعاليتی از سوی شهروندان در اين زمينه با سختگيرانه ترين برخوردهای امنيتی، انتظامی و قضايی مواجه می شود. مدافعان حقوق بشر برهم زنندگان امنيت جامعه معرفی شده و به زندان می روند در حالی که ناقضان حقوق بشر با آسودگی خاطر خود را از هرگونه رسيدگی قضايی مصون می پندارند.

محکوميت آقای «محمد صديق کبودوند» رئيس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان به يازده سال حبس از سوی دادگاه انقلاب اسلامی تهران يکی از بارزترين مصاديق عملکرد منفی و ناقض قوانين مراجع ذی ربط در رابطه با فعالان حقوق بشر است.

درحالی که مطابق قانون اساسی و اصول جهانی و پذيرفته شده حقوق بشر تشکيل نهادهای مدنی و فعاليت های مسالمت آميز امری آزاد است، آقای محمد صديق کبودوند به اتهام تاسيس، عضو گيری و اداره سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان متحمل بی سابقه ترين و سنگين ترين حکم حبس در مورد فعالان حقوق بشری شده است. برخی از موارد اتهامی ديگر آقای کبودوند به اين شرح است: «حمايتهای تبليغاتی و حقوقی از دستگير شدگان»، «ارتباط با رسانه های خارجی»، «طرح تحريم انتخابات رياست جمهوری مرحله نهم»، «تبليغات گسترده در مورد نقص حقوق بشر در نظام جمهوری اسلامی ايران»، «راه اندازی سايت اينترنتی و پخش موارد فوق در اين سايتها و پخش مطالب سايت به زبان انگليسی جهت پخش بين المللی آنها»، «ارسال گزارشات از وضعيت حقوق بشر به مجامع بين الملی نظير دبير کل سازمان ملل متحد».

به باور کميته پی گيری بازداشتهای خودسرانه صدور چنين حکم بی سابقه ای ضمن آنکه نقضی آشکار و جفايی بس ناروا در حق يک فعال مدنی و يک شهروند ايرانی است، با توجه به عناوين اتهامی مذکور در بالا که هيچکدام را نمی توان مصداق برهم زدن امنيت ملی و ... دانست، گشودن بابی جديد در برخورد با فعالان سياسی، اجتماعی و حقوق بشری است که تنها با توسل به اقدامات مسالمت آميز قصد اصلاح امور و هشدار در درباره موارد نقض حقوق بشر را دارند.

از اين رو کميته پی گيری بازداشتهای خودسرانه اعلام می کند به منظور محکوميت صدورحکم يازده سال حبس و دفاع از حقوق نقض شده آقای محمد صديق کبودوند، روز جمعه اول شهريورماه سال جاری ضمن ديدار با خانواده اين فعال حقوق بشر نشستی را با حضور جمعی از فعالان سياسی و مدنی در منزل آقای کبودوند برگزار خواهد کرد.



 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ شنبه دوم شهریور 1387 ::

کمیته گزارشگران حقوق بشر

وضعیت نامناسب عابد توانچه در زندان اراک /دادگاه علی کانتوری 5 شهریور برگزار خواهد شد

 

عابد توانچه فعال دانشجویی که برای تحمل محکومیت هشت ماهه خود در زندان اراک به سر می برد، در شرایط نامناسبی نگهداری می شود.

طبق گزارش های رسیده، به دلیل عدم تفکیک جرایم در زندان، عابد توانچه در میان زندانیان عادی و با جرایم سنگین نگهداری می شود. هفته گذشته نیز وی از سوی یکی از محکومین به قتل در زندان مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفت، با این حال مسئولان زندان تاکنون هیچ گونه اقدامی جهت انتقال وی به مکانی بهتر، انجام نداده اند.

عابد توانچه دانشجوی سابق دانشگاه امیرکبیر، در تابستان 85 پس از اعتراضات دانشجویی در دانشگاه امیرکبیر به بازداشت نیروهای امنیتی در آمد و به مدت بیش از یک ماه در بازداشتگاه اطلاعات سپاه در زندان اوین نگهداری شد.

گفتنی است هفته گذشته، احضاریه ای از سوی مجتمع قضایی تهران برای عابد توانچه ارسال شده است، و در آن از وی خواسته شده تا ظرف یک هفته پس از رؤیت برگه احضاریه خود را به دادگاه معرفی نماید، این در حالی است که وی در حال تحمل محکومیت خود در زندان اراک می باشد.

در سال های اخیر، معمولا پس از انتقال یک فعال سیاسی به زندان جهت گذراندن محکومیتش، پرونده های جدیدی علیه وی گشوده می شود و دادگاه انقلاب اقدام به صدور احکام سنگین برای زندانیان سیاسی می نماید.

**************
دادگاه علی کانتوری 5 شهریور برگزار خواهد شد

دادگاه رسیدگی به اتهامات علی کانتوری، فعال دانشجویی چپ که در جریان بازداشت گسترده دانشجویان در آذرماه، دستگیر و بیش از 3 ماه درزندان اوین نگهداری شد، روز سه شنبه 5 شهریور ماه در شعبه 2 دادگاه انقلاب برگزار خواهد شد.

در آذرماه گذشته حدود 40 تن از فعالان دانشجویی طیف چپ، به فاصله چند روز به بازداشت نهادهای امنیتی در آمدند. این دانشجویان که پس از بازداشت به بند 209 زندان اوین انتقال یافتند، پس از آزادی از زندان، از فشارهای شدید وارد بر خود سخن گفتند.

گفتنی است، به گفته ی این افراد، وزارت اطلاعات با تحت فشار قرار دادن و ضرب و شتم آنان، تلاش داشته است، دانشجویان را وادار به انجام اعتراف تلوزیونی نماید.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ جمعه یکم شهریور 1387 ::

بنام آزادی و بنام خلق بپا خاسته

اسامی تعدادی از زندانیان سیاسی تبعیدی در زندان گو هر دشت کرج که تا کنون بدست ما رسیده به شرح ذیل می آید:

 

اندرزگاه۴ زندان گو هردشت :

۱- خالد هردانی   /    سال دستگیری   ۱۳۷۹ /    تبعید در زندان  / مدت اسارت   ۹ سال / محکومیت :

اعدام  با یک درجه تخفیف  زندان ابد

۲- کریم معروف عزیز / سال دستگیری  ۱۳۷۶ / تبعید در زندان / مدت اسارت ۱۲ سال / محکومیت :

زندان ابد

۳- حمید بنا زاده / سال دستگیری ۱۳۸۶ / تبعید در زندان / مدت اسارت ۲ سال / محکومیت :

زندان ابد

۴- علی اصغر بنا زاده / سال دستگیری ۱۳۸۶ / تبعید در زندان / مدت اسارت ۲ سال / محکومیت :

زندان ابد

۵- صالح کهندل / سال دستگیری ۱۳۸۵ / تبعید در زندان  / مدت اسارت  ۲ سال / محکومیت :

۱۰ سال

۶- شیر محمد رضائی / سال دستگیری ۱۳۸۶ / تبعید در زندان / مدت اسارت ۲ سال / محک.میت :

....

۷- راعف عیوری /  سال دستگیری ۱۳۸۷ / تبعید در زندان / مدت اسارت ۶ ماه / محکومیت :

۲ سال

۸- ارکان گل تکین / سال دستگیری ۱۳۸۴ / تبعید در زندان / مدت اسارت ۳سال / محکومیت :

۴ سال

۹- هارون دوانی / سال دستگیری ۱۳۸۴ / تبعید در زندان / مدت اسارت ۳ سال / محکومیت :

۴ سال

 

اندرزگاه ۶ زندان گو هردشت :

۱-  ارژنگ داوودی / سال دستگیری ۱۳۸۴ / تبعید در زندان / مدت اسارت ۳ سال / محکومیت :

۱۵ سال

۲- فر هنگ پور منصوری / سال دستگیری ۱۳۷۹ / تبعید در زندان / مدت اسارت ۹ سال / محکومیت :

زندان ابد

۳- شهرام پور منصوری /سال دستگیری ۱۳۷۹ / تبعید درزندان / مدت اسارت ۹ سال / محکومیت :

زندان ابد

۴- نا صر یو سفی / سال دستگیری ۱۳۸۵ / تبعید در زندان / مدت اسارت ۲ سال / محکومیت :

۵ سال

۵- احمد یو سفی / سال دستگیری ۱۳۸۷ / تبعید در زندان / مدت اسارت ۶ ماه / محکومیت :

.....

۶ - رضا مقدم / سال دستگیری ۱۳۸۷ / تبعید در زندان / مدت اسارت ۶ ماه / محکومیت :

.....

۷ - کریم قادری / سال دستگیری ۱۳۸۶ / تبعید در زندان / مدت اسارت ۱ سال / محکومیت :

۵ سال

۸- کاوه مجدی فر / سال دستگیری ۱۳۸۶ / تبعید در زندان / مدت اسارت ۱ سال / محکومیت :

۲ سال

۹- طالقان جلیباقو/ سال دستگیری ۱۳۸۷ / تبعید در زندان / مدت اسارت ۶ ماه / محکومیت :

......

 

اندرزگاه ۲ زندان گو هردشت :

۱-علیرضا کریمی خیر آبادی / سال دستگیری ۱۳۷۷ / تبعید در زندان / مدت اسارت ۱۰ سال / محکومیت:

اعدام

۲- بهروز جاوید تهرانی / سال دستگیری ۱۳۸۴ / تبعید در زندان / مدت اسارت ۳ سال / محکومیت:

۵ سال

۳- افشین بایمانی / سال دستگیری ۱۳۷۹ / تبعید در زندان / مدت اسارت ۸ سال / محکومیت :

زندان ابد

۴ - امیر حسین حشمت ساران / سال دستگیری ۱۳۸۳ / تبعید در زندان / مدت اسارت ۵ سال محکومیت:

۸ سال

 

اندرزگاه ۵ زندان گو هردشت :

بابک دادبخش / سال دستگیری ۱۳۸۴ / تبعید در زندان / مدت اسارت ۳ سال / محکومیت :

۱۵ سال

 

اندرزگاه ۱ بند انفرادی :

۱- علی جان گرائی / سال دستگیری ۱۳۸۷ / مدت اسارت ۶ ماه / محکومیت :

۵ سال

۲- محسن گرائی / سال دستگیری ۱۳۸۷ / مدت اسارت ۶ ماه / محکومیت :

۱۰ سال

 

اندرزگاه مخفی اطلاعات سپاه :

منصور راد پور / سال دستگیری ۱۳۸۶ / تبعید در زندان / مدت اسارت ۶ ماه / محکومیت :

۳ سال

یاد آور می شویم از بند اطلاعات سپاه هیچ آمار دیگری در دست نیست ؟؟

 

اندرزگاه ۷  ( بند نصوان    زنان )

۱- شهناز کی پور / سال دستگیری ۱۳۸۷ / مدت اسارت ۶ ماه / محکومیت :

۵ سال

۲- آزاده گرائی / سال دستگیری ۱۳۸۷ / مدت اسارت ۶ ماه / محکومیت :

۱۰ سال

۳- شهناز زرین فر / سال دستگیری ۱۳۸۶ / تبعید در زندان / مدت اسارت ۱ سال / محکومیت :

.....

۴- فا طمه جوشن / سال دستگیری ۱۳۸۷ / تبعید در زندان / مدت اسارت ۶ ماه / محکومیت :

۳ سال

۵- شهلا اسد پور / سال دستگیری ۱۳۸۷ / تبعید در زندان / مدت اسارت ۶ ماه / محکومیت :

۳ سال

 

به اطلاع  تمامی مدافعین و فعالین حقوق بشر میرسانیم  اسامی که  منتشر شده است آن دسته از عزیزانی می باشد که تا کنون توانستیم با آنها ارتباط بر قرار سازیم و از اوضاع آنها با خبر شویم  ولی هستند زندانیان سیاسی که در بند اطلاعات سپاه زندان گو هردشت کرج  که تنها بند امنیتی این زندان می باشد به صورت مخفیانه نگهداری می شوند که هیچ یک از کانون های حقوق بشری نمی توانند آمار و ارقام این بند را بدست بیاورند

و باز هم یاد آور می شویم تنها فریاد رس این قربانیان جهل و جنون حکومت ملاها شما یاران مبارز و آزادیخواه در سر تا سر دنیا می باشید که قطعا اگر شما ها نبودید اکثریت این زندانیان در گمنامی جان می سپردند درود بر شما و بو سه می زنیم بر قلمهای راستین و انسانی شما

کانون پیشاهنگی دفاع از زندانیان سیاسی در ایران

كميته صدای حقوق بشر در ايران

www.thevoiceofhumanrightsiniran.org

info@thevoiceofhumanrightsiniran.org

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 ::

دو سال گذشت: سعید درخشندی و ابوالفضل جهاندار همچنان دربند

 

 

دو سال پیش در چنین روزهایی ابوالفضل جهاندار و سعید درخشندی از فعالین دانشجویی بازداشت شدند. ابوالفضل جهاندار، عضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت و عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبائی، و سعید درخشندی، عضو سایق انجمن اسلامی دانشگاه یزد، در بیست و نهم و سی ام مردادماه سال ۱۳۸۵ بازداشت شدند و اکنون در حالی وارد سومین سال بازداشت خود می شوند که در این مدت بدون استفاده از حق مرخصی همچنان در بند هستند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر سعید درخشندی و ابوالفضل جهاندار پس از بازداشت، مدت ها در بلاتکلیفی به سر بردند. این دو در ابتدا با اتهاماتی عجیب نظیر داشتن ایمیل محرمانه، برنامه ریزی برای تسخیر صدا و سیما، رابطه نامشروع از طریق داشتن عکس یادگاری دسته جمعی با دانشجویان و … مواجه شدند اما در طی روال پرونده اتهام آنان به اقدام علیه امنیت ملی تغییر پیدا کرد و نهایتا پس از ۶ ماه بلاتکلیفی در اسفندماه سال ۸۵ بترتیب به ۳ و ۵/۲ سال زندان محکوم شدند. گرچه این حکم با اعتراض وکلای پرونده مواجه شد ولی دادگاه تجدید نظر این حکم را تایید کرد. قاضی دادگاه تجدیدنظر در همان زمان به خانواده های جهاندار و درخشندی گفته بود جهت تایید این حکم تحت فشار قرار داشته است.
در مهرماه ۸۶ ابوالفضل جهاندار مجددا به اتهام «توهین به رئیس جمهور و شورای نگهبان» به ۳ ماه حبس تعزیری محکوم شد. در زمانی که دادگاه انقلاب وی را به دو سال و نیم حبس تعزیری محکوم کرد، این دادگاه با اعلام سلب صلاحیت از خود در خصوص اتهامات دیگر پرونده از قبیل توهین به رئیس جمهور و توهین به شورای نگهبان، پرونده جهاندار را به دادگاه عمومی ارسال کرد که وی در آنجا مجددا به ۳ ماه حبس تعزیری محکوم شد.
این دو فعال دانشجویی در زندان از لحاظ جسمی نیز در وضعیت مناسبی به سر نمی برند. سعید درخشندی از ناحیه کمر و نخاع آسیب دیده است. وی در ۲۸ اسفندماه ۸۵ و ۲ روز پیش از سال نو در بند ۲۰۹ مورد ضرب و شتم قرار گرفت. خانواده سعید درخشندی در همان زمان اعلام کردند این ضرب وشتم باعث آسیب دیدگی شدید کمر و نخاع وی شده، به طوری که دست چپ وی از کار افتاده است. جهاندار نیز مبتلا به کاهش شدید بینایی چشم و مشکلات مفصلی شده است و محمدعلی دادخواه، وکیل مدافع وی، نسبت به وضعیت جسمی او در زندان ابراز نگرانی کرده است.
ابوالفض جهاندار در پی اعتراضات سازمان های حقوق بشری و همچنین اعتراض و اعتصاب غذای خود وی در زندان پس از حدود یک سال بازداشت، به مرکز درمانی اوین منتقل شد. پزشکان مستقر در زندان عنوان داشتند که وی دچار فرسودگی مهرهای کمر شده و امکان درمان این بیماری در زندان اوین وجود ندارد. یک عضو خانواده درخشندی نیز چندی پیش گفته بود: «او برای درمان نیاز شدید به دکتر متخصص مغز و اعصاب دارد، اما تاکنون مسوولین بند ۲۰۹ از انتقال وی به بیمارستان برای مداوا امتناع می کنند.»
عدم اعطای مرخصی و تداوم بازدشت ناعادلانه این دو فعال دانشجویی با فشار بر خانواده های آنان نیز همراه بوده است. قاضی حداد، معاونت امنیت دادسرای انقلاب تهران، سال گذشته پس اعتراضات خانواده های این دو دانشجو با احضار مجتبی درخشندی، پدر سعید درخشندی، وی را به دلیل مصاحبه با رسانه ها تهدید و برای او قرار وثیقه صادر کرد. به گفته یکی از نزدیکان خانواده درخشندی، مجتبی درخشندی، ۷۵ ساله، پس از آن که در گفتگو با خبرگزاری ها خواستار توجه به وضعیت پزشکی فرزندش شد به دادگاه انقلاب احضار شده بود. اگر چه دادگاه انقلاب وی را با قرار وثیقه آزاد کرده اما به وی و دیگر خانواده ها هشدار داده شده است که در صورت مصاحبه با رسانه ها، با آنها برخورد می شود.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 ::

درخواست دو سازمان مدافع حقوق بشر در مورد رسیدگی به وضعیت مسعود کردپور

 

 

برنامه نظارت بر حمایت مدافعان حقوق بشر، به عنوان برنامه ای مشترک از “سازمان جهانی مبارزه با شکنجه” (OMCT) و “فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر” (FIDH) اطلاعات جدیدی را دریافت کرده است و از شما درخواست می کند که سریعا درخصوص وضعیت پیش آمده ذیل در جمهوری اسلامی اقدام نمایید.

