تبليغاتX
سایت رسمی حمايت از زندانيان سياسی

این سایت غیر مجاز جمهوری اسلامی ایران است

                        

www.ahmadinejad.ir 

این سایت غیر مجاز جمهوری اسلامی ایران است

                        

www.ahmadinejad.ir 

dth=10>
این سایت غیر مجاز جمهوری اسلامی ایران است

                        

www.ahmadinejad.ir 

ht=18 alt=Home src="http://www.takp30.ir/myuploads/weblog_t/abi/icon_faq.gif" width=18 align=middle border=0>
برگ نخست
Your Account
ايميل مدير
ads
آرشیو سایت

سایت Rss
سایت رسمی حمايت از زندانيان سياسی  
تصـــــــوير تصادفي

 

                        

www.ahmadinejad.ir 

ma"> برگ نخست

  ايميل مدير

  آرشیو سایت

  وضعيت در ياهو



لينك های حمايتی

JONBESH خالد هرداني و همراهانش را آزاد كنيد

این سایت غیر مجاز جمهوری اسلامی ایران است

                        

www.ahmadinejad.ir 

a>


كوروش احمدی

    را آزاد كنيد


اكبر محمدي جاودانه شد

حجت زماني

مهندس امير عباس انتظام

دكتر ناصر زر افشان

عباس دلدار

مهرداد لهراسبي

حشمت الله طبرزدي

بينا داراب زند

منوچهر محمدي

ارژنگ داوودي

ولي الله فيض مهدويr

احمد باطبي را آزاد كنيد

خالد هرداني

دكتر جهان بيگلو

مهندس موسوي خوئيني

منصور اصانلو

موسوي را آزاد كنيد

مانيا نيستاني را آزاد كنيد

مجتبي سميع نژاد

احمد سراجي

رويا طلوعي

صابر هدي

سيامك پورزند

كيوان رفيعي

علي جاني

رحماني

كيوان رفيعي

عابد توانچه

ياشار قاجار

سعيد ماسوري

كوروش صحتي

كيانوش سنجري

حسن زارع زاده اردشير

بهروز جاويد تهراني

ياشار و عابد را آزاد كنيد

احمد باطبي را آزاد كنيد

 

      محبوبه کرمی

 

       من جدا و تو جدا

 

 یادآور ایستادگی دانشجویان

 

دهقانیان فعال فرهنگی

یادگار داریوش بزرگ را نجات بدهیم 
 فعالین جنبش زنان ایران را آزاد کنید 
 
 فریاد ایران
 
 

موضوعات
زندانيان سياسی
فيلم
عكس
كاريكاتور
اجتماعی و زنان
مقالات
تحليل سياسی
فرهنگی
گزيده ها
فعالين حقوق بشر
خبرهای كوتاه
خبرهای ويژه سايت ها
مصاحبه ها
وصیت نامه کوروش
وصیت نامه داریوش
خاطرات زندان و مبارزات بر علیه استبداد بهای آزادی