شرح مختصری از وضعیت پیش آمده:

برنامه نظارت از سوی جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران (LDDHI) مطلع شده که آقای مسعود کردپور، یکی از بنیانگذاران سازمان دموکراسی و حقوق بشر کردستان ایران و یکی از فعالان مدنی که درخصوص حقوق بشر و مسایل زیست محیطی فعالیت می کند، درحال حاضر در حبس بسر می برد و مکان آن مشخص نیست.

با توجه به اطلاعات به دست آمده، آقای مسعود کردپور در تاریخ ۸ اوت ۲۰۰۸ در منزلش در شهر بوکان (استان کردستان) به جرم “جاسوسی برای قدرت های خارجی” و انجام مصاحبه با رسانه های خارجی که به زبان های فارسی و کردی منتشر می شوند دستگیر شده است. در زمان صدور این درخواست فوری هیچ گونه اطلاعی از مکان حبس او و محکومیت های احتمالی که بر ضد او وارد است در دست نیست.

برنامه نظارت مراتب نگرانی عمیق خود را نسبت به حبس نامعلوم آقای مسعود کردپور اعلام می دارد و خاطرنشان می سازد که این قیبل اقدامات کاملاً نشان دهنده ادامه سرکوب های شدید از سوی دولتمردان به جانب مدافعان حقوق بشر، به ویژه مدافعانی است که در مناطق اقلیت نشین فعالیت می کنند.

برنامه نظارت مصرانه بر روی این حقیقت تأکید می کند که ایران با ارائه نامزدی خود در انتخابات شورای حقوق بشر سال ۲۰۰۶ متعهد شده “بالاترین سطح استانداردها را در ارتقاء و حمایت از مقوله حقوق بشر رعایت و حفظ کند”. قابل ذکر است که ایران مصرانه روی این نکته تأکید نمود که “تلاش هایی را به طور مستمر در زمینه حفظ شئونات انسانی و ارتقاء و حمایت از مقوله حقوق بشر و آزادی های اصلی انجام خواهد داد”. برنامه نظارت به منظور اطمینان بخشیدن به واقعیت ادامه این تلاش ها، از جمهوری اسلامی می خواهد تا براساس عهدنامه های بین المللی حقوق بشر عمل کند.


اقدامات مورد درخواست:

از شما خواهشمندیم که هر چه سریعتر دولتمردان جمهوری اسلامی را از درخواست های زیر باخبر سازید:

۱. تحت هر شرایطی، سلامت روحی و جسمانی آقای مسعود کردپور را تضمین کنند.

۲. سریعا محل حبس آقای مسعود کردپور را به صورت عمومی اعلام کنند و اطمینان دهند که وی هرچه سریعتر و بدون هیچ گونه قید و شرطی آزاد خواهد شد. کاملاً مشخص است که حبس وی خودسرانه بوده و صرفاً به دلیل فعالیت های او در زمینه حقوق بشر است.

۳. هر چه سریعتر به هرگونه اقدام تهدیدآمیز و آزاردهنده، حتی در سطوح قضایی، در قبال تمامی مدافعان حقوق بشر در ایران پایان دهند.

۴. به مواد اعلامیه مدافعان حقوق بشر، تصویب شده توسط مجمع عمومی سازمان ملل در ۹ دسامبر ۱۹۹۸، احترام گذاشته و آن را رعایت کنند. به ویژه ماده اول آن که می گوید: “هر شخصی به صورت فردی یا گروهی این حق را دارد که در سطوح ملی و یا بین المللی اقدام به حمایت از حقوق بشر کند و آزادی های اصلی را تحقق بخشد” و همچنین ماده ۶ قسمت دوم که می گوید: “هر شخصی این حق را دارد (…) تا به شکلی آزادانه به افشا، اشاعه یا نشر نظرات دیگران و اطلاعات مربوط به حقوق بشر و آزادی های اصلی اقدام کند”. و همچنین ماده ۱۲.۲ که می گوید: “دولت باید کلیه تدابیر لازم را انجام دهد تا حمایت فردی و گروهی همه کس نسبت به خشونت، تهدید، اقدامات تلافی جویانه، فشار، تبعیض های منفی شخصی و یا قانونی و هرگونه اقدام مستبدانه دیگری، توسط مراجع ذیصلاح تضمین گردد”.

۴. به طور کلی، تحت هر شرایطی اطمینان دهند که مفاد حقوق بشر و آزادی های اصلی در ایران مطابق با اعلامیه جهانی حقوق بشر و دیگر عهدنامه های بین المللی و منطقه ای که ایران نیز آنها را به رسمیت شناخته رعایت خواهند شد.

پاریس - ژنو، ۱۹ اوت ۲۰۰۸

برنامه نظارت، برنامه مشترکی است از “فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر” (FIDH) و “سازمان جهانی مبارزه با شکنجه” (OMCT) که به حمایت از مدافعان حقوق بشر اختصاص داشته و هدف اصلی آن، پشتیبانی همه جانبه از این افراد در زمان نیاز می باشد.

برنامه نظارت، همچنین برنده جایزه حقوق بشر در سال ۱۹۹۸ از کشور فرانسه است.

* رو نوشت این نامه به علی خامنه ای رهبر رژیم، احمدی نژاد رئیس جمهور، هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه، منوچهر متکی وزیر امور خارجه، محمد جواد لاریجانی دبیر حقوق بشر قوه قضاییه!!، نماینده ی دائم رژیم در سوئیس و علی آهنی سفیر رژیم در فرانسه نیز ارسال شده و خواسته شده که رونوشت این نامه به دیگر نمایندگان دیپلماتیک رژیم جمهوری اسلامی در دیگر کشورها نیز ارسال شود.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ چهارشنبه سی ام مرداد 1387 ::

خبرنامه آزادی برابری

یک دانشجو در میبد به یکسال حبس تعزیری محکوم شد

 

شعبۀ 101 دادگاه انقلاب شهر میبد بعد از 92 روز دادگاه «اسماعیل صلاحی» را برگزار کرد و با صدور حکمی سنگین او را به تحمل 1 سال حبس تعزیری محکوم نمود.

صلاحی هنگام بازداشت در 11 اردیبهشت امسال دانشجوی ترم آخر رشته حقوق بود و بر قوانین مربوط به حقوق متهمان و شرایط بازداشت اشراف کامل داشت اما ماموران لباس شخصی اطلاعات در حالی که از ارائه ی حکم قضایی برای ورود و بازداشت خودداری می کردند، با خشونتی بی سابقه به منزلش در محلۀ فیروزآباد شهر میبد یورش برده و او را به شدت مجروح و سپس بازداشت نمودند و کلیه وسایل شخصی، کامپیوتر، کتابخانه و دست نوشته هایش را نیز ظبط کردند، او به جرم ابراز عقیده و داشتن مرامی خاص با شرایط غیرانسانی و عدم رسیدگی پزشکی روبرو شده بود و این در بایکوت سیاه رسانه ها و بی خبری عمومي اتفاق افتاد.

تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب، ارتباط با عرفای نعمت الهی، توهین به مقام رهبری و مراجع تقلید، تشکیل جلسه های غیرقانونی با افراد و مکاتبه با سفارتخانه ی کشورهای خارجی! در دادگاه انقلاب میبد به عنوان بخشی از اتهامات وی اعلام شده است. اسماعیل صلاحی که سرانجام با قید وثیقه آزاد شده بود، در روز یکشنبه 13مرداد ماه 1387 از سوی شعبه 101 دادگاه انقلاب شهرستان میبد احضار گردید و نهایتاً در روز محاکمه با ارفاق به تحمل 1 سال حبس تعزیری مشروط به کنار گذاشتن فعالیت هایش محکوم شد.



 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 ::

حضور فعالان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در منزل عمادالدین باقی در پی انتقال وی به بند 209 زندان اوین

جمعی از فعالان سیاسی و فرهنگی، روزنامه‌نگاران و دانشجویان روز یكشنبه  با حضور در منزل «عمادالدین باقی» رییس زندانی انجمن دفاع از حقوق زندانیان، نسبت به وضعیت این زندانی و سایر زندانیان ابراز نگرانی كردند و آزادی سریع آنها را خواستار شدند.
در این نشست كه به ابتكار كمیسیون حقوق بشر جبهه مشاركت و با دعوت كمیته پیگیری بازداشت‌های خودسرانه برگزار شد، ابتدا «فاطمه كمالی احمدسرایی» همسر باقی با تشكر از برگزاری این نشست و ابراز همراهی و همنوایی حاضران با باقی، گزارشی از آخرین وضعیت وی ارائه كرد.
همسر باقی با بیان اینكه «از نوزدهم مردادماه هیچ خبری از باقی نداریم»، گفت كه وی در آخرین تماس خود با منزل، از وضعیت نامساعد جسمی و ناراحتی قالبی خود خبر داده و گفته كه طبق نظر پزشكان، سریعا باید به بیمارستان منتقل شود؛ با این حال، ایشان خبر داد كه در حال انتقال به بند 209 زندان اوین است كه این مسأله برای خود ایشان و ما، بسیار تعجب‌آور و در عین حال، نگران‌كننده است.  وی با اشاره به پیگیری و تماس خانواده و وكلای باقی با مسؤولان قضایی گفت: پرسش ما در این تماس‌ها آن بود كه چرا ایشان، در شرایطی‌‌كه حدود 50 روز به پایان دوره بازداشتشان مانده، به بندی دیگر، آن هم بند  209 منتقل می‌شود تا حالت ایزوله پیدا كند؟ متأسفانه مسوولان قضایی هیچ پاسخی به این پرسش نداده‌اند و به همین دلیل هم، ما معتقدیم كه آنها در شكنجه روحی- روانی باقی و خانواده وی سهیم هستند.
كمالی احمدسرایی همچنین از تهیه جدولی خبر داد كه در آن، نموداری از روند بازجویی و بازداشت باقی از سال 79 تاكنون تهیه شده و آماده انتشار است و در آن، «شكنجه سیستماتیك» باقی و خانواده‌اش به روشنی نمایش داده شده است. 
در اين ديداز  ابراهیم یزدی، حبیب‌الله پیمان، مهدی عربشاهی، محسن كدیور، رضا علیجانی، فریده غیرت، علیرضا علوی‌تبار، سیدمصطفی تاج‌زاده سخنرانی کردند.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 ::

احضار خدیجه مقدم و همسرش اکبر خسروشاهی به دادگاه انقلاب

 

 

تغییر برای برابری : دادگاه خدیجه مقدم فعال جنبش زنان و از اعضای کمیته مادران کمپین یک میلیون امضا ومادران صلح، 30 مرداد 1387 درشعبه 15 دادگاه انقلاب برگزارمی شود.

جالب این که همسر خدیجه مقدم دکتر اکبر خسروشاهی نیز احضاریه ای برای حضور در دادگاه ودر همان شعبه برای همان تاریخ دریافت کرده است. این نخستین بار است که خانواده فعالان کمپین یک میلیون امضا را نیز به دادگاه احضار می کنند. دکتر خسرو شاهی در زمان بازداشت همسرش خدیجه مقدم به رغم بیماری، تلاش مستمری را برای آزادی وی انجام داد و شرایط نامناسب بازداشتگاه وزرا را از منظر بهداشت و سلامت به نقد کشید.

خدیجه مقدم صبح روز بیستم فروردین ماه 1387با ورود نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت شد و بعد از نه روز بازداشت در بازداشتگاه وزرا آزاد شد.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 ::

محمد هاشمی و بهاره هدايت، آزاد شدند

 

 

ادوارنیوز: محمد هاشمی و بهاره هدایت دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بعد از 33 روز بازداشت . ظهر امروز(شنبه) آزاد شدند.

به گزارش خبرنگار ادوارنیوز علیرغم اینکه دو هفته قبل برای این دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت قرار کفالت صادر شده بود اما مقامات قضایی از آزادی هدایت و هاشمی خودداری می کردند.

محمد هاشمی و بهاره هدایت در 23 تیرماه گذشته و به دنبال ورود نیروهای امنیتی به منازل پدری شان بازداشت شده بودند.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ شنبه بیست و ششم مرداد 1387 ::

آژانس خبری موکريان

واکنشها به بازداشت مسعود کردپور روزنامه نگار سرشناس کرد

 

مسعود کردپور روزنامه نگار سرشناس کرد و دبیر آموزش و پرورش در کردستان روز گذشته همزمان با روز خبرنگار از سوی نیروهای امنیتی در منزل خود در بوکان بازداشت و روانه زندان گردید.

منزل مسعود کردپور از سوی نیروهای امنیتی مورد بازرسی قرار گرفت و ماموران امنیتی کیس کامپیوتر ، موبایل ، پاسپورت و تعدادی از کتاب ها و جزوه هایی که در کتابخانه شخصی وی نگهداری می شد را با خود بردند.

تاکنون از اتهام و محل نگهداری مسعود کردپور هیچ اطلاعی در دست نیست.

یاد آور می گردد که در زمستان سال گذشته نیز مسعود کردپور از سوی دادگاه رسیدگی به تخلفات اداری استان آذربایجان غربی به اتهام تحریک معلمان به نرفتن به کلاسهای درس و مصاحبه با رسانه های داخل و خارج از کشوردر این زمینه ، به شهرستان تکاب تبعید شده بود.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ شنبه بیست و ششم مرداد 1387 ::

Khaled Hardani and Mansour Radpour End Their Hunger Strike After Almost Two Weeks



According to news from The Voice of Human Rights in Iran, Mr. Khaled Hardani and Mansour Radpour have ended their hunger strike after almost two weeks.

Due to grave concern for Mr. Hardani and Radpour’s health many human rights activists and organizations had asked them to end their hunger strike, believing that political prisoners could continue to fight against the Regime only as long as they were healthy.

Mr. Hardani has thanked everyone who supported him and Mr. Radpour during their hunger strike. Mr. Hardani ended his hunger strike on Friday August 15th 2008 at 12:00pm. According to news Mr. Radpour also ended his hunger strike on Friday.