لینک ها
بنياد نوروز
فدراسيون هبستگی
حزب اتحاد کمونیسم کارگری
مصاحبه ها
ویدئو تحریم انتخابات
حمايت از زن
فراخوان ايرج جنتی عطايی
پيک ايران
کميته دفاع از دانشجويان
عفو بين الملل
بهزاد پيله ور فعال سياسی
دموكراسي براي ايران
اخبار ايران ب.ب.ب
صدای آمريکا
راديو بي بی سی
کميته دانشجويی
خبرنامه آزادی برابری
تريبون ايران
کميته مبارزه براي آزادي زندانيان سياسي
رادیو آزادگان
راديو فردا
صدای آزادی
راديو صدای ايران
ايران آزاد
راديو آزادی
وبلاگ رسمی مدافعان ملی
عکسهای اعدام
سازمان آزادی زن
جوانان آزاد انديش
ازادی و برابری
وبلاگ کوروش بزرگ
یاران ایران جوان
نوشته های یک آریایی
و این است ایران...
امروز در ايران و جهان
ویدئو کلیپ /آخوند
آوای دانشگاه
خبرنامه فعالین مازندران
جنبش دانشجويي دانشگاه آزاد گرگان
زنان مترقی
اتحاديه پناهندگان ايرانی
پناهجو
سرپناه
پناهندگان ترکیه
راديو پارس
پژواك
رقص اخونر
دونه دونه مجرم
گوشه اى از جنايات پاسداران
تقویم تبعید
وبلاگ رسمی حمايت از زندانی سياسی
فیلم اعدام عاطفه
فیلم اکبر محمدی
فیلم منصور اسانلو
لالا دیگه بسه گل لاله
شوان قادری
دانشگاه پادگان نیست
حرکت ملت
رها
سالگرد شوم 22 بهمن، روز عزای ملی
کمیته دفاع از مهندس علیداد حسنی
فیلم جنبش زنان
فعالین حقوق بشر و دمکراسی
کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل
دیوان اروپایی حقوق بشر
انجمن منع شکنجه
سازمان بین المللی ضد شکنجه
کمیته رفراندم آزاد ایران
خبرنامه امیر کبیر
فرياد ايران
زنان ايران
کردار نیک گفتار نیک اندیشه نیک
کبوتر خانه
بچه های ایران /ویدئو کلیپ
سايت آزادى بيان
کارزار مبارزه برای لغو کلیه قوانین نابرابر و مجازات
وبلاگ آقای مهرنهاد
انجمن دفاع از زندانيان سياسی
روشنگرى
وبلاگ خبری پن‌لاگ
کیانوش سنجری
سنگسار/ شرمتان باد ، ویدئو کلیپ
کودکان خیابانی ایران /ویدئو کلیپ
افشاگري بر عليه جنايات احمدي نژاد
عروسی دختر احمدی نژاد
بوسه های محمود
احمدی نژاد
گفتار نیک محمود
خاتمي و دختر جوان
شاگرد نمونه مکتب انقلاب اسلامی
دروغ خمینی
هشت مارس بر همه شیرزنان ایران‌زمین مبارک باد
حمایت از دانشجویان دستگیر شکنجه شده پلی تکنیک
بسیجی برو گمشو
فيلم : درگيري مردم با نيروي انتظامي
زنان زندانی
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
آزادی زنان آزادی جامعه
کلیسای اینترنتی
زنان و زندان
کمپین یک ملیون امضا
فریاد مرگ
بیایید مملکت را از لجن در بیاوریم
اقدام متحد
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران- زنان
میدان زنان
فریاد
من زن هستم
آزادی بی بها نیست
از رنجی که می بریم
دختران سوسیالیست شیراز
آزاد زن خرمي
کميته بين المللى عليه اعدام
گزارشگران بدون مرز
سایت نسرین پرواز
انتخابات آری یاخیر
من زن ایرانی
کردار نیک گفتار نیک اندیشه نیک
چکاچک
انتخابات یا مردم فریبی؟!
« با مسیر سبز »
فعال سياسی
وبلاگ ایران سرزمینم
سایت رسمی بنیاد ایران ما
وطن پرنده پر در خون
شوخی آخوندی
فیلم آزادی زنان
چهارشنبه سوری 1386
به نام آزادى و حقوق بشر
فیلم سنگسار در جمهوری اسلامی ایران
تجمع اعتراضی دانشجويان در دانشگاه شيراز
دروغ خمینی
صاحبدلان
مترسک
صداي ملت ايران است
سنجاقک
زهره پارسايي
وبلاگ خبری ایران آزاد
شهياد
وبلاگ عاشقان ایران
براي نجات پاسارگاد
زیر باران در پنا ه تاریکی
سنگسار
صحنه هایی از اعدام دسته جمعی در شهر ساوه
اعدام در ایران
صحنه اعدام در مرکز شهر کرج
صحنه اعدام در مرکز شهر تهران
ویدئو کلیپ احمدي نژاد
ایرانیان وطن پرست
”يك ميليون امضاء“ براي تغيير قوانين تبعيض‎آميز
دکلمه زیبای فرید خراسانی (وطن ) /ویدئو کلیپ
سوزاندن عکس خامنه ای و احمدی نژاد
مرگ بر دیکتاتور خامنه ای واحمدی نژاد
رنگ فرياد
نسخه فارسی فیلم فتنه
خبر گزاری نجوا
کمپین حمایت از عابد توانچه
هیس!!!صدای سکوت خیلی قشنگه
ديده بان حقوق بشر بلوچستان
رها
وحدت اديان نياز جامعه بشري و هدف ديانت بهائي
راه مردم
بانوی کهنسال و جاويد شاه. آيا ما عرب هستيم؟
همچون ما باهمان ِتنهاهایان
همه چیز و هر چیز است
نبض وطنم را می گیرم
جبهه اتحاد ملی و میهنی
Welcome to UFIN
آتشفشان ـ تقدیم به‌ کارگران ،معلمان ودانشجویان زندانی
سازمان حمایت از زندانیان
زندان است یابا شگاه زناکاران؟
زندانی چمدانی بی شکل
جمعيت دفاع از آزادی و حقو ق بشر در ايران
iranpressnews
ایران گلوبال
فیلم جدید از دستگیری دختران در ایران توسط نیروی انتظامی
اعتراض دانشجویان دانشکده های فنی در مقابل وزارت علوم
برخورد وحشیانه پلیس با زنان باصطلاح بد حجاب
زنان شهرستان آمل
اجرای حکم اعدام بهنود شجاعی متوقف شد
انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان
فیلم مستند از وضعیت اسفبار دو خانواده آذربایجانی
نگاهي از چپ
( رد پائي در اخبار )
پیروزی تیم پرسپولیس و آماده باش نیروی انتظامی رژیم
اخبار و مقالات مبارزین تورک - دانشجوئی و کارگری
حرکت ملی آذربایجان-سربازان گمنام بابک
تاريخ ديرين تركان ايران
دروغ بزرگ تاريخ و فريب خوردن مردم
تلويزيون پارس
Pahlavi - پـهـلـوی
کارزار دفاع از آزادی احمد باطبی زندانی سیاسی
آشنا تر از هر غریبه
Mustafa JalilianFar
.:::| دانلود کتاب |:::.
فیلم از تظاهرات امروز کا رگران کشت ونیشکر هفت تپه
زخمی
خورشید حق
ستم به زن موقوف! سرکوب زنان ممنوع!
آرش : به آفتاب سلامی دوباره کرده ام
آزادى و حقوق بشر
خرگوش سفید
هویت,آذربایجان
همراه شو عزيز
لطفا بدون پيش داوري قضاوت كنيد
جنبش كارگران انديشه
حسن زارع زاده اردشیر،
نسل جديد، دیدگاه های یکی از نسل سوخته...
به نام اهورای ایران زمین
POOYAN-RN
سرود آزادی
قاصدک
فالگوش
دیانت بهایی آنگونه که هست
کانون صنفی معلمان ایران،تهران 3
مبارزه زن ایرانی
پسر تنها
به نام اهورای ایران زمین
Hive-Sasi
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
کمیته بحران زندانیان سیاسی ایران
کمپین گسترده علیه رژیم صد هزار اعدام
ناهید کلهر را آزاد کنید
رهایی
امیرعباس فخر آور ( سیاوش )
كنفدراسيون دانشجويان ايراني
کانون پیشاهنگی دفاع از زندانیان سیاسی
آزادی بی بها نیست
دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب مشهد
خورشید شب
کشکول
آزادی ایران
زنان زندانی
هر چه در دل داری نکوست
فقط زن
ویدئو ، حمله ماموران انتظامی به مردم در نوشهر
رويداد
میترا_دختری که برای عشق، ایران و آزادی میجنگد
کمپین حمایت از ناهید کلهر
آژانس ايران خبر ” INA”
بهای آزادی
آذربایجان اویرنجی حرکاتی
من یک ایرانی ام
بر نا رفیقان شرم باد
فریاد زیر آب
ذبیح الله كاويانی
ایران سربلند ایرانی سرفراز
آژانس خبری موکریان
دکتر علیرضا نوری زاده
ویدئو کلیپ ، به یاد اکبر محمدی
بنیاد حقوق بشر
ما هستیم
عبدالله شهبازی
اعتراضات کارگران شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه
جامعه حمایت از زنان
روز انلاين
وبلاگ خبری پن‌لاگ
پرتال تفريحي Bia2Shiraz.net ::
دوشنبه 10 تیر چه خبره ؟
آه سرزمین من...!
ایران سرزمین من
خبرنامه فعالین دانشگاه مازندران
خانم رویا تیموری
وبلاگ فریاد ما
پاسارگاد
زنان و زندان
خدا با ماست
ایران سیاسی علی عالم زاده
سرکوب مردم به دست مزدوران رژیم در مشهد
حمایت از دانشجو
قيام و خيزش خونين 18 تير
هموطن بیدار شو
هم وطن به وطن بيانديش
زهره شجاعی
طنزهای سیاسی، کتاب و فیلم
شادی نزدیک است
جنبش کارگران اندیشه
سایت جدید سندیکای کارگران
سایت قدیم سندیکای کارگران
زنانه‌ها
مجید میرزائی
بسیج جنایت میکند ،دولت حمایت میکند
ویدئو زیبا از فرهنگ ایران
دانلود رایگان كتب و مقالات
آگاهی
فرماندهی مرکزی امریکا
وداع با " لیلی ترکزاده "
مبارز خستگی ناپذيرخالد حردانی
رضا شاه کبیر
عجب دختر با اراده ای ...
رادیو اسرائیل
،حرف ِ زن
شاهین نجفی
مقالات مصطفی جوکار
زندگى سگى ما شاهين نجفى
محمدرضا کثرانی
مصاحبه ساختگی صدا و سیمای جمهوری اسلامی با یک شهروند
تظاهرات دانشجویی
چرا من بهائی هستم ؟
حزب سوسیالیست ایران شاخه شرق آلمان
فريدون گيلانی
حزب سوسیالیست ایران
قتل هاي ناموسي
زنان ستم دیده ایرانی
مسيح تنها نجات دهنده
وبلاگ عیسی نجات دهنده عالم
شبانه
روشنگرى
Sayeh Hassan
cilip
گالري قالب وبلاگ
نرم افزار و بازی موبایل
انجمن آموزشی و تفریحی