It must be noted that Mr. Radpour was taken to solitary confinement on the second day of his hunger strike and still remains in solitary confinement
.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ شنبه بیست و ششم مرداد 1387 ::

بی خبری از وضعیت مسعود کردپور، معلم و فعال مدنی

 

سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان

یک هفته از بازداشت مسعود کردپور معلم و فعال مدنی توسط نیروهای امنیتی در بوکان و انتقال وی به بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهر می‌گذرد، اما هنوز خانواده ایشان به علت عدم پاسخ‌گویی مسئولان موفق به کسب اطلاع از وضعیت وی نشده‌اند و در این مدت نیز امکان تماس یا ملاقات با وی را نداشته‌اند.



به گزارش خبرگزاری امیرکبیر آقای کردپور فعالی شناخته شده می‌باشند که بیش‌تر در حوزه مطبوعات و مسائل حقوق بشری به ویژه در امر اطلاع رسانی فعال بوده‌اند و پیش از این نیز به خاطر فعالیت‌های اجتماعی و صنفی خود سابقه‌ی بازداشت و تبعید را داشته‌اند.



در این باره سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ابراز نگرانی خود را از شدت گرفتن برخوردهای دستگاه‌های امنیتی و قضایی با فعالان مدنی بیان داشته و اعتراض خود را نسبت به دستگیری مسعود کردپور و همچنین ادامه‌ی بازداشت دو شهروند بندرعباسی به نام‌های ‌سما و حبیب بهمنی اعلام میدارد و خواستار آن است تا هر چه سریع‌تر امکان آزادی این فعالان در بند فراهم گردد.



گفتنی است ‌سما و حبیب بهمنی که به عنوان فعالان حقوق بشر با سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان نیز همکاری داشته‌اند و ماه گذشته جهت دیدار با خانواده فرزاد کمانگر و پیگیری وضعیت ایشان به کردستان سفر کرده بودند، در تاریخ دوم مردادماه در کامیاران دستگیر گردیده و پس از گذراندن بیش از دو هفته بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج اخیراً به زندان عمومی این شهر منتقل شده‌اند.



 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ::

خبرنامه امیرکبیر آزادی این سه دانشجو را به خانواده ایشان و کلیه فعالین دانشجویی تبریک می گوید.

آزادی 3 دانشجو پس از تحمل ۱۵ ماه حبس

 

خبرنامه امیرکبیر: احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری، سه عضو انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر، چهارشنبه شب، ۲۳ مرداد، ساعت ۸ شب پس از ۱۵ ماه از زندان اوین آزاد شدند.



به گزارش خبرنامه امیرکبیر پس از پیگیری خانواده های این سه دانشجو، آن ها توانستند پس از گذشت ۱۵ ماه حبس ناجوانمردانه از زندان آزاد شوند و به آغوش خانواده و دوستانشان بازگردند.



ساعتی پس از آزادی قصابان، توکلی و منصوری خانواده های آن ها و اعضای انجمن اسلامی امیرکبیر، دفتر تحکیم وحدت به همراه فعالین سابق دانشگاه امیرکبیر با حضور در منزل ایشان به استقبال آن ها رفتند.



لازم به ذکر است احمد قصابان روز ۱۳ اردیبهشت ۸۶، مجید توکلی ۱۹ اردیبهشت ۸۶ و احسان منصوری در ۱ خرداد ۸۶ در پی انتشار چند نشریه که حاوی مطالبی موهنی بودند بازداشت شدند. این سه دانشجو پس از تحمل بیش از ۶۰ روز انفرادی در بند ۲۰۹ زندان اوین به اتاق های عمومی این بند منتقل شدند و پس از گذشت ۵ ماه دادگاه بدوی آن ها تشکیل و شعبه ۶ دادگاه انقلاب آن ها را به تحمل ۲، ۲ و نیم و ۳ سال حبس محکوم کرد.



در ادامه رسیدگی به پرونده قصابان، توکلی و منصوری، پرونده آن ها در آذرماه سال گذشته به شعبه ۱۰۴۳ دادگاه عمومی ارجاع شد و این دادگاه این سه تن را از کلیه اتهامات وارده تبرئه نمود و نشریات موهن را جعلی دانست. قاضی شعبه ۱۰۴۳ همچنین برای این سه دانشجو اقدام به صدور وثیقه کرد ولی تبدیل قرار بازداشت منجر به آزادی آن ها نشد.



این سه دانشجو تا زمان تشکیل دادگاه تجدیدنظر در زندان باقی ماندند. رسیدگی نهایی به پرونده نشریات موهن دانشگاه امیرکبیر بهمن ماه سال گذشته در شعبه ۴۴ دادگاه تجدیدنظر آغاز و در نهایت در فروردین ماه گذشته منجر به صدور حکم ۲۲، ۲۶ و ۳۰ ماه حبس برای منصوری، قصابان و توکلی گردید.



پس از قطعی شدن احکام حبس این سه دانشجو تلاش خانواده های آن ها جهت استفاده از امکان ماده ۱۸، مرخصی، آزادی مشروط و… آغاز شد و در نهایت احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری توانستند با استفاده از امکان آزادی مشروط شب گذشته پس از ۱۵ ماه حبس از زندان آزاد شوند.



 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ::

خبرنامه امیرکبیر

دستگیری یک فعال دانشجویی دیگر در تبریز

 

به دنبال دستگیری های گسترده فعالین دانشجویی در دانشگاههای کشور، بعد از ظهر چهارشنبه ۲۳ مرداد،” امیر مردانی” فعال دانشجویی دانشگاه تبریز نیز بازداشت شد.



نامبرده که در حال حاظر دانشجوی ترم آخر مهندسی مکانیک می باشد در خرداد ۸۵ نیز به مدت حدود ۲۰ روز بازداشت شده بود.



گفته می شود که ماموران امنیتی پس از دستگیری وی به منزل پدری ایشان رفته و در ساعات اواخر شب آنجا را مورد تفتیش و بازرسی قرار داده اند.



در حال حاظر ۳ تن از دانشجویان دانشگاه تبریز به نامهای سجاد رادمهر، آیدین خواجه ای و فراز ذهتاب نیز از ۲۷ تیر در بازداشت به سر می برند.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ::

عماد الدین باقی

نامه عماد الدین باقی به رئیس قوه قضاييه رژیم درباره شرايط زندان

 

مرا دوماه ونيم به سلول انفرادي ببرند كه يكماه ونيم آن در خلاء مطلق و بدون يخچال و تلويزيون و كتاب و قلم و كاغذ و تلفن و...بود و سلول بدون تهويه و مستقر روي موتورخانه بزرگي كه تامين كننده آب گرم سه بند بزرگ است ولرزش دايمي و صداي موتورخانه كه خصوصا شبها هنگام خواب و سرنهادن برزمين مهيب مي شد وبه دليل توزيع شدن لوله هاي آب گرم از كف اين سلول در مهر تا نيمه آبان بسيار گرم و شبيه سونا وموجب ريزش عرق مدام بود وبا سرد شدن هوا وبسته شدن پنجره هاي زير سقف (كه روي آن ورق فلزي مشبك جوش داده شده بود) كمبود اكسيژن چنان بود كه سبب نفس تنگي شديد مي شد وبراي تنفس بايد روزنه (فاصله) ميان كف و در سلول را مغتنم شمريم. اعتراض پيوسته به اين وضعيت و درخواست ثبت اين مشكل در دفتر وقه زندان وحتي اعتراض پزشك بهداري به نگهداري من در اين سلول بي حاصل بود.

------------
نامه عماد الدین باقی به آيت الله شاهرودي درباره شرايط زندان

وله الحمد
حضرت آيت الله شاهرودي
رياست محترم قوه قضاييه
با سلام و دعاي خير
هرچند مايل بودم راوي حكايت هاي خوش باشم اما از آنجا كه نوع رفتار با اينجانب مي تواند حاكي از رفتارهاي ناشايست تر با ديگران باشد ناگزير ازگزارش مختصر شده اي از وقايع ايام حبس اخير خود هستم.
1- مرا به عنوان اجراي ناگهاني حكم زندان يكساله اي كه قريب به سه وسال ونيم پيش صادر شده بود در جريان بازپرسي پرونده ديگري مربوط به انجمن دفاع از حقوق زندانيان بازداشت كردند.
2-اين حكم يكساله درباره مقالاتي بود كه يكبار ديگر نسبت به آنها محاكمه شده بودم و سه سال محكوميت زندان آن را گذرانده بودم وخود بهتر مي دانيد كه اين از عجايب قضايي در جهان است كه فردي را نسبت به يك نوشته دوبار محكوم وزنداني كنند.برخي مقالات هم در روزنامه هايي چاپ شده بودند كه اين روزنامه ها محاكمه و محكوم شده بودند بدون اينكه مقالات من جزو آنها محكوم شده باشند.
3-پس از بازداشت من در22مهر1386به عنوان اجراي حكم يكساله در حالي كه برفرض منطقي بودن حكم بايد در به بند عمومي اوين منتقل مي شدم مرا بدون قرار بازداشت به بازداشتگاه 209وزارت اطلاعات بردند و دو ماه ونيم آنجا بودم تا اينكه پس از دو حمله در سلول به بيمارستان و از آنجا به بند عمومي انتقال يافتم.
4-از بدو ورود به209 برخوردهاي تند و تهديدآميز آغاز شد و در مورد زدن اجباري چشم بند تشنجي به وجود آمد كه سرانجام با زدن دستبند از پشت و زدن اجباري چشم بند به سلول منتقل كردند.
5-يك مامور عمليات در برابر مقاومت من واعتراضم مبني بر مجرمانه بودن عمل آنها ومخالفت شان با قانون حقوق شهروندي در حالي كه اسلحه اي به كمرداشت گفت« اينجا قانون منم»و اين سخن از عمق يك فاجعه خبر مي داد.بازجوي وزارت اطلاعات نيز در برابر احتجاج من به قانون رسما مي گفت اينجا قانون حقوق شهروندي نداريم و اينجا استثنا شده و اين قوانين ربطي به ما ندارد.اگر ناراحتي هروقت بيرون رفتي اعتراض كن.
6-بازجويي ها در موارد زيادي عليرغم تاكيد من مبني بر اينكه بايد كتبي و در چارچوب اتهام باشد شفاهي و خارج از چارچوب اتهام بود و به ندرت كتبي مي شد.
7- فضاي بازجويي پر تنش وگاه همراه با تهديد وتوهين بود كه البته به حكم دفاع از عزت و حقوق خود پاسخ مناسب وي را مي دادم. اتهامات عجيب مطرح شده كه يكي از آنها تلاش براي پرونده سازي عليه برخي مقامات قوه قضاييه بود و مجموعه اتفاقات دوره بازجويي و مشاهدات ناگوار و آزار دهنده ام را درباره رفتار با سایر زندانیان در صورت لزوم همراه با شواهد و دلايل محكم تقديم خواهم كرد.
8 -شكنجه سفيد رسما اعمال مي شد و اگرحكم قطعي هم نداشتم و با قرار بازداشت آنجا بودم حق نداشتند مرا دوماه ونيم به سلول انفرادي ببرند كه يكماه ونيم آن در خلاء مطلق و بدون يخچال و تلويزيون و كتاب و قلم و كاغذ و تلفن و...بود و سلول بدون تهويه و مستقر روي موتورخانه بزرگي كه تامين كننده آب گرم سه بند بزرگ است ولرزش دايمي و صداي موتورخانه كه خصوصا شبها هنگام خواب و سرنهادن برزمين مهيب مي شد وبه دليل توزيع شدن لوله هاي آب گرم از كف اين سلول در مهر تا نيمه آبان بسيار گرم و شبيه سونا وموجب ريزش عرق مدام بود وبا سرد شدن هوا وبسته شدن پنجره هاي زير سقف (كه روي آن ورق فلزي مشبك جوش داده شده بود) كمبود اكسيژن چنان بود كه سبب نفس تنگي شديد مي شد وبراي تنفس بايد روزنه (فاصله) ميان كف و در سلول را مغتنم شمريم. اعتراض پيوسته به اين وضعيت و درخواست ثبت اين مشكل در دفتر وقه زندان وحتي اعتراض پزشك بهداري به نگهداري من در اين سلول بي حاصل بود.
9-فعلا از رفتارهاي تلخ و توهين آميز با خانواده در ملاقات كه منجر به تنش و گريستن مظلومانه آنان شده بود وبسياري مسايل ديگر در مي گذرم واگر لازم دانستيد جداگانه تقديم مي كنم.متذكر مي شوم كه در ادامه فشار روحي و عصبي بر من و خانواده ام همسر ودخترانم را به استناد شكايت برخي پرسنل زندان در جريان برخوردهايي كه با خانواده ام شده و موجب واكنش آنها شده بود براي نيمه اسفند به دادگاه احضار كرده اند.
با توجه به آنچه گذشت يكي از درخواست هاي كنوني من توقف وبررسي مجدد حكم يكسال حبس است كه داراي اشكالات قانوني اساسي است.
با آرزوي كاميابي و كامروايي تان

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 ::

جان یک زندانی سیاسی در خطر است !

 

 

عابد توانچه از سوی وکیل و کمک وکیل بند خود به ضرب و شتم تهدید شد !
به همه ی سازمان ها و نهادهای حقوق بشری :

جان یک زندانی سیاسی در خطر است !

پس از درگیری های مکرر لفظی و ممانعت از ورود عابد به بند خود ؛

عابد توانچه از سوی وکیل و کمک وکیل بند خود به ضرب و شتم تهدید شد !

به دلایل نامعلومی که بیشتر به داشتن انگیزه هایی از سوی تحریک کنندگان ناشناس شباهت دارد ٬ از نخستین روزهای ورود عابد توانچه به زندان شهرستان اراک برای گذراندن مدت زمان تعیین شده از سوی دادگاه انقلاب اسلامی ٬ وکیل بند شش این زندان که عابد توانچه در آن به سر می برد ٬ اقدام به فراهم آوردن موجبات سلب آسایش و مناسب سازی بستر آغاز نزاع و درگیری با عابد توانچه کرده است .

" محمد ابومعصومی " ٬ وکیل بند شش ٬ بارها برای انتقال عابد توانچه به بند دو - بند نگهداری مجرمین خطرناک - اقدام کرده است که با برخورد شدید زندانیان دیگر مواجه شده است و تنی چند از زندانیان ٬ با جمع آوری وسایل خود و اعلام اینکه همراه عابد توانچه به بند دو خواهند رفت ٬ هر بار در مقابل این رفتار ایستادگی کردند و مسوولین زندان در مواجهه با این رفتار ٬ عابد را مجددا به بند شش بازگرداندند .

عابد توانچه ؛ زندانی سیاسی در آخرین تماس از زندان ٬ اظهار داشت : " محمد ابوالمعصومی " ؛ وکیل بند شش و " مسعود میرزایی " کمک وکیل بند مذکور ٬ به دلایل نامعلومی ٬ اقدام به بستن درب بند و ممانعت از ورود عابد به بند کرده اند و عابد را به ضرب و شتم تهدید نموده اند . در حال حاضر عابد به بند دو انتقال داده شده است و تا مدت زمان نامشخصی امکان تماس با بیرون از زندان را ندارد .

عابد توانچه ؛ به عنوان یک زندانی سیاسی باید از تمامی حقوق خود که مصوب قوانین دولت جمهوری اسلامی است ٬ برخوردار باشد و سکوت نهادها و سازمان های حقوق بشری در برابر اتفاقات و رویدادهای صورت گرفته که شرح آن در کمپین حمایت از عابد توانچه آمده است ٬ عواقب جبران ناپذیری را در پی خواهد داشت . کمپین حمایت از آزادی عابد توانچه ٬ ضمن محکوم نمودن برخوردهای غیرقانونی و ضد انسانی با عابد توانچه ٬ از تمامی نهادها و سازمانهای ذی ربط حقوق بشری درخواست کمک و حضور در صحنه را دارد . جان عابد توانچه ؛ یک زندانی سیاسی ٬ در خطر است و هرگونه کوتاهی و چشم پوشی در برابر این مساله ی مهم ٬ امکان وقوع رخدادهای غیرقابل جبران را شدت می بخشد .