 

لینکدونی
cilip
Sayeh Hassan
روشنگرى
شبانه
وبلاگ عیسی نجات دهنده عالم
مسيح تنها نجات دهنده
راديو اسرائيل
فریاد بکش زندانی
زنان ستم دیده ایرانی
قتل هاي ناموسي
حزب سوسیالیست ایران
فريدون گيلانی
حزب سوسیالیست ایران شاخه شرق آلمان
چرا من بهائی هستم ؟
تظاهرات دانشجویی
قرائت قطعنامه تجمع کنندگان
تجمع مردم سنندج در اعتراض به حکم فرزاد کمانگر
مصاحبه ساختگی صدا و سیمای جمهوری اسلامی با یک شهروند
محمدرضا کثرانی
زندگى سگى ما شاهين نجفى
مقالات مصطفی جوکار
شاهین نجفی
،حرف ِ زن
ارتش شاهنشاهی ایران
عجب دختر با اراده ای ...
رضا شاه کبیر
مبارز خستگی ناپذيرخالد حردانی
وداع با " لیلی ترکزاده "
فرماندهی مرکزی امریکا
آگاهی
دانلود رایگان كتب و مقالات
كيهان لندن
ویدئو زیبا از فرهنگ ایران
بسیج جنایت میکند ،دولت حمایت میکند
مجید میرزائی
زنانه‌ها
سایت قدیم سندیکای کارگران
سایت جدید سندیکای کارگران
جنبش کارگران اندیشه
شادی نزدیک است
Bagher Hashemi
طنزهای سیاسی، کتاب و فیلم
آزادي،برابري،عدالت اجتماعي
هم وطن به وطن بيانديش
هموطن بیدار شو
قيام و خيزش خونين 18 تير
حمایت از دانشجو
سرکوب مردم به دست مزدوران رژیم در مشهد
ایران سیاسی سید علی عالم زاده
خدا با ماست


« نهادهای حقوق بشری مغضوب حکومت»

 

 

کارشناسان مسایل حقوق بشر معتقدند: با تاييد محکوميت يازده سال زندان برای محمد صديق کبودوند، رییس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، برخورد با نهاد های مدنی وارد فاز جديدی شده است.

حکم يازده سال زندان برای اين فعال مدنی از سوی دادگاه انقلاب، در حالی صادر شده است که هم زمان عماد الدين باقی، ریيس انجمن دفاع از حقوق زندانيان با اتهامات جديدی روبرو شده و دو هفته گذشته را «برای تحقيقات بيشتر»در بند ۲۰۹ زندان اوين به سر برده است.

« نهادهای حقوق بشری مغضوب حکومت»

عبدالکريم لاهيجی، نايب ریيس فدراسيون جوامع حقوق بشر در فرانسه، در گفت و گو با راديو فردا در مورد افزايش فشار بر نهادهای مدنی می گويد:« متاسفانه در جمهوری اسلامی اپوزيسيون به معنای واقعی وجود ندارد و همه کسانی که در دو دهه گذشته در قدرت سهيم بوده اند و سود و منافع سياسی و قتصادی آن عايدشان شده، فقط در زمان انتخابات مجلس يا رياست جمهوری به ميدان می آيند تا رقابتی از پيش تعيين شده را به نمايش بگذارند»

وی می افزاید:« در نهايت از ميان گروه هايی با عنوان چپ، اصلاح طلب، محافظه کار و ... يک گروه انتخاب می شوند و بقيه تا انتخابات بعدی به حاشيه می روند.»

آقای لاهيجی مطالبه حقوق اجتماعی و سياسی را « به عهده سازمان های حقوق بشر و نهادهای جامعه مدنی» دانسته و می گويد:«اين جا است که می بينيم نفرت، کينه، خشم و غضب حکومت متوجه نهادهای مدنی و حقوق بشری می شود.»

کميته پيگيری بازداشت های خودسرانه نيز در اطلاعيه ای که به مناسبت تاييد حکم آقای کبود وند منتشر کرده، آورده است:« در ايران متاسفانه هرنوع فعاليتی از سوی شهروندان در اين زمينه(حقوق بشر) با سختگيرانه ترين برخوردهای امنيتی، انتظامی و قضايی مواجه می شود. مدافعان حقوق بشر برهم زنندگان امنيت جامعه معرفی شده و به زندان می روند در حالی که ناقضان حقوق بشر با آسودگی خاطر خود را از هرگونه رسيدگی قضايی مصون می پندارند.»

اين کميته محکوميت آقای کبودوند را« يکی از بارزترين مصاديق عملکرد منفی و ناقض قوانين مراجع ذی ربط در رابطه با فعالان حقوق بشر» می داند.

به باور کميته پی گيری بازداشتهای خودسرانه صدور چنين حکم بی سابقه ای ضمن آنکه نقضی آشکار و جفايی بس ناروا در حق يک فعال مدنی و يک شهروند ايرانی است، با توجه به عناوين اتهامی مذکور در بالا که هيچکدام را نمی توان مصداق برهم زدن امنيت ملی و … دانست، گشودن بابی جديد در برخورد با فعالان سياسی، اجتماعی و حقوق بشری است که تنها با توسل به اقدامات مسالمت آميز قصد اصلاح امور و هشدار در درباره موارد نقض حقوق بشر را دارند.

آقای لاهيجی نيز با تاييد افزايش فشار بر فعالان حقوق بشری نمونه هايی از برخورد با فعالان حقوق بشر در ايران را بر می شمرد.