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 ::

آسمان دیلی نیوز

یک زندانی در زندان کاشان در اثر شکنجه فلج شد

 

زندانی محمد رضا رفیعیائی به جرم حمل مواد مخدر به زندان کاشان معرفی شده بود که در اثر شکنجه ماموران
این زندان، از ناحیه دو دست آسیب شدید دید و فلج شد.
زندانی محمد رضا رفیعیائی حدود یک هفته قبل به اتهام حمل و جابجائی 3 کیلو گرم مواد مخدر از نوع تریاک توسط شعبه چهارم دادسرای عمومی و انقلاب کاشان به زندان این شهرستان معرفی شد که پس از گذشت پنج روزاز زمان بازداشت، به نشانه اعتراض به وضعیت بهداشتی و نظافت زندان قصد داشت تا با علی راحمی،،رئیس زندان کاشان دیدار و گفتگو نماید که با مخالفت شدید ماموران زندان مواجه شد.

در این هنگام وی به اعتراضات خود ادامه داد تا ابوالفضل حقگو،رئیس حفاظت اطلاعات زندان کاشان سراغ وی رفته و دستان وی را از پشت(قپانی) دستبند کرد.
این گزارش همچنان می افزاید : با تعطیل شدن زندان و اتمام ساعت کار اداری هر یک از ماموران قسمت اداری زندان را ترک کرده و به خانه هایشان رفتند.
زندانی رفیعیائی نیز که از قسمت انتظامی به قسمت اداری منتقل شده بود به فراموشی سپرده شده و وی نیز هرچه از دیگران کمک خواست کسی به کمک وی نیامد و صدای او را نشنید ، تا فردا صبح آن روز که ابوالفضل حق جو درب دفترش را گشود و متوجه شد که وضعیت زندانی مذکور را فراموش نموده.
یکی از ماموران این زندان گفت: حق جو سراسیمه دست زندانی رفیعیائی را باز نمود ولی مشاهده کرد دستان وی خشک شده و قادر به تکان دادن آنها نیست.
راحمی رئیس این زندان نیز سریعا دستور انتقال زندانی مصدوم به بیمارستان را صادر نمود ولی پزشکان از بهبود وضعیت وی قطع امید کردند..

شایان ذکر است دستبند زدن به دستان متهمین به روش قپانی(از پشت یک دست رااز پائین کشیده و از بالا دست دیگر را تا به یکدیگر برسد و با دستبند قفل می نمایند)از مدتها پیش نقض صریح حقوق شهروندی تلقی می گردد که متاسفانه طی چند سال گذشته استفاده از این روش در کشور به فراوان استفاده شده است.


 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 ::

خبرنامه امیرکبیر

انتقال عمالدین باقی به بند ۲۰۹ اوین

 

درحالی که طبق تقویم زندان ۵۵ روز تا آزادی عمادالدین باقی مانده است ، وی باردیگر از بند ۳۵۰ اوین به بند ۲۰۹ منتقل شد. بند ۲۰۹ زندان اوین در زمره بندهای امنیتی محسوب می شود که زیر نظر سازمان زندانها نیست و مستقیما زیر نظر نهادهای امنیتی اداره می شود و معمولا بازجویی آن در سلول های انفرادی یا زندانهای در بسته صورت می گیرد. این درحالی است که باقی در حال گذراندن ماههای پایانی محکومیت یک ساله خود است و در پرونده مفتوحه انجمن دفاع از حقوق زندانیان نیز پرونده باقی در مرحله دادرسی قرار دارد که یک جلسه آن برگزار شده بودو تاریخ جلسه بعدی دادرسی در سی ام مردادماه تعیین شده است و طبق قانون در جریان دادرسی هیچ مقام قضایی نمی تواند پرونده متهم یا متهمان را به دادسرا بازگرداند و نسبت به تجدید بازجویی اقدام کند و بنا به اخبار رسیده قاضی دادگاه انقلاب اسلامی نیز چنین دستوری نداده است و حتی به دلیل نبودن پاره ای اسناد علیه باقی در پرونده خواستار ارایه این اسناد از سوی وزارت اطلاعات شده است.



همچنین باقی بنا بر توصیه پزشکان مورد تایید زندان اوین از زمان ناراحتی ها و نارسایی هایی که سال گذشته در بند ۲۰۹ اوین دچار آن شده است نباید در محیط های استرس زا مانند زندان قرار گیرد در حالی که درست روز شنبه (۱۹/۵/۸۷) زمانی که پزشک زندان او را آماده اعزام به بیمارستان برای درمان قلب می نمود به جای بیمارستان به بند ۲۰۹ انتقال یافت.



پرونده دیگر عمادالدین باقی درباره سفر خانواده وی به دوبی نیز گرچه در دادگاه تجدید نظر با اعلام برائت کامل باقی و خانواده اش بنا به اعلام سنخگوی قوه قضاییه قطعی اعلام شده بود با اعمال ماده ۱۸ از سوی مقامات برای آن در مهرماه آینده تاریخ رسیدگی مجدد صادر شده است. این درحالی است که طبق قانون زندان عمادالدین باقی روز هفدهم مهرماه آینده باید آزاد شود.





روزنامه اعتماد: انتقال باقی به بند ۲۰۹ اوین



وکیل «عمادالدین باقی» از انتقال این روزنامه نگار و فعال مدنی به بند ۲۰۹ زندان اوین خبر داد.



«محمود علیزاده طباطبایی» در گفت وگو با «اعتماد» گفت: «در حالی که وضعیت جسمانی باقی مناسب نیست و پزشکان برای وی استراحت و ۳۰ جلسه فیزیوتراپی تجویز کرده اند، موکلم روز گذشته به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.» علیزاده با بیان اینکه جلسه بعدی دادگاه باقی ۳۰ مردادماه به صورت غیرعلنی برگزار می شود، تصریح کرد؛ «در جلسه قبلی دادگاه که تقریباً یک ماه و نیم قبل بود، اتهام افشای اسناد طبقه بندی شده مطرح شد.



وکلای آقای باقی در مقام دفاع عنوان کردند که در پرونده دلیلی مبنی بر افشای اطلاعات ملاحظه نکرده اند، به همین دلیل دادگاه از وزارت اطلاعات راجع به این قضیه استعلام کرد.» وی افزود؛ «در حالی که ما منتظر جواب استعلام و نظر وزارت اطلاعات در این باره بودیم، موکل بنده را از بند عمومی به بند ۲۰۹ منتقل کردند و البته دلیل این اقدام را نیز اعلام نکردند.» علیزاده با بیان اینکه هنوز آیت الله هاشمی شاهرودی جوابی به درخواست وکلا و خانواده باقی مبنی بر موافقت با مرخصی درمانی وی نداده است، عنوان کرد؛ «بنده صبح دوشنبه (امروز) به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب مراجعه می کنم تا از قاضی صلواتی علت انتقال موکلم را جویا شوم و در عین حال از قاضی بخواهم آقای باقی را دوباره به بند عمومی بازگردانند.»



«عمادالدین باقی» حدود یک سال پیش بازداشت شد ولی در طول روزهای زندان، به ناراحتی قلبی مبتلا شد و بیماری دیسک کمرش نیز شدت پیدا کرد. به گفته وکیل باقی قرار بود از دیروز جلسه فیزیوتراپی وی برای درمان دیسک کمرش آغاز شود که با جابه جایی او در زندان این موضوع منتفی شد.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 ::

آژانس خبری موکريان

بازداشت چند شهروند بوکانی

 

طی روزهای اخیر چند شهروند بوکانی به نامهای سعدون خضرپور ، صلاح خضرپور ، منصور خضرپور، حسن خضرپور و محمد بنائی توسط نیروهای امنیتی در این شهر بازداشت شدند.

تا کنون هیچ علت یا عللی برای دستگیری این افراد که چند تن از آنان اهل روستای گول مرزنگ از توابع شهرستان بوکان می باشند از سوی مراجع رسمی اعلام نشده است .

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 ::

کمپبن توقف، سنندج:

تظاهرات در سنندج در اعتراض به صدور حکم مرگ برای دو معلم کرد

 

صبح امروز بیش از ٣۰۰ نفر از مردم سنندج و اهالی روستای قوریچیا و خانواده ی انور حسین پناهی و ارسلان اولیایی، در مقابل دادگستری شهر سنندج تجمع کردند و خواستار لغو حکم اعدام و آزادی این دو فعال کرد شدند. افراد شرکت کننده در این تجمع تصاویر انور حسین پناهی و ارسلان اولیایی را به همراه داشته و در در پلاکاردهایی که حمل می کردند، خواستار آزادی این دو معلم و فعال فرهنگی کرد شدند. همزمان دو نفر دیگر در روستای قوریچیا به نام های مسعود حسین پناهی فرزند محمد صدیق و فردین حسین پناهی فرزند محمد امین، که ساکن همین روستا بودند، از سوی نیروهای لباس شخصی و اطلاعاتی بازداشت شده و به مکان نامعلومی منتقل شده اند. گفته می شود بازداشت این دو تن با هدف ایجاد ترس و وحشت در منطقه و عدم اعتراض به احکام صادره برای انور حسین پناهی و ارسلان اولیایی صورت گرفته است.


شایان ذکر است، انور حسین پناهی و ارسلان اولیایی به اتهام محاربه از طریق ارتباط با یکی از احزاب اپوزیسیون کردی به اعدام محکوم شده اند. حکم اعدام این دو تن در یک پروسه ی خلاف عرف و غیر قانونی در کمتر از یک ماه توسط دادگاه تجدید نظر استان کردستان تائید شد. گفته می شود هیچ مدرک قانونی برای اثبات اتهام این دو تن در پرونده آنها وجود ندارد و تنها شهادت پنج تن از مزدوران محلی در پرونده ی آنها موجب صدور این حکم شده است. پیشتر هم مردم روستای قوریچیا و شهرهای دهگلان و قروه، با امضای یک طومار خواستار آزادی انور حسین پناهی، شده بودند.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ یکشنبه بیستم مرداد 1387 ::

انتقال زندانی سیاسی محکوم به اعدام به بند عمومی زندان اوین

 

 

انتقال فرهاد وکیلی زندانی سیاسی محکوم به اعدام به بند عمومی زندان اوین.
فرهادوکیلی زندانی سیاسی محکوم به اعدام که در تاریخ ۶ مرداماه به دلایلی نامعلوم به بند ۲۰۹ انتقال یافته بود، روز گذشته به بندعمومی زندان اوین منتقل شد. فرهاد وکیلی پس از انتقال به بند ۲۰۹، با اعلام اعتصاب غذا نسبت به انتقال بی دلیلش به سلول انفرادی اعتراض کرده بود.

وی دلایل انتقال خود به بند ۲۰۹ را نامعلوم خواند و گفت که در طی این مدت هیچ گونه بازجویی نداشته و اتهام جدیدی به وی تفهیم نشده است.

فرزاد کمانگر و علی حیدریان، نیز که به طور همزمان از زندان رجایی شهر به بازداشتگاه ۲۰۹ منتقل شده بودند، همچنان در این بند نگهداری می شوند.

گفتنی است تأیید حکم اعدام این سه فعال سیاسی و به خصوص فرزادکمانگر موجب اعتراضات گسترده بین المللی شده است. در هفته های گذشته مردم سنندج با برپایی تجمعات اعتراضی خواهان لغو حکم اعدام وی شدند.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ شنبه نوزدهم مرداد 1387 ::

بهرام واحدي ، دبير انجمن اسلامي دانشگاه زنجان بازداشت شد

 

 

در ادامه موج گسترده بازداشت و برخورد با فعالان مدني و بالاخص دانشجويان با شروع فصل تعطيلات در سال جاري ، ظهر روز گذشته بهرام واحدي دبير انجمن اسلامي دانشگاه زنجان توسط نيروهاي امنيتي بازداشت گرديد . شايان ذکر است که دادستان زنجان از قريب الوقوع بودن بازداشت دانشجويان بيشتر در مورد ماجراي تعرض معاون دانشجويي دانشگاه زنجان که موجي از اعتراضات را در دانشگاه مذکور و جامعه در بر داشت خبر داده بود.
هم اکنون پيام شکيبا ، حسن جنيدي و آرش لاهيجي حدود يکماه است که در بازداشت به سر ميبرند ، اين در حالي است که در پايان تجمع اعتراضي دانشجويان زنجان ، مسئولين دانشجويي توافقي کتبي را متعهد شدند که از برخورد و بازداشت فعالان دانشگاه و تحصن مذکور پرهيز نمايند.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ جمعه هجدهم مرداد 1387 ::

Further News on Hunger Strike of Two Political Prisoners in Iran

خالد هرداني

According to the latest news received from Section 4 of the Gohardasht Prison in Iran Both Mr. Khaled Hardani and Mr. Mansour Radpour are on the 3rd day of their hunger strike. Mr. Hardani and Radpour started their hunger strike on August 5th 2008 in response to the increased physical and psychological torture towards political prisoners in Gohardasht Prison.

Mr. Hardani and Radpour have written a letter to the prison officials setting out their demands, however there has been no response from the prison officials in regards to this hunger strike. It must also be mentioned that Mr. Radpour was taken to an unknown location yesterday (August the 6th) at about 10:30 am, and up until this point there is no news about his whereabouts, safety and well being. This is a great cause for concern for The Voice of Human Rights in Iran.

A copy of the letter in Farsi can be found on the website of
Human Rights and Democracy Activists in Iran.

The Demands of Mr. Hardani and Mr. Radpour are as follows:

1. The recognition of political prisoners in Iranian Prison.

2. End to the oppression and inhumane treatment of political prisoners and their families.
3. Separation of political prisoners from non-political and dangerous prisoners.

4. End to the mass executions which have been taken place in the last month in Iran.
5. A visit from an independent committee appointed by the United Nations to the Rajaishahr Prison to see and investigate the current inhumane treatment of political prisoners.


Sayeh Hassan
Secretary General
The Voice of Human Rights in Iran.
www.voiceofhumanrightsiniran.org
info@thevoiceofhumanrightsiniran.org
Tel:001416-790-4726

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 ::

در پی انتقال فرزاد کمانگر به انفرادی ،تداوم بازداشت معلمان و فعالان مدني ديگر در سنندج

 

 

در پي بازداشت شش فعال قرهنگي و مدني در شهر سنندج ، حسن قرباني، کاوه رستمي دو معلم که به همراه فعالان حقوق بشر ، سما بهمني ، حبيب بهمني و فرزاد حسن ميرزائي از تاريخ 2/5/87 بعلت حمايت و پيگيري وضعيت فرزاد کمانگر بازداشت گرديده بودند ، همچنان در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر سنندج و در وضعيت بلاتکليف به سر مي برند ، از ميان بازداشت شدگان مذکور تنها آقاي احمد قرباني در طي روزهاي اخير با قيد ضمانت آزاد گرديده است.
همچنين سيف الله جوانمردي از معلمان شهر سنندج به دليل قرائت متن قطعنامه پاياني تجمع سنندج (مورخه 29/4/87) ، در تاريخ 13/5/87 به ستاد خبري وزارت اطلاعات سنندج احضار و به مدت چهار شبانه روز بازداشت گرديده بود ، نامبرده صبح روزجاري از بازداشتگاه اطلاعات سنندج آزاد گرديد.
شايان ذکر است دستگاه امنيتي براي متفرق و مختل کردن حمايتهاي گسترده اجتماعي از فرزاد کمانگر معلم محکوم به اعدام ، ضمن انتقال آقاي کمانگر به سلول انفرادي در بند 209 زندان اوين ، دست به اقدامات وسيعي زده است و در اين رابطه تعداد چندي از فعالان ، احضار ، بازداشت و يا تهديد گشته اند.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 ::

پایان اعتصاب غذای عابد توانچه

 

 

عابد توانچه پس از گذشت مدت زمان هفت روز از شروع اعتصاب غذای تر خود - از روز دهم مرداد تا روز هفدهم مرداد سال جاری - در زندان شهر اراک با خواست اتمام برخوردهای غیر قانونی با خانواده ی وی ٬ به دلیل توقف " فعلی " اذیت و آزار ٬ تهدید و احضار خانواده از سوی کسانی که خود را منتسب به نهادهای امنیتی می نامیدند ٬ به اعتصاب غذای خود پایان داد .
در ادامه ی فراهم آوردن موجبات سلب آسایش برای خانواده ی عابد توانچه و احضارهای مکرر اعضای خانواده و تهدید ایشان به بازداشت و اخراج از کار ٬ خانواده ی وی اعلام کردند : " در صورتی که این گونه برخوردهای غیرقانونی پایان نگیرد ٬ در اعتراض به رفتارهای ضد انسانی انجام شده ٬ مقابل ساختمان قوه ی قضاییه و درب مجلس اقدام به تحصن خواهند کرد ". پس از اظهار مطلب فوق ٬ جمع کثیری از دوستان و حامیان آزادی عابد توانچه با ارسال بیانیه ای رسمی آمادگی خود را برای شرکت در این تحضن به همراه خانواده ی شریف و محترم عابد توانچه اعلام داشتند . ضمن برقراری تماس ِ خانواده ی عابد توانچه با مراجع ذی ربط ٬ مسوولین مربوطه از اقدامات غیرقانونی و ضد انسانی صورت گرفته در روزهای اخیر اظهار بی اطلاعی کردند و افزودند :" این تهدیدات و احضارها از سوی مراجع قانونی که خانواده ی عابد توانچه از آنها پاسخ خواسته بودند ٬ انجام نگرفته است . "
روز شانزدهم مرداد ٬ عابد توانچه طی تماسی از زندان اراک با بیان مطالب فوق افزود : " به سبب پایان یافتن مزاحمت هایی که در روزهای اخیر برای خانواده ام ایجاد شده بود ٬ به اعتصاب غذای خود در زندان اراک پایان می دهم . " عابد توانچه در ادامه افزود : " خواست قانونی من که برای آن دست به اعتصاب غذا زده ام ٬ توقف فوری تهدیدات و اتمام آزار و اذیت هایی است که برای خانواده ام به وجود آورده اند و اینک که تماس های تهدید آمیز با خانواده ی من قطع شده است ٬ به اعتصاب غذای تر خود پایان می دهم . "
کمپین حمایت از آزادی عابد توانچه ضمن خرسندی از توقف اعتصاب غذای وی ٬ صمیمانه از تمام کسانی که در این هفت روز با ارسال ای میل و انتشار بیانیه نگرانی خود را نسبت به سلامت جسم و روان عابد توانچه اعلام داشتند ٬ تشکر می نماید . در پایان شایان ذکر است ٬ کمپین حمایت از عابد توانچه تا آزادی وی دست از تلاش و اقدامات قانونی برنخواهد داشت و در این راه دست تمام دوستداران آزادی و برابری خواهان را به گرمی می فشارد .

کمپین حمایت از آزادی عابد توانچه
17 مرداد 1387

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 ::

زندانیان زندان «رجایی‌شهر» را فراموش نکنیم

 

 

حتما وصف زندان اوین را شنیده‌اید. بازجویی‌های نیمه‌شب و سلول‌های انفرادی، بند‌های مخوف 209 و 325، و تمامی شرایطی که در بندهای عمومی آن گذشته و زندانیان آن را تا مرز جنون برده؛ و علاوه بر آن، دچار انواع بیماری‌ها کرده است. اما «اوین» دیگر سال‌هاست که در میدان خوف و عذاب زندانیان سیاسی ایران، «یکه‌تاز» نیست؛ در زندان رجایی‌شهر (گوهردشت کرج) چه می‌گذرد.
سال گذشته، ولی‌الله فیض مهدوی، پس از تحمل 9 روز اعتصاب غذا در بدترین و سخت‌ترین شرایط، در اندرزگاه 2 زندان رجایی‌شهر کرج جان خود را از دست داد؛ و این در حالی است که یکی از خواست‌های او، بازگشت و انتقال به زندان اوین بود. اما با توجه به وضعیت اوین، که آن هم در نوع خود می‌تواند غیرانسانی‌ترین و بدترین شرایط را پیش چشم آورد، در رجایی‌شهر چه می‌گذرد که برای زندانیان آن، اوین را چون «بهشت» جلوه‌گر ساخته‌است؟

شرایطی را که بر این زندان حکمفرماست، می‌توان بر پایه‌ی سخنان کسانی که از آن جان سالم به‌در برده‌اند، متصور شد؛ اما تا زمانی که خود را در آن شرایط قرار ندهیم، نمی‌توانیم به عمق فاجعه‌ی در حال وقوع در آن پی ببریم؛ زندانی که تهدید به فرستادن بدان جا، برای زندانیان دیگر زندان‌ها، همچون تهدید به مرگ، وحشتناک است؛ زندانی که بر اساس آمار با گنجایش 1122 نفر به‌صورت عادی اکنون بیش از این تعداد و در حدود 5500 نفر را در خود جای داده است.

گویا به زودی، ریاست سازمان زندان‌های کشور را به رییس زندان‌رجایی‌شهر خواهند داد؛ و علت آن را، سخت‌گیری این زندانبان اعلام کردند که مانع خروج اطلاعات از این زندان شده‌است. چنین به نظر می‌رسد که شاید این تنها زندانی باشد که توانسته تاحدودی از چشم مدافعین حقوق بشر دور نگاه داشته شود؛ هرچند در سال‌های اخیر، خوشبختانه خبر‌های بسیاری از آن توانست به بیرون درز کرده و باعث نجات بسیاری شود.

شناخته‌ترین مشخصه‌ی این زندان عدم تفکیک زندانیان است که در سال‌های اخیر بیش از پیش خود را نشان داده است؛ بدین صورت که زندانیان در آن براساس جرایم جدا نشده‌اند. این موضوع بیشتر درمورد زندانیان سیاسی حساسیت برانگیز و قابل تشخیص بوده است؛ زیرا زندانیان عقیدتی و سیاسی‌ای که غالبا به این زندان آورده شده‌اند در اندرزگاه‌های پرجمعیت 1 و 5 که مربوط به زندانیان خطرناک است، فرستاده می‌شوند.

نکته‌ی باعث تاسف این است که زندانیانی که به دلیل ابراز عقیده یا به‌ دلیل فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی دستگیر می‌شوند، در صورت تشخیص دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی، روانه‌ی این زندان می‌شوند تا به‌درجات مختلف تحت فشار قرار گیرند و در فضای وهم‌آلود این زندان دست از هرگونه مقاومت و تلاش برای نجات خودشان از زندان، بردارند. البته این تنها روی «خوش» ماجراست؛ و همان‌طور که اشاره شد، دیده می‌شود که زندانیان سیاسی در آن حتی جانشان را از دست می‌دهند و مسئولان زندان هیچ‌گونه مسئولیتی را در قبال آن برعهده نمی‌گیرند.

همین موضوع، یعنی «عدم رعایت اصل تفکیک جرایم» در زندان، بارها باعث شده تا بسیاری از زندانیان سیاسی در زندان دست به اعتصاب غذا بزنند و خواستار جداسازی آن‌ها از بند‌های محکومین خطرناک شوند. نمونه‌ی این مورد، خبری غیررسمی در مورد شش زندانی است که دست به اعتصاب غذا می‌زنند تا بند‌های زندانیان سیاسی از زندانیان عادی جدا شود. در واقع، حضور زندانیان سیاسی وعقیدتی در کنار دیگر زندانیان، شرایطی به‌شدت دشوار و فلاکت‌بار به این افراد تحمیل می‌کند. در این زندان، زندانیانی هستند که به‌دلیل حضور سال‌های متوالی در آن دچار بیماری‌های پوستی و گوارشی یا ایدز و هپاتیت و دیگر بیماری‌های واگیر می‌شوند؛ و حتی دچار حالات روانی شده و به‌کلی کنترل خود را از دست می‌دهند. ترس ناشی از شرایط زندان، ترس از گام‌هایی که شب‌هنگام ممکن است سراغت بیاید تا با چاقو یا هر وسیله‌ی برنده‌ای تو را مورد حمله قرار دهد، سبب شده تا اغلب زندانیان عقیدتی، علاوه بر انواع بیماری‌ها، شب‌ها را به بیداری بگذراند تا بتواند جانش را از خطر محفوظ بدارد. تداوم این وضعیت، بی‌شک زندانی را دچار مشکلات روانی و ده‌ها مسئله‌ی دیگر می‌کند. در واقع، فشار روانی ناشی از شرایط طاقت‌فرسای بند یک زندان رجایی‌شهر، باعث شده است که تعداد زیادی از زندانیان در مقاطع مختلف تصمیم به خودکشی بگیرند و در این جهت تلاش کنند. اما بهداری زندان، با وجود داشتن بخش اعصاب و روان، تنها به تجویز قرص‌های آرام‌بخش و روان‌گردان بسنده می‌کند.

در سال 2005، خبرها حاکی از وقوع سه سوءقصد و سه خودکشی در بند 1 زندان (محل نگهداری چندین زندانی سیاسی) داشت. گویا سوءقصد کنندگان چاقو‌های دست‌ساز در اختیار داشته و سه زندانی به نام‌های «سهراب کلاه‌سر» از ناحیه‌ی صورت، «قادر خالصی» از ناحیه‌ی «چشم چپ»، و «یونس یوسفی اسکو» را از ناحیه‌ی کتف تا بازو مجروح کرده‌اند. همچنین، سه جوان به نام‌های «حسین راسخ» و«علی زندی» و جوانی دیگری به صورت دسته‌جمعی اقدام به خودکشی با قرص‌های «لارگاردین» و «سنوباربیتول» کرده‌اند. همچنین خبری دیگری حکایت از وقوع یک قتل دیگر در آبان 86 داشت که طی آن، «ابوالفضل بتونی» پس از خفه کردن «مهران فتحی» و وارد کردن ضربات پی‌درپی چاقو بر بدن این زندانی، وی را به قتل رسانده است. این قتل در اندرزگاه 1 زندان اتفاق افتاده است.

زندان رجایی‌شهراز نظر بهداشتی نیز وضعیت وخیمی دارد. حضور نزدیک به 5 برابر ظرفیت انسان در آن و بی‌توجهی آگاهانه نسبت به وضعیت بیماران یا نگهداری زندانیان بیمار در کنار دیگر زندانیان، از جمله به دلیل نبود فضای کافی، از مواردی است که سلامت زندانیان را تهدید می‌کند. مسئولان بهداری این زندان، همانند دیگر زندان‌های جمهوری اسلامی، نه تنها هیچ تعهدی نسبت به وضعیت بیماران ندارند، بلکه خود عامدانه شرایط ایجاد و گسترش بیماری را برای زندانیان مهیا کرده‌اند. همچنین، مصرف موادمخدر (که این نیز از موارد عمومی در زندان‌های جمهوری‌اسلامی است) به شیوع بیماری‌های خونی منجر شده‌است. سلول‌ها به شدت سرد و نمناک بوده و باز هم به دلیل تعداد زیاد زندانیان و جمع‌آوری تخت‌ها از بند‌ها، انسان‌ها مجبور به خوابیدن بر روی زمین هستند. مجموع تمامی این شرایط به رواج بیماری در زندان کمک می‌کند و هیچ کس نمی‌خواهد درصدد رفع آن برآید. مانند تمامی زندان‌های جمهوری اسلامی، در این زندان نیز توزیع مواد مخدر به شکلی گسترده و سیستماتیک رایج است. موادمخدر به عنوان تجارتی پرسود، به صورت علنی و در انواع مختلف در دسترس زندانیان قرار دارد. زندانبانان تنها گفته‌اند که در صورت مرگ، خود زندانیان نقل و انتقال اجساد را عهده دار هستند. شایعات قریب به یقین، حاکی از آن است که متاسفانه 60 درصد زندانیان عادی این زندان معتادند و ماده‌ی مخدر «کراک» در آن بیشترین مصرف را دارد. در همین زمینه، خبرها حکایت از مرگ یک زندانی به نام «مجتبی آسایشی» در بند۲ («دارالقرآن» که محل آموزش قرآن است) دارد که بر اثر استعمال زیاد موادمخدر جان باخته است.

تاکنون، زندان رجایی‌شهر با چنین بخش‌هایی شناخته شده است: بند1، بند 4، بند 6، بند فرهنگی (یا «واحد فرهنگی»)، واحد 5، فرعی 5، واحد 2، اندرزگاه 2 و اندرزگاه‌های 1 و 5، که از پرازدحام‌ترین بخش‌های این زندان‌اند. در این زندان، سلول‌هایی هست با ابعاد دو در دوونیم متر، و در همین فضای محدود، معمولا در حدود 4 یا 5 زندانی به‌سر می‌برند. همچنین، زندان دارای دالان‌های متعددی است که در آن‌ها سلول‌های بی‌روزنی هستند که شاید پشت درهای آن، انسان‌های فراموش شده‌ای باشند که سال‌های متمادی برآن‌ها گذشته باشد؛ بی‌آن‌که کسی از سرنوشت‌شان باخبر باشد. در هر سلول این زندان، انسان‌هایی با بیماری‌ها و دردهای بی‌شمار، در انتظاری جانفرسا برای پایان احکام حبس‌های طولانی، اعدام یا سنگسار، بی‌عدالتی‌های آشکاری را که بر آن‌ها رفته است تحمل می‌کنند. در اسفند سال گذشته‌ی شمسی، گزارش رسید که 27 تن از زندانیان در همین زندان در اعتراض به شکل نگهداری خود و اعمال نفوذ معاونت قضایی زندان (علی محمدی) و نحوه‌ی برخورد مسئولان زندان، دست به اعتصاب غذای جمعی زده‌اند.

طبق روال اکثر زندان‌های جمهوری اسلامی، در این زندان نیز فعالین سیاسی را به شکل‌های مختلف- ازجمله، با اعلام یکباره‌ و غیررسمی حکم اعدام، یا لغو آن- تحت شدیدترین فشارهای روانی قرار می‌دهند. مسئولان زندان می‌توانند – به‌دست خود یا توسط زندانیان شرور- به‌راحتی انسان‌ها را دچار نقص‌عضو کنند، مورد تجاوز قراردهند، یا به قتل برسانند. وصف شخصیت و اعمال مدیر داخلی این زندان، «خادم»، نشان می‌دهد که چگونه این اشخاص می‌توانند به‌راحتی انسان‌ها را در این زندان معدوم و مجنون کنند. نیز، می‌توان به مورد «محمود مغنیان» اشاره کرد که در پرونده‌ی سال ٨۰ زندان رجایی‌شهر، ظاهرا دختران جوان زندانی را با همکاری «محمد شکاری»، رییس سابق همین زندان، به قصد سودجویی از تجارت سکس، به دبی صادر می‌کردند.

زندان رجایی‌شهر، برای بازجویان دیگر زندان‌ها نیز حکم یک اهرم فشار را یافته‌است که با تهدید زندانیان به فرستادن‌شان به آنجا، بتوانند آنان را به اعترافات گوناگون واداشته و پرونده‌های جعلی برایشان بسازند. حتی در صورت مقاومت زندانیان یا عدم همکاری‌ با بازجوها، آن‌ها را برای تنبیه به زدان رجایی‌شهرمی‌فرستند تا به‌اصطلاح «ادب» شوند. موارد تنبیهی، از جمله فرستادن به بند متهمان سرقت مسلحانه و اشرار، ریختن آب جوش بر دست و پای فرد، تعرض جنسی به او و یا حتی- در مواردی که بخواهند فراتر از تنبیه عمل کنند- فرستادن زندانی به اندرزگاه‌های 1 و 5 و فشارهای مشابهی را شامل می‌شود؛ تا بدین وسیله، زندانی را با تهیه‌ی سناریویی در معرض خطر مرگ قرار داده و در صورت نیاز، توسط زندانیان شرور به قتل برسانند.

تاکنون، جمهوری اسلامی در این زندان هرگونه که خواسته رفتار کرده است. در اعتصاب گسترده‌ سال گذشته در این زندان، عوامل اطلاعاتی و امنیتی از هیچ فشار و جنایتی دریغ نکردند. انتقال اعتصاب کنندگان به سلول‌های مشخصی در زندان و اعمال فشار‌های جسمانی و روحی به افراد و از بین بردن آنها، نمایش جنازه‌ی جان‌سپردگان به مدت 5 ساعت به صورت آویزان در چهارچوب ورودی سلول به منظور عبرت دیگران، قطع قرص‌های ضروری برای این افراد و حتی کشاندن یکی از آنها به آن حد از فشار روانی که مجبور به قطع رگ بیضه‌هایش بشود و علت این کار را بی‌اعتنایی زندان‌بانان نسبت به قطع رگ دست و پا اعلام کند.