او می گويد:« در يکی دو سال اخير کانون مدافعان حقوق بشر و خانم شيرين عبادی تحت فشار و توهين و تهديد هستند. انجمن دفاع از حقوق زندانيان به شيوه ای ديگر با بازداشت آقای باقی رو به رو شده اند و تحت فشار شديد هستند. درسازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، آقای کبودوند به يازده سال زندان محکوم شده اند. آقای کرد پور در بوکان بازداشت شده اند و تلاش های بين المللی برای آزادی او ادامه دارد. قوميت ها واقليت ها هم به شکل ديگری تحت فشار هستند که با اعدام يکی از آنها در سيستان مواجه شديم و حکم اعدام چند تن ديگر از فعالان کرد نيز تاييد شده است. »

در حالی که کارشناسان دليل افزايش فشار بر اين گروه از فعالان مدنی را محدود کردن اطلاع رسانی جهانی در مورد موارد تضييق حقوق بشر در ايران می دانند، آقای لاهيجی ادامه اين فعاليت ها را بسيار اميدوار کننده می داند.

وی می گويد:« در ايران چند تجربه وجود دارد که در راس آن تجربه کمپين يک ميليون امضا وجود دارد. می بينيد که در ماه های گذشته بيش از ۵۰ تن از اعضای کمپين بازداشت شده اند، مورد تعقيب قرار گرفته اند، محکوميت های سنگين دريافت کرده اند اما می بينيد که کمپين روز به روز رو به اعتلا و پيشرفت بوده است.»

به اعتقاد آقای لاهيجی تجربه نشان داده «سياست ارعاب و سرکوب» نتيجه ای ندارد و مدافعان حقوق بشر و حقوق زنان علی رغم اين همه آزار تهديد، ارعاب ، تهديد و شکنجه همچنان استوار ايستاده اند و او به آينده اين فعاليت ها بسيار خوشبين است.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 ::

نوجوان اصفهاني، صبح ديروز در زندان اصفهان اعدام شد

 

 

رضا حجازي، نوجوان اصفهاني، صبح ديروز در زندان اصفهان اعدام شد، تا آمار اعدام شدگاني که در زير 18 سالگي ‏حکم اعدام دريافت کرده اند، در سال جاري خورشيدي به عدد چهار و طبق سال ميلادي به عدد پنج برسد.‏

رضا حجازي که در 15 سالگي در يک نزاع خياباني مرتکب قتل شده بود، پنج سال در زندان ماند تا طبق برداشت قضات ‏ايران از عدم اجراي حکم اعدام در زير سن 18 سالگي، بعد از اين سن اعدام شود.‏

دو شب پيش وقتي خانواده رضا خبر اعدام او را به چند تن از فعالان حقوق بشر و وکيلش مي دهند، همه تلاشها معطوف به ‏اخذ رضايت از اولياء دم يا جلوگيري از اجراي حکم توسط تصميم گيران قضايي در استان اصفهان مي گردد، اما به نوشته ‏سايت عبرت، وي ساعت 11 صبح ديروز سه شنبه 29 مرداد ماه به خاطر اصرار پدر و مادر مقتول به دار آويخته مي ‏شود.‏

محمد مصطفايي که وکالت داوطلبانه رضا حجازي را بر عهده داشت، تا شب اعدام از ابلاغيه اجراي حکم بي خبر بود. او ‏ساعاتي پيش از اجراي حکم، خود را به اصفهان رساند تا شايد مانع از اجراي آن شود. ‏

اعدام رضا حجازي تا ساعت 9 صبح ديروز اتفاق نيفتاد، اما به گفته سايت عبرت اصرار اولياء دم باعث اجراي حکم در ‏ساعت 11 صبح شد. ‏

مديرکل دادگستري استان اصفهان بعد از اين اجراي حکم و نيز اجراي دو حکم اعدام ديگر در زندان اصفهان، در يک ‏مصاحبه خبري، قصاص را حق طبيعي اولياي دم دانست .‏

در سال جاري خورشيدي، پيش از رضا حجازي، محمد حسن زاده (در زندان سنندج)، رحمان شهيدي و محمد مظفري (در ‏زندان بوشهر) به دار آويخته شده بودند. پيش از آنها نيز، جواد شجاعي (در اسفند 86 در زندان اصفهان) اعدام شده بود.‏