روش‌های تنبیهی در این زندان چنین است: زندانیانی که در اوین مقاومت کنند یا روی خواست‌هاشان پافشاری کنند و از مواضع‌شان کوتاه نیایند، با سه نوع سفارش از سوی مسئولان زندان اوین به روسای زندان رجایی‌شهر معرفی شده و برای زیرفشار قرارگرفتن و خردشدن به آنجا فرستاده می‌شوند. چنین زندانیانی، پس از ورود به رجایی‌شهر، بر اساس نوع سفارشی که در مورد او شده‌است، مورد اذیت و آزار قرار می‌گیرد. مثلا، در صورتی که برای زندانی، سفارش «شماره‌ی 3» پیشنهاد شده باشد، او را به بند محکومین عادی و افراد نیمه‌خطرناک می‌فرستند و با شرایط بد و محدودیت‌ها تنبیه‌اش می‌کنند. اگر سفارش، «شماره‌ی 2» باشد، محکوم مورد نظر را به بند محکومین سرقت مسلحانه و افراد خطرناک و شرور می‌فرستند و او را با گرفتن رخت و لباس و ساعت و انگشتر و پول، خواباندن در جای بد، ضرب و شتم و زخمی‌کردن‌های خفیف، تعرض جنسی و ریختن آب جوش بر دست و پا و کمرش تنبیه می‌کنند. البته «خوراندن ادرار و مدفوع» را نیز باید به این فهرست افزود؛ که در صورت سفارش توسط متولیان زندان انجام می‌شود .

اما اگر سفارش از نوع درجه‌ی 1 باشد-که معمولا موارد اندکی در سال پیش می‌آید و گویا رییس حفاظت مستقیما و دورادور بر آن نظارت دارد- شخص را به اندرزگاه‌های5 و1 انتقال می‌دهند که در آن منتظران اجرای حکم اعدام و زندانیان دارای سابقه‌ی چندین فقره قتل در بیرون از زندان، و یا حتی قاتلین مرتکب چند فقره قتل در زندان، نگهداری می‌شوند. بیشتر این افراد را متولیان زندان با ترفندهایی معتاد کرده‌اند تا برای چند گرم مواد مخدر، هر کسی را به راحتی به قتل برسانند. اینان چیزی برای از دست دادن ندارند؛ و این نقطه‌ قوتی برای آلت دست قرار گرفتن‌شان در راستای اهداف زندانبانان است.

زندانی تازه وارد، به اتاق چنین محکومانی انتقال داده می‌شود و به یکی از زندانیان سابق زندان خبر می‌دهند که مثلا 10 روز دیگر تاریخ اعدام و زمان اجرای حکم توست؛ و اولین کاری که آن قاتل و محکوم به اعدام انجام می‌دهد، این است که- برای این‌که یک سال دیگر زنده بماند و اعدامش به تعویق بیافتد- میهمان تازه‌وارد و از همه جا بی‌خبر را سلاخی کند؛ تا با این کار، هم سفارش دهنده به هدفش برسد، هم خودش یک سال بیشتر زنده بماند، و هم با ایجاد رعب و وحشت امتیاز بیشتری در زندان به‌دست ‌آورد.

اما اتفاقاتی دیگری نیز در این زندان به وقوع می‌پیوندد. اخیرا مسئولان این زندان، از جمله محمود مغنیان رییس اندرزگاه ۲ و دارالقران زندان، زندانیانی را که از سواد کمتری برخوردارند و نمی‌توانند از حقوق خود دفاع کنند، و نیز، مدت محکومیت‌شان کمتر از دو یا سه سال است، مجبور به نوشتن تقاضای کار بدون هیچ مزایایی (کار اجباری) می‌کنند.

این در حالی است که اگر این زندانیان از بیگاری برای زندان انصراف و امتناع کنند، بی‌توجه به جرم اصلی و فقط به جرم تن ندادن به کار اجباری و بدون حقوق در زندان، با انتقال به بندها یا اندرزگاه‌های ۱ و 5 که اندرزگاه زندانیان قاتل و شرور است، وادار به فرمان‌برداری می‌کنند؛ تا به دلیل فقدان امنیت جانی و نیاز به انتقال به بندهای امن‌تر، مجبور به تن دادن به کار اجباری ‌شوند.


از جمله کارهایی که این زندانیان انجام می‌دهند، دوختن لباس برای ارتش و سپاه، آهنگری برای شهرداری و تاسیسات زندان، کفش و پوتین‌دوزی و چندین کار مشابه دیگر است که بیشتر مربوط به خود دولت می‌شود. گویا، درآمد حاصله از این راه، نه به صندق دولت یا بودجه‌ رسمی زندان، بلکه مستقیما به حساب رییس زندان (محمد حاجی‌علی کاظم) و معاون وی (علی محمدی) و گرداننده‌ی اصلی زندان (محمود مغنیان) واریز می‌شود.

در این زندان، افرادی با جرایم مختلفی نگهداری می‌شوند. همان‌طور که گفته شد، جز کسانی با جرایم جنحه مانند قتل، دزدی مسلحانه، شرارت و آدم‌ربایی و مانند آن، افرادی نیز به دلیل ابراز عقیده و یا فعالیت‌های سیاسی‌شان در آن نگهداری می‌شوند. از مبلغین دینی در ادیان مختلف به خصوص اهل سنت، کسانی که خواستار تغییر و بدعت در دین شده اند، فعالین دانشجویی، فعالین اجتماعی، فعالین حقوق بشر و کسانی که بنا به دلیل طرفداری از سازمان‌های سیاسی و یا فعالیت برای آنها در اینجا به سر می‌برند. گویا، از 50 زندانی سیاسی در بند در این زندان، در حدود 40 تن از آنها کرد بوده و در حدود 15 تن از آنها از کردهای عراق می‌باشند که به دلیل ورود غیر قانونی به خاک ایران در بازداشت بسر می‌برند و با وجود سپری شدن مدت طولانی از حبس آنها، مسئولان زندانی حاضر به آزاد کردن شان نمی‌باشند. در این زندان کسانی هستند که از پنج سال پیش در زندانند ‏و می‌بایست سه سال قبل آزاد می‌شدند اما به دلایل نامشخصی مسئولان زندان از آزادی آنان سرباز زده‌اند.‏

متاسفانه در اینجا کودکانی نیز در انتظار اجرای احکام‌شان هستند. جمهوری اسلامی بنا به روشی که مدت‌هاست از سوی مدافعین حقوق بشر عیان شده است، کودکانی را که در سنین پایین مرتکب قتل می‌شوند، تا سن 18 سالگی در زندان نگه می‌دارد و پس از آن، آن‌ها را به جوخه‌های اعدام می‌سپارد. در حال حاضر هنوز حدود 10 کودک در بندها و اندرزگاه‌های مختلف این زندان در انتظار دهشتبار برای رسیدن به سن قانونی و اجرای حکم اعدام به‌سر می‌برند. در اردیبهشت ماه سال جاری حکم اعدام دو زندانی در این زندان به اجرا درآمد که یکی از آنها یعنی «محمد هوشمند» هنگام ارتکاب جرم، حدود 18 سال یا کمتر سن داشته و نزدیک به 3 سال در انتظار مرگ در زندان به‌سر برده بود.

اما واژه‌ای که در مورد برخی زندانیان سیاسی در این زندان بکار می‌برند، واژه‌ی «تبعیدی» است، به همان شکلی که در بالا گفته شد یعنی زندانیانی که بنا به تشخیص مقامات زندان از یک زندان به اینجا آورده می‌شوند. اکنون در حدود 56 زندانی سیاسی تبعیدی در این زندان هستند که اکثر آن‌ها از زندان‌های غرب و شمال غرب به اینجا آورده می‌شوند.نکته‌ی قابل توجه، همین واژه‌ی «زندانی تبعیدی» است که به عنوان تاکتیک وابزاری فراقانونی بیش از گذشته در دستورکار دستگاه امنیتی و قضایی قرار گرفته است .لازم به ذکر است که سهراب سلیمانی رییس سازمان زندان‌های تهران نیز عنوان داشته بود که زندان رجایی‌شهر تبعیدگاه سازمان زندان‌ها است.

در بند زنان زندان نیز اوضاع بر همین منوال است و حوادث مختلفی که در آن اتفاق افتاده است، حاکی ازعمق وضعیت نابسامان این بند است. اگر چه وضعیت داخلی بند زنان زندان رجایی‌شهر، به دلیل جنسیت زندانیان و دشواری‌های مرتبط با آن، نتوانسته چندان در صدر خبر‌ها و گزارش‌ها باشد، اما قربانیان خود را داشته است. گویا، چندی پیش چند زن زندانی با سركردگی یك زندانی شرور به نام شهین، با نقشه‌ای ماهرانه دو تن از هم‌سلولی‌های خود را در جنایتی به قتل رسانده و به صورتی صحنه‌سازی كرده‌اند كه مرگ آنها خودكشی به نظر برسد.

زندان رجایی‌شهر، فراموش‌خانه‌ای است که برای خرد کردن جسمانی و روانی زندانیان سیاسی و پنهان کردن از دسترس رسانه‌ها و نهادهای مدافع حقوق بشر به‌کار گرفته می‌شود. کسی که پایش به آنجا برسد، از «انسان بودن» ساقط می‌شود و حتیبا وجود تلاش فعالان حقوق بشر و رسانه‌ها، تا حد زیادی از انظار عمومی پنهان می‌ماند. زندانیانسیاسی رجایی‌شهر مجبورند با جنایتکاران خطرناک، قاتلان، متجاوزان ومعتادان یا قاچاقچیان مواد مخدری هم‌سلول باشند که در حمله وهجوم به هم سلولی‌های خود تردید نمی‌کنند. این گونه زندانیان،هیچ چیزی ندارند که از دست بدهند و اغلب نیز محکوم به حبس ابد یا اعدام هستند. همین است که مرگ‌های مرموز در این زندان را شدت بخشیده و نگرانی مراجع مدافع حقوق بشر را نسبت به این موضوع دو چندان کرده است.
در انتها ذکر چندین مورد از جنایات اتفاق افتاده در زندان، می‌تواند نظر ما را به یک نیاز مبرم جلب کند؛ یعنی نیاز جدی به توجه عمیق به این که جز اعدام‌ و سنگسار، فراموش‌شدگانی هستند که سالهاست در این سیاه‌چال اسیرند، کسانی که بی‌دلیل به قتل رسیده‌ یا جان خود را گرفته‌اند، و انسان‌هایی که تحت فشار شدید، سلامت جسمانی و روانی خود را از دست داده‌اند...

از جمله‌ی این زندانیان، می‌توان به محکومین زیر اشاره کرد:
یحیی مجاوری، با تحمل 27 سال زندان، که بیش از 60 سال سن دارد و در اندرزگاه 5 نگهداری شده و جز فراموش شدگان این زندان است؛بابا ارسلان قربانی، 23 سال زندان که بیش از 70 سال سن دارد و ایام زندان خود را بدون ملاقات سپری کرده‌است؛ دو زندانی اعدامی در سال 84 که با یک طناب دار در زندان اعدام شدند و برخی از زندانیان را نیز به زور به محل اعدام منتقل کردند تا شاهد این صحنه باشند؛ ابراهیم ایلام‌لو که برادرش را که محکوم به اعدام بود در حیاط زندان در مقابل چشمان وی به‌دار کشیدند، ولی به دلیل پاره شدن طناب، زندانی از چوبه دار به زمین افتاده و به گوشه‌ای از حیاط پناه می‌برد، ولی مسئولان زندان وی را کشان کشان به پای چوبه دار برده و مجددا او را به دار می‌کشند؛ و این حادثه باعث جنون ابراهیم ایلام‌لو شده است؛ بهمن معصومی که در بیرون از زندان با رییس زندان مشکل شخصی داشته و بدون حکم قضایی به اندرزگاه 5 منتقل می‌شود و با تحریک رییس زندان، با چاقو مورد حمله قرار می‌گیرد؛ سیامک بنده‌لو که بر اثر تزریق آمپول بی‌هوشی در بهداری به قتل رسیده است؛ علی شریفی که به جرم توهین به رییس زندان و رییس سابق حفاظت (خادم) با لباس زیر در سلول انفرادی خود حلق آویز شده است؛... و موارد بسیار دیگری که جملگی، تداوم فجایعی انسانی و نقض گسترده‌ی حقوق بشر را در زندان‌های ایران نشان می‌دهد.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 ::

گزارش ارسالی

ابراهیم رشیدی شاعر و نویسنده آذربایجانی به زندان اورمیه فرستاده شد

 

مهندس ابراهیم رشیدی شاعر٬ نویسنده آذربایجانی امروز سه شنبه ۱۵ مرداد بازداشت و برای اجرای حکم پنج ماه حبس به زندان اورمیه فرستاده شد.

ابراهیم رشیدی شاعر٬ نویسنده و فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه ارومیه است. اوعضو مؤسس مؤسسه غیر دولتی (NGO) "آذرتوپراق"‏،‏ عضو هیأت مؤسس و دبیر کانون استاد شهریار دانشگاه اورمیه، مدیر مسؤل نشریه دانشجویی "اولدوز"‏، سردبیر نشریه "بولوت" و عضو هییت تحریریه نشریات "باخیش" و "اویانیش" و مدرس زبان و ادبیات تورکی در دانشگاههای اورمیه و علوم پزشکی اورمیه بوده است.

این فعال حقوق بشر آذربایجانی در طول سالهای گذشته بارها در زندان اوین تهران٬ بازداشتگاههای اطلاعات اورمیه٬ اهر و اردبیل حبس شده است.

ابراهیم رشیدی در تاریخ ده خرداد ۱۳۸۵ در اورمیه دستگیر و به مدت دو ماه در بازداشتگاه اطلاعات اورمیه مورد بازجویی تحت شکنجه قرار گرفته بود. او پس از آزادی به قید وثیقه در تاریخ دوم اردیبهشت ماه ۱۳۸۶ از طرف شعبه ۱۰۲دادگاه اورمیه به تحمل ۵ ماه حبس و ۲۰ ضربه شلاق تعزیری محکوم گردیده بود. قاضی تجدید نظر شعبه دهم دادگستری آذربایجان غربی در جلسه ۲۳ آبانماه دادگاه‎ حکم ۵ ماه تعزیری ایشان را تایید و حکم ۲۰ ضربه شلاق تعزیری را به پرداخت ۵۰ هزار تومان جریمه نقدی تغییر داد.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 ::

آخرين اخبار رسيده از زندان گوهردشت

خالد هرداني

آخرين اخبار رسيده از زندان گوهردشت امروز طی تماس تلفنی از زندان رجايي شهر كرج زندانی سياسی آقای خالد هردانی اعلام كردند بر اثر فشارهای مسئولين زندان بر روی زندانيان سياسی در زندان گوهردشت مبنی بر برگزاری دومين سالگرد شهيد اكبر محمدی در اندرزگاه ۴ زندانيان سياسی آقای منصور رادپور و خالد هردانی نسبت به اعتراض در مقابل اعمال فشار بر زندانيان سياسی طی نامه ای به افسر نگهبان بند ۴ جارويی از ديروز دست به اعتصاب غذا زدند .

در اين حركت احتمال همراه شدن ديگر زندانيان با آنها ميباشد كه در اخبار رسيده بعدی به اطلاع ميرسد.

زندانی سياسی خالد هردانی

اندرزگاه ۴ زندان  گوهر دشت كرج

سه شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۷

 منبع :صدای حقوق بشر در ايران

 info@thevoiceofhumanrightsiniran.org

info@thevoiceofhumanrightsiniran.org

 

Hunger Strike of Two Political Prisoners in Gohardasht Prison

According to the latest news received from the Gohardasht Rajaishahr Prison, through a telephone conversation with a political prisoner Mr. Khaled Hardani, Mr. Hardani and another political prisoner Mr. Mansour Radpour have gone on a hunger strike due to extreme physical and psychological pressure put on political prisoners by the prison officials in Section 4 of the Gohardasht Prison. 