به گفته سازمان عفو بين الملل نزديک به 150 نوجوان در زندانهاي ايران حکم اعدام دارند. از اين تعداد پنج نفر با داشتن ‏استيذان (آخرين امضا براي اجراي حکم از رئيس قوه قضائيه)، در آستانه اجراي حکم قرار دارند. فعالان حقوق بشر و نيز ‏برخي از هنرمندان ايراني، تلاش زيادي را براي نجات جان اين نوجوانان از مرگ آغاز کرده اند. ‏

در همين ارتباط، اخيرا به همت تعدادي از هنرمندان بنام سينما، حساب مشترکي جهت کمک به جمع آوري ديه براي بهنود ‏شجاعي افتتاح شده است. ‏

اين حساب مشترک در شرايطي باز شده که بازپرس ويژه قتل تهران، قاضي محمد حسين شاملو، اخيرا از "ادعاي اولياء دم ‏پرونده بهنود بر نخواستن ديه و اصرار بر اجراي حکم" سخن گفته است. اين در حالي است که يک منبع آگاه به خبرنگار ‏روز گفت که خانواده شجاعي در جريان جمع آوري اين مبلغ بوده اند و حتا تلويحا رضايت مشروط به جمع آوري ديه داده ‏اند. ‏

سارا مقدم، روز
***************
تا وقتي سنگسار در قانون است اجرا هم مي شود

شادي‎ ‎صدر‎ ‎وکيل،‎ ‎فعال‎ ‎حوزه‎ ‎زنان‎ ‎و‎ ‎از‎ ‎اعضاي‎ ‎اصلي‎ ‎کمپين‎ ‎ضد‎ ‎سنگسار‎ ‎در‎ ‎گفت‎ ‎وگو‎ ‎با‎ ‎روز،‎ ‎به‎ ‎ويژگي‎ ‎هاي‎ ‎اعلام‎ ‎توقف‎ ‎اجراي‎ ‎حکم‎ ‎سنگسار‎ ‎توسط‎ ‎قضاييه‎ ‎پرداخته‎ ‎است. ‏‎ ‎صدر‎ ‎معتقد‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎بايد‎ ‎با‎ ‎حمايت‎ ‎از‎ ‎افراد‎ ‎مصلحت‎ ‎گرا‎ ‎در‎ ‎قوه‎ ‎قضاييه،‎ ‎مسير‎ ‎را‎ ‎براي‎ ‎حذف‎ ‎اين‎ ‎مجازات‎ ‎از‎ ‎قانون‎ ‎هموار‎ ‎کرد.‏‎ ‎‏ هر‎ ‎چند‎ ‎به‎ ‎گفته‎ ‎اين‎ ‎وکيل‎ ‎دادگستري،‎ ‎چنين‎ ‎تصميمي‎ ‎بيشتر‎ ‎جنبه‎ ‎سياسي‎ ‎دارد‎ ‎و‎ ‎عملا‎ ‎به‎ ‎اين‎ ‎معني‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎قوه‎ ‎قضاييه‎ ‎تصميم‎ ‎گرفته‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎قانون‎ ‎را‎ ‎اجرا‎ ‎نکند، ‏‎ ‎ولي‎ ‎قضات‎ ‎هنوز‎ ‎مي‎ ‎توانند‎ ‎حکم‎ ‎سنگسار‎ ‎صادر‎ ‎کنند.‏‎ ‎‏ اين‎ ‎گفت‎ ‎وگو‎ ‎را‎ ‎مي‎ ‎خوانيد.‏

‎‎‎اعلام‎ ‎متوقف‎ ‎شدن‎ ‎اجراي‎ ‎حکم‎ ‎سنگسار‎ ‎توسط‎ ‎قوه‎ ‎قضاييه‎ ‎تا‎ ‎چه‎ ‎حد‎ ‎جدي‎ ‎است؟‎ ‎اين‎ ‎آيا‎ ‎يک‎ ‎تصميم‎ ‎اداري‎-‎‏ ‏سياسي‎ ‎است‎ ‎يا‎ ‎اينکه‎ ‎به‎ ‎هرحال‎ ‎مسوولين‎ ‎به‎ ‎اين‎ ‎جمع‎ ‎بندي‎ ‎رسيده‎ ‎اند‎ ‎که‎ ‎اندک‎ ‎اندک‎ ‎اين‎ ‎نوع‎ ‎مجازات‎ ‎را‎ ‎ابتدا‎ ‎به‎ ‎صورت‎ ‎اداري‎ ‎وبعد‎ ‎به‎ ‎صورت‎ ‎قانوني‎ ‎کناربگذارند؟‎‎
‎ ‎
در‎ ‎دنيا‎ ‎مجازات‎ ‎اعدام‎ ‎و‎ ‎يا‎ ‎شکنجه‎ ‎هاي‎ ‎بدني‎ ‎اول‎ ‎در‎ ‎رويه‎ ‎هاي‎ ‎قضايي‎ ‎از‎ ‎بين‎ ‎رفته‎ ‎و‎ ‎بعد‎ ‎از‎ ‎آن‎ ‎از‎ ‎قانون‎ ‎حذف‎ ‎شده‎ ‎است‎. ‎اگر‎ ‎ما‎ ‎خوشبين‎ ‎باشيم‎ ‎مي‎ ‎توانيم‎ ‎بگوييم‎ ‎در‎ ‎مورد‎ ‎سنگسارهم‎ ‎ابتدا‎ ‎تغيير‎ ‎در‎ ‎رويه‎ ‎قضايي‎ ‎را‎ ‎مي‎ ‎بينيم‎ ‎و‎ ‎بعد‎ ‎تغيير‎ ‎قانون‎ ‎مطرح‎ ‎مي‎ ‎شود‎. ‎‏ با‎ ‎اين‎ ‎وجود‎ ‎از‎ ‎اينکه‎ ‎چقدر‎ ‎تصميم‎ ‎قوه‎ ‎قضاييه‎ ‎جدي‎ ‎است‎ ‎خبر‎ ‎ندارم‎. ‎‏ موضوع‎ ‎اصلي‎ ‎اين است که‎ ‎تا‎ ‎زماني‎ ‎که‎ ‎اين‎ ‎مجازات‎ ‎در‎ ‎قانون‎ ‎است‎ ‎قضات‎ ‎مکلف‎ ‎هستند‎ ‎قانون‎ ‎را‎ ‎اجرا‎ ‎کنند. ‏‎ ‎اجراي‎ ‎اين‎ ‎قانون‎ ‎به‎ ‎اين‎ ‎معناست‎ ‎که‎ ‎اگر‎ ‎ببينند‎ ‎که‎ ‎پرونده‎ ‎اي‎ ‎شرايط‎ ‎صدور‎ ‎حکم‎ ‎سنگسار - رجم‎ ‎‏- را‎ ‎دارد،‎ ‎اين‎ ‎حکم‎ ‎را‎ ‎صادر‎ ‎خواهند‎ ‎کرد. ‏‎ ‎بنابراين‎ ‎تا‎ ‎زماني‎ ‎که‎ ‎اين‎ ‎مجازات‎ ‎در‎ ‎قانون‎ ‎وجود‎ ‎دارد‎ ‎اين‎ ‎احکام‎ ‎هم‎ ‎صادر‎ ‎خواهد‎ ‎شد‎. ‎‎ ‎اينکه‎ ‎از‎ ‎مجموعه‎ ‎رياست‎ ‎قوه‎ ‎قضاييه‎ ‎اعلام‎ ‎مي‎ ‎شود‎ ‎که‎ ‎اجراي‎ ‎حکم‎ ‎سنگسار‎ ‎متوقف‎ ‎شده‎ ‎موضوعي‎ ‎سياسي‎ ‎است‎. ‎البته‎ ‎نمي‎ ‎گويم‎ ‎چنين‎ ‎اراده‎ ‎اي‎ ‎نيست‎ ‎يا‎ ‎دروغ‎ ‎مي‎ ‎گويند‎. ‎‏ اما‎ ‎تصميمي‎ ‎نيست‎ ‎که‎ ‎جمعي‎ ‎در‎ ‎دستگاه‎ ‎قضا‎ ‎يا‎