The recent pressures are due to the fact that the political prisoners in Section 4 had organized a memorial for the 2nd anniversary of Akbar Mohammadi’s (a prominent political prisoner) murder in the Islamic Regime Prisons.

The hunger strike started yesterday, Sunday August 4th 2008, after Mr. Hardani and Mr. Radpour wrote a letter of protest against one of the head guards “Jaruyi”.  There is a possibility that other political prisoners might join the hunger strike as well.  We will publish any further news that may come from Gohardasht Prison in this regards.

 

Political Prisoner Khaled Hardani

Section 4 of Gohardasht Prison

 

 

Sayeh Hassan
Secretary General
The Voice of Human Rights in Iran.
www.voiceofhumanrightsiniran.org
info@thevoiceofhumanrightsiniran.org
Tel:001416-790-4726

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 ::

فعالان حقوق بشر در ایران

آزادي دو فعال دانشجويي کامياراني

 

در پي راهپيمايي مسالمت آميز مادر فرزاد کمانگر و استقبال مردم و به خصوص فعالان مدني از اين راهپيمايي دو فعال دانشجويي کامياراني به نامهاي کاوه محمدي و ارسلان صادقي بازداشت گرديدند ، آقاي صادقي مدير مسئول نشريه ي اشتراک در دانشگاه اصفهان و از فعالان مدني وحقوق کودک،(دانشجوي رشته ي مهندسي فناوري اطلاعات) مي باشد .
بازداشت اين افراد تنها به دليل حرکت به سمت جمعيت تجمع کننده بوده است و هيچگونه ارتکاب جرمي از سوي اين افراد صورت نپذيرفته بود ، بازداشت اين افراد کاملا غيرقانوني بوده است .
اين افراد با قرار کفالت صبح روز جاري آزاد گرديدند.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ شنبه دوازدهم مرداد 1387 ::

فعالان حقوق بشر در ایران

محکوميت يک فعال سياسي به حبس تعزيري

 

حميدرضا شيخ الملوکي فرزند حبيب الله ، فعال سياسي در تاريخ 4/2/87 در منطقه شهرري به دليل پخش اعلاميه هاي يک سازمان سياسي توسط نيروهاي امنيتي بازداشت و به بند 209 زندان اوين منقل گرديد ، وي پس از تحمل 47 روز سلول انفرادي و جمعا 75 روز بازداشت در بند 209 زندان اوين در 29/3/87 به دادگاه انقلاب منتقل و بعنوان تبليغ عليه نظام آخرين دفاعيات خود را ارائه نمود.
سرانجام آقاي شيخ الملکوي در طي يک دادرسي مبهم به اتهام تبليغ عليه نظام به يکسال حبس تعزيري محکوم گرديد ، وي که هم اکنون در اندرزگاه 7 زندان اوين به سر مي برد ، حکم صادره را در طي روزهاي اخير در زندان دريافت و نسبت به حکم صادره اعتراض نموده است . وي فاقد وکيل و امکان دفاع از خود بوده است.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ شنبه دوازدهم مرداد 1387 ::

فعالان حقوق بشر در ایران

شکنجه شش فعال مدني در اداره اطلاعات شهر سنندج

 

سه معلم کامياراني به نامهاي حسن قرباني، کاوه رستمي ،احمد قرباني بهمراه سه فعال حقوق بشر به نامهاي سما بهمني (از بندرعباس) ، حبيب بهمني (از بندرعباس) و فرزاد حسن ميرزائي (از بوکان) به دليل پيگيري وضعيت و حمايت از فرزاد کمانگر ، معلم محکوم به اعدام از تاريخ 2/5/87 در منطقه کامياران بازداشت و به اداره اطلاعات شهر سنندج منتقل گرديدند.
اين افراد از روز بازداشت به سلولهاي انفرادي منتقل و مورد بدرفتاري قرار گرفتند ، خانواده هاي اين افراد مکرراً از سوي اداره هاي اطلاعات شهرهاي سنندج ، کامياران ، خرم آباد و بندرعباس جهت پيگيري وضعيت بستگان بازداشت شده خود به ستادهاي خبري احضار ، بازجويي و تحت فشار و تهديد قرار گرفتنده اند .
بر اثر پافشاري خانواده ، سما بهمني فعال حقوق بشر بازداشت شده ، تماس تلفني کوتاهي داشته است که در تماس مذکور نامبرده تنها و مکررا خواستار عدم پيگيري وضعيت خود و بازگشت خانواده خود شده است ، خانواده اين فعال حقوق بشر ضمن نگران کننده خواندن گفته هاي خانم بهمني معتقد هستند که گفته هاي نامبرده تحت فشار بيان شده است .
همچنين خانواده يکي از معلمان کامياراني پس از تحصن مقابل دفتر ستاد خبري اداره اطلاعات سنندج و پافشاري در پيگري وضعيت اين فرهنگي بازداشت شده ، موفق به ملاقات بسيار کوتاهي با فرزند خود گرديدند که مشاهده آثار ضرب و شتم بالاخص در دستان نامبرده و عدم امکان راه رفتن صحيح وي ، باعث نگراني بسياري از وضعيت اين افراد گرديده است. افراد فوق طي پيامي به خارج بازداشتگاه از شکنجه خود در اين مکان خبر داده اند.
بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج يکي از مخوف ترين بازداشتگاههاي امنيتي سراسر کشور مي باشد که بارزترين نمود اخير آن قتل ابراهيم لطف اللهي دانشجوي سنندجي در اين اداره اطلاعات مي باشد . اکثريت افرادي که مدتي را در اين بازداشتگاه به سر برده اند از اعمال متداول شکنجه هاي وحشيانه بر عليه متهمين خبر داده اند .
شايان ذکر است سه معلم مذکور پس از بازگشت از جلسه تهران که مشترکاً با حضور اعضاي کانون صنفي معلمان ايران و وکيل پرونده آقاي کمانگر بوده و به بهانه واهي شرکت در تجمع کاملا قانوني و مسالمت آميز سنندج بازداشت گرديدند و سه فعال مدني ديگر که با طي هزاران کيلومتر مسافت ، تنها بر اساس حس انسان دوستي و وظيفه اجتماعي خود در جهت شرکت در تجمع مذکور به منطقه کردستان عزيمت نموده بودند نيز بصورت جمعي بازداشت گرديدند.
نظر به وضعيت نگران کننده اين افراد ، بازداشت و نگهداري غيرقانوني آنان و عدم پاسخگويي دستگاه قضائي و امنيتي و دريافت گزارشات و مستندات نگران کننده از وضعيت ، بالاخص سلامت روحي و جسمي اين افراد ، بدينوسيله به اطلاع افکار عمومي ميرسانيم در صورت تداوم وضعيت نگران کننده اين فعالان مدني و فرهنگي و براي بيان خواست آزادي و شفاف سازي بازداشت آنان و اجراي قانون تجمعي اعتراضي را در مقابل نهاد قضائي و يا ستاد خبري وزارت اطلاعات در شهر سنندج برگزار خواهيم نمود.


دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران ، 12 مرداد ماه 1387 برابر با 02-08-2008

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ شنبه دوازدهم مرداد 1387 ::

يادواره اسرا و شهدا در بند حكومت اسلامی

 

يادواره اسرا و شهدا در بند حكومت اسلامی با ۳ دقيقه سكوت آنهم بصورت قيام زندانيان

سياسی بند ۱۱۰ اندرزگاه ۴ زندان رجايی شهر گوهردشت در سالروز شهادت زنده ياد اكبر محمدی برگزار شد .

بعد از آن برای شادی روح اكبر محمدی - فيض مهدوی - حجت زمانی - صديقه هردانی دست زدند. در اين مراسم ياد شهدا و اسرا و زنده ياد جاويد اكبر محمدی را پاس داشتند .

 با سخنرانی خالد هردانی جلسه حالت رسمی گرفته و يك قطعه شعر در افشاء كردن ماهيت حكومتهای جبار و ديكتاتور سرود و در ادامه خطيبه ای در وصف اكبر عزيز و تمام جانباختگان راه آزادی را قرائت كرد.

 در ادامه مراسم شير محمد رضايی و اصغر بنا زاده از كشتارهای جمعی در سالهای ۶۰ -۶۱ - ۶۷ - ۶۸ سخن به ميان آوردند و هر كدام خاطرات آن دوران را ياد آوری كردند كه روزانه ۱۵ تا ۲۰ نفر از دوستانشان را برای اعدام ميبردند .

كريم معروف عزيز از استقامت زندانيان سياسی در زندانهای تحت ستم جمهوری اسلامی سخن گفت و اينكه زندانيان سياسی چه پيامی برای ملتها دارند .

در انتهای جلسه خالد هردانی از اعدامها و شكنجه ها و سركوبهای خشن عوامل پشت پرده نشين رژيم دژخيم جمهوری اسلامی كه چگونه خانواده های زندانيان سياسی را تحت فشار قرار ميدهند و اينكه چگونه بر اثر همين فشارها سال گذشته مادر ايشان به شهادت رسيد .

در اين مراسم تمامی زندانيان سياسی منصوب به گره های مخالف رژيم حضور داشته و با زبان محلی سخنرانی كردند .

در پايان با شعار زنده باد آزادی و دست زدن زندانيان به پايان رسيد .

https://iranbbb.org/27935.htm

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ شنبه دوازدهم مرداد 1387 ::

گزارش ارسالی

حمید والایی جهت مداوا به بیرون از زندان انتقال یافته است

 

حمید والائی وکیل رد صلاحیت شده و فعال حقوقی در زمینه حقوق اقوام و حقوق بشر در آذربایجان پس از تحمل 13 روز شکنجه در بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز و تلاش های به عمل آمده از طرف وکیل مدافع وی آقای محمودی، خانواده و همچنین حمایت های افکار عمومی به زندان تبریز انتقال و به علت وخامت وضعیت جسمانی وی ، بازپرس پرونده و اطلاعات تبریز مجبور به پذیرش قرار وثیقه شدند تا وی جهت مداوا از زندان تبریز خارج گردد.
------

عیادت جمعی از دوستان و شخصیت های مدنی آذربایجان از حمید والائی

امروز ( جمعه 11/5/1387 ) جمعی از دوستان و شخصیت های مدنی آذربایجان از حمید والائی عیادت کرده و از نزدیک جویای احوال و وضعیت جسمانی و سلامتی وی شدند .

لازم به ذکر است حمید والائی وکیل رد صلاحیت شده و فعال حقوقی در زمینه حقوق اقوام و حقوق بشر در آذربایجان پس از تحمل 13 روز شکنجه در بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز و تلاش های به عمل آمده از طرف وکیل مدافع وی آقای محمودی، خانواده و همچنین حمایت های افکار عمومی به زندان تبریز انتقال و به علت وخامت وضعیت جسمانی وی ، بازپرس پرونده و اطلاعات تبریز مجبور به پذیرش قرار وثیقه شدند تا وی جهت مداوا از زندان تبریز خارج گردد.

لازم به ذکر است بنا به اظهارآقای نقی محمودی وکیل مدافع حمید والائی ، پرونده اتهامات وی هنوز در شعبه 4 بازپرسی داگستری تبریز در حال بررسی بوده و همچنین تلاش های وکیل مدافع وی جهت ثبت شکایت حمید در خصوص شکنجه و همچنین معرفی به پزشکی قانونی ادامه دارد.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ شنبه دوازدهم مرداد 1387 ::

زنداني سياسي آزاد بايد گردد

خالد هرداني

از خواستهاي زندانيان سياسي در زندان گوهر دشت حمايت کنيم

خواستهاي زندانيان سياسي به قرار زير است:

١- ما به عدم به رسميت شناختن زندانيان سياسي از سوي جمهوري اسلامي معترضيم


٢- ما به ادامه سرکوبهاي خشن زندانيان سياسي و ايجاد عمليات رواني بر عليه خانواده هاي زندانيان سياسي اعتراض داريم.


٣- ما به نگهداري زندانيان سياسي در کنار بزهکاران٬ قاتلين و اشرار معترض هستيم. گذاشتن زندانيان سياسي در کنار زندانيان خطرناک و معلوم الحال را بخشي از فشار سازمانيافته بر روي زندانيان سياسي ميدانيم و خواهان جداشدن فوري محل نگاهداري زندانيان سياسي از ديگر زندانيان هستيم.


٤- ما خواهان توقف فوري اعدامها هستيم


٥-ما خواهان اعزام هياتي از طرف سازمان ملل يا عفو بين الملل جهت ديدار با زندانيان سياسي و پذيرش اين اصل از طرف حکومت اسلامي هستيم.


٦- زنداني سياسي بايد بدون قيد و شرط آزاد گردد.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ جمعه یازدهم مرداد 1387 ::

ممانعت از آزادي علي عامري

 

 

فعالان حقوق بشر در ایران :علي عامري هويت طلب اهوازي که پس از مراجعت از کشور امارات در تاريخ 19/4/87 در فرودگاه امام خميني تهران بازداشت و سپس به بازداشتگاه اطلاعات شهر اهواز منتقل گرديده بود ، پس از طي پروسه تحقيقات به اتهام اقدام عليه امنيت نظام از سوي شعبه 12 دادگاه انقلاب اهواز با تعيين قرار 120 ميليون توماني روانه زندان سپيدار اهواز گرديد.
آقاي عامري که کارشناس امور کودکان و محجورين دادگستري اهواز مي باشد ، عليرغم تعيين قرار سنگين ضمانت موفق به تامين وثيقه مذکور گرديد اما دادگاه انقلاب با عدم قبول ضمانت مذکور ، اين شيوه را راهي براي نگهداري بلند مدت متهم در حالت بلاتکليفي عنوان نموده است .

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ جمعه یازدهم مرداد 1387 ::

آخرین خبر از وضعیت 3 زندانی سیاسی محکوم به اعدام در بند 209 زندان اوین

 

 

"فرزاد کمانگر"، "فرهاد وکیلی" و "علی حیدریان" 3 زندانی سیاسی محکوم به اعدام نسبت به انتقال خود به بند 209 زندان اوین اقدام به اعتراض نموده اند.

گفته می شود که "فرهاد وکیلی" دست به اعتصاب غذای نامحدود زده و "فرزاد کمانگر" و "علی حیدریان، نیز اقدام به سکوت نموده و ضمن خودداری از صحبت کردن خواستار پایان دادن به اعمال فشار دستگاه امنیتی هستند.

"فرزاد کمانگر"، معلم اهل کامیاران و "فرهاد وکیلی" و "علی حیدریان" که هر سه به اعدام محکوم شده اند روز یکشنبه 6 مرداد ماه از بند عمومی زندانهای اوین و رجایی شهر کرج به بند 209 زندان اوین که تحت کنترل وزارت اطلاعات می باشد منتقل شدند

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ پنجشنبه دهم مرداد 1387 ::

فعالان حقوق بشر در ایران

تفهيم اتهام زينب بايزيدي پس از بيست و سه روز

 

زينب بايزيدي از فعالان حقوق بشر که در حوزه حقوق زنان فعاليت مي نمود ، صبح روز جاري پس از 23 روز بازداشت و بلاتکليفي از بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر مهاباد به دادگاه انقلاب منتقل و مراحل بازپرسي پرونده را طي نمود.
وي بعنوان عضويت در چندين نهاد و انجمن مدافع حقوق بشر و خاصه فعاليتهايي در حوزه حقوق زنان مورد تفهيم اتهام قرار گرفت ، خانم بايزيدي ضمن بي اساس خواندن اتهامات وارده در همين رابطه در دادرسي مربوطه به دفاع از خود پرداخت .

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ پنجشنبه دهم مرداد 1387 ::

فعالان حقوق بشر در ایران

اعتصاب غذاي فرهاد وکيلي و اعتصاب سکوت فرزاد کمانگر و علي حيدريان

 

فرزاد کمانگر معلم و فعال حقوق بشر که به همراه فرهاد وکيلي و علي حيدريان ، دو متهم ديگر پرونده هر سه به اعدام محکوم گشته اند در تاريخ 6/5/87 از بندهاي عمومي زندانهاي اوين و رجايي شهر در حالي که در حال سپري نمودن ايام محکوميت خود بوده اند و حکم آنان نيز از دادگاه تجديد نظر به تائيد نهايي رسيده بود ، بدليل دامنه وسيع اعتراضات اجتماعي به اين احکام و براي محدود نمودن اين افراد و اعمال فشار بر آنان به بند 209 زندان اوين منتقل گشتند.
بنابر گزارشات دريافتي هم اکنون فرهاد وکيلي بعلت بيماري در سلول عمومي و علي حيدريان و فرزاد کمانگر نيز در سلولهاي انفرادي بند 209 که تحت مديريت وزارت اطلاعات اداره ميگردد به سر مي برند . فرهاد وکيلي در اعتراض به رويه ناعادلانه دستگاه امنيتي و اعمال فشار بر اين افراد از روز انتقال دست به اعتصاب غذاي نامحدود زده است ، اين در حالي است که چندي پيش آقاي وکيلي در زندان سکته قلبي نموده بودند
همچنين فرزاد کمانگر و علي حيدريان نيز در اعتراض به رويه مذکور اعلام سکوت نموده اند و با امتناع از صحبت نمودن خواستار پايان دادن به اعمال فشارهاي دستگاه امنيتي شده اند. اين افراد اعلام نموده اند در صورت تداوم فشارها آنان نيز دست به اعتصاب غذا خواهند زد.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ چهارشنبه نهم مرداد 1387 ::

اتحاد دانشجويان و فعالان حقوق بشر در تبعيد

خالد هرداني و همراهانش را آزاد كنيد     
 
 
خطاب به دبير كل سازمان ملل متحد
 
 اينجانب خالد هردانی زندانی زندان گوهر دشت كرج به نمايندگی از تمام زندانيان كه روزها و
 
ساليان است عمر خود را در زندان های بی قانون و بی رحم رژيم می گذرانند و شرايط بسيار
 
بسيار زجر آوری را هر روز تجربه ميكنند از اين همه بی عدالتی در قبال زندانيان سياسی و
 
ديگر زندانيان بی دفاع كه هر روز تهديد به مرگ ميشوند و خود را در مقابل يك قدمی مرگ می
 
بينند از سازمان ملل متحد تقاضا ميكنيم كه برای فرستادن گروهی از سوی سازمان ملل متحد
 
 تحت رسيدگی به امور زندانيان در بند اقدام نمايد و ما زندانيان را از اين همه بی قانونی و بی
 
 عدالتی نجات دهد و زندانيان را به آغوش گرم خانواده آنها برگرداند.
 
 با سپاس فراوان
 
مهدی هويزی  
 
 به نمايندگی از زندانيان گوهر دشت
 
 
                 

                                            In the name of freedom

 

 

 

Mr. Ban Ki-moon UN Secretary-General 26-July-2008

  

I am Khaled Hardani the prisoner in Gohardash Prison - Karaj in the name of all prisoners who

Have been in the captivity for a long time request that you send a diplomatic corps of UN

to Iran for consideration of our situation and the prison of Gohardasht.

We have been under torture and also threaten to death.

We want to go back to our family.

 

Mr. Ban Ki-moon you are our only hope.

  

Mehdi Hoveizy, Toronto - Canada

In the name of Khaled Hardani and all prisoners in Gohardasht

 

Email address:

otanes_aa@hotmail.com

behzadpilehvar@yahoo.com

mehdi18tir@yahoo.com

Tel:

001 416 436 10 20

001 647 400 70 90

001 647 401 90 80

Tel Fax:001 905 597 53 75

 
 

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ چهارشنبه نهم مرداد 1387 ::

فعالان حقوق بشر در ایران

صدور شصت و سه سال حبس براي چهار فعال سياسي

 

چهار فعال سياسي کرد اهل کامياران که در مناطق مختلف اعم از کرمانشاه و روستاهاي الک گاوره و شيروانه کامياران در حد فاصل تيرماه تا آبان ماه سال گذشته بازداشت گرديده بودند و مراحل بازداشت و تحقيقات خود را در اداره اطلاعات شهر کرمانشاه سپري نموده بودند ، روز جاري از سوي دادگاه انقلاب کرمانشاه به احکام سنگيني محکوم گرديدند .
احکام صادره به اين قرار مي باشد : خليل فاتحي (معلم) محکوم به 20 سال حبس تعزيري ، خه بات پرويزي محکوم به 15 سال حبس تعزيري ، هوشيار بشابادي محکوم به 10 سال حبس تعزيري و ستار پرويزي(دانشجوي دانشکده فني رازي کرمانشاه) محکوم به 18 سال حبس تعزيري.
اتهام اين افراد اقدام عليه امنيت کشور ذکر گرديده است اما جزئيات اتهام اين افراد و دليل صدور چنين احکام سنگيني روشن نمي باشد ، همچنين روند قضائي و حقوقي پرونده اين افراد نيز مبهم مي باشد.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ سه شنبه هشتم مرداد 1387 ::

آژانس خبری موکريان

صدور حکم 1 سال حبس برای دانشجوی کرد

 

امیررضا اردلان دانشجوی کرد دانشگاه آزاد اصفهان واحد شهرضا ، به یک سال زندان محکوم شد.

اردلان که حدود یک ماه پیش توسط نیروهای امنیتی در اصفهان ، بازداشت و روانه زندان شده بود ، به اتهام تبلیغ و فعالیت علیه نظام ، ازسوی دادگاه انقلاب شهرضا به تحمل یک سال حبس محکوم گردید.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ سه شنبه هشتم مرداد 1387 ::

فعالان حقوق بشر در ایران

نگراني از شکنجه حميد والايي و سه متهم سياسي ديگر

 

بنا بر گزارشات دريافتي حميد والايي ، نويسنده ، وکيل و فعال حقوق بشر آذربايجاني ، بر اثر شکنجه هاي متعدد جسمي که در دوره دوازده روزه اخير در زندان مرکزي تبريز بر وي وارد گرديده است دچار آسب ديدگي جسمي همچون شکستگي دندان ، شکستگي پاي راست و همچنين شکستگي از ناحيه سر گرديده است ، وي بعلت وضعيت بد جسمي چندين بار به بهداري زندان منتقل گرديده است.
اتهام و دليل بازداشت آقاي والايي که از تاريخ 25 تيرماه سال جاري و در پي احضار به ستاد خبري وزارت اطلاعات بازداشت گرديده بود مشخص نيست.
- همچنين گزارش گرديده است ، سه متهم سياسي به نامهاي "اردشير جودت" ، "يوسف خاتمي" و "آيت نقش عنبري" از اهالي منطقه "برادوست" اروميه که حدود يکماه پيش ، به اتهام هکاري با احزاب کردي بازداشت و هم اکنون نيز در اداره اطلاعات شهر اروميه به سر ميبرند تحت بدرفتاري و شکنجه هاي جسمي قرار گرفته اند ، بطوريکه "اردشير جودت" از ناحيه قفسه سينه دچار شکستگي استخوان و آقاي حاتمي نيز دچار آسيب ديدگي دو مهره از ستون فقرات گرديده است.
ضمن ابراز نگراني از وضعيت افراد تحت شکنجه ذکر شده ، يادآور ميشويم هرگونه تحقير و شکنجه زندانيان بر اساس معاهدات بين المللي همچون اعلاميه جهاني حقوق بشر ، ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي و کنوانسيون منع شکنجه و رفتار غير انساني ممنوع است ، و ضمن آنکه هرگونه اخذ اقرار در اين شرايط فاقد مشروعيت مي باشد ، فرد اعمال کننده شکنجه در هر مقام و موقعيتي بايد تحت تعقيب قرار گيرد . بديهي است هرگونه عدول از اين اصول تخلف و نص سريع معاهدات بين المللي لازم الاجرا و قوانين داخلي مي باشد.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ سه شنبه هشتم مرداد 1387 ::

فعالان حقوق بشر در ایران

اطلاعيه - به بازداشت رسول پور پايان دهيد

 

سامان رسول پور ، روزنامه نگار و سخنگوي سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان ، صبحگاه روز يکشنبه مورخه 6/5/87 در منزل خود توسط نيروهاي امنيتي بازداشت گرديد ، نامبرده پس از بازداشت به اداره اطلاعات مهاباد و سپس به اروميه منتقل گرديده است . هر چند ابتدا دادگاه انقلاب مهاباد شرکت در تجمع مسالمت آميز مهاباد را اتهام ايشان عنوان نموده بود ، اما وجود مستندات کافي مبني بر عدم حضور يا دخالت ايشان در برگزاري تجمع مذکور ، باعث گرديد تا به گزارش "سازمان دفاع از جقوق بشر کردستان" ، دستگاه قضائي اتهام رسمي ايشان را نشر اکاذيب و تشويش اذهان عمومي عنوان نمايد.
تناقضات گفتاري دادگاه انقلاب و اتهام کليشه اي نشراکاذيب روالي عادت و عرف در برخورد با فعالان سياسي و مدني مي باشد، آقاي رسول پور به عنوان يک فعال حقوق بشر داراي روحيه اي مسالمت جو واعتقاد به پايبندي و فعاليت در چارچوب قانون بوده است ، موج جديد برخورد با فعالان مدني در ايران و بالاخص در منطقه کردستان که حتي معتقدين به فعاليتهاي قانوني را نيز در بر گرفته است موجب افزايش نگراني مدافعان حقوق بشر گرديده است.
از اينرو مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران ضمن ابراز نگراني نسبت به افزايش فشار بر فعالان مدني در ايران ، اعتراض خود را نسبت به بازداشت آقاي رسول پور اعلام ميدارد و آزادي بي قيد و شرط اين فعال حقوق بشري را خواستار است.


دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
تهران - 8 مرداد ماه 1387 برابر با 29-07-2008

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ سه شنبه هشتم مرداد 1387 ::

مطالب قبلي

سايت به آدرس زير انتقال داده شد
كوروش احمدی پس از ارسال درد نامه خود به خامنه ای بازداشت شد
تبعيد منصور اسانلو به زندان مخوف رجايي شهر کرج
خطاب به علی خامنه ای :درد نامه محمد احمدی ملقب به کوروش احمدی
خبرهای ويژه سايت ها و روزنامه ها
یک جوان که در 15 سالگی مرتکب قتل شده در آستانه اعدام قرار دارد
تهدید مادر سجاد رادمهر دانشجوی دانشگاه تبریز به دلیل پیگیری وضعیت فرزندش
اعتصاب غذای سراسری زندانیان سیاسی و مدنی کرد
گزارش همسر باقي از احضارهاي پياپي همسرش : باقي ركوردار احضار ، بازجويي و محاكمه در كشور است
دو ماه بی اطلاعی از وضعیت یک فعال کارگری
به فاصله يک هفته :یک نوجوان دیگر در آستانه اعدام
فیلم،اعتراف یک آخوند به عرق خوری
خبرنامه امیرکبیر
تجمع‌كنندگان روز گذشته در پارك لاله آزاد شدند
‌اژه‌ای: بمب‌گذاری شیراز کار بهایی‌ها نبود
کیست و چه کرد .. مسعود کردپور ؟؟
خبرنامه امیر کبیر
خبرنامه امیرکبیر
شيرين عبادي: اگر ترور شوم كيهان قاتل من است!
اعدام در بجنورد

منو مديريت

      

  پیغام مدیر :

*** به نام آزادى و حقوق بشر ***
با درود و سلام به بازديد کنندگان عزيز
اين يک سایت آزاد هست که بدور از هر گونه وابستگى در راستاى رسيدن به آزادى مردم سرزمينمان ايران از چنگال ضحاکان زمان و با آرزوى اجراى کامل حقوق بشر در ايران وجهان در اختيار هموطنان عزيز قرار گرفته و اميدوارم که شما عزيزان با خبرهاى موثق خود و با نقطه نظرات وپيشنهادات سازنده و مفيد خود در اين راستا با سايت همکارى نماييد تا که مانعى براى درج مطالب شما وجود نداشته باشد.در ضمن از کليه عزيزانى که خبر هاى منتشره در اين سايت متعلق به سايت آنها ميباشد اين را بدانند که منبع خبر حتما قيد ميشود و اگر چنانچه قيد نشده بود ,حتما من را در جريان بگذارند تا که منبع خبر قيد شود و عزيزانى که تمايل دارند وبلاگ جديد و يا اينکه وبلاگ و سايت خود را گسترش دهند ,ميتوانند با مراجعه به قسمت آرشيو موضوعى , موضوعى را که علاقه دارند انتخاب کرده و از مطالب اين بخش براى آگاهى عمومى به نحوى شايسته بهره مند شوند.


عضويت در سايت

این سایت غیر مجاز جمهوری اسلامی ایران است

                        

www.ahmadinejad.ir 

فرم عضویت
نام شما :
نام کاربری :
ایمیل :
کلمه عبور :
تکرار کلمه عبور :
نام کاربری :
کلمه عبور :

این سایت غیر مجاز جمهوری اسلامی ایران است

                        

www.ahmadinejad.ir 


آرشيو
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384

 

ارتباط با ما






نام :
ایمیل :
متن پیام :




آمار وبلاگ
  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

خبرنامه تشکل دانشجوبان اصلاح طلب


اكبر محمدي جاودانه شد

حجت زماني

مهندس امير عباس انتظام

دكتر ناصر زر افشان

عباس دلدار

مهرداد لهراسبي

حشمت الله طبرزدي

بينا داراب زند

منوچهر محمدي

ارژنگ داوودي

                        

www.ahmadinejad.ir 

JPG">

ولي الله فيض مهدويr

احمد باطبي را آزاد كنيد

خالد هرداني

دكتر جهان بيگلو

مهندس موسوي خوئيني

منصور اصانلو

موسوي را آزاد كنيد

مانيا نيستاني را آزاد كنيد

مجتبي سميع نژاد

احمد سراجي

رويا طلوعي

صابر هدي

سيامك پورزند

كيوان رفيعي

علي جاني

رحماني

كيوان رفيعي

عابد توانچه

ياشار قاجار

سعيد ماسوري

كوروش صحتي

كيانوش سنجري

حسن زارع زاده اردشير

بهروز جاويد تهراني

ياشار و عابد را آزاد كنيد

احمد باطبي را آزاد كنيد

كوروش احمدی

    را آزاد كنيد

Image and video hosting by TinyPic

کمیته دفاع از مهندس علیداد حسنی


کنفدراسیون دانشجویان ایرانی
برای ازادی ایران کلیک کن Image and video hosting by TinyPic

كد لوگوي ‏ما

 

مرگ حق سهیلا نیست، همین!

اصانلو را آزاد کنید

                        

www.ahmadinejad.ir 

BORDER-TOP: 1px solid; BORDER-LEFT: 1px solid; WIDTH: 150px; BORDER-BOTTOM: 1px solid; HEIGHT: 141px" height=96 src="http://tbn0.google.com/images?q=tbn:8tZk4MYk3liPSM:http://www.fotothing.com/photos/457/45725e10c36e717275c2a77984025bd0.jpg" width=96> na be ghanoone hemayat az khanevade

 
 

این سایت غیر مجاز جمهوری اسلامی ایران است

                        

www.ahmadinejad.ir 


                        

www.ahmadinejad.ir 

/siteon0.jpg" width=150>   Abolhassan Banisadrاین سایت غیر مجاز جمهوری اسلامی ایران است

                        

www.ahmadinejad.ir 

>

 

All Rights Reserved 2008 © http://shekanjeh.blogfa.com .:. Template transl

این سایت غیر مجاز جمهوری اسلامی ایران است

                        

www.ahmadinejad.ir 

ated by GHALEBKADEH

Jonbesh

این سایت غیر مجاز جمهوری اسلامی ایران است

                        

www.ahmadinejad.ir 

yle="WIDTH: 965px; HEIGHT: 130px" height=130alt="معامانمان را آزاد کنید " hspace=0 src="http://i16.tinypic.com/49gg6e1.jpg" width=540 align=baseline border=0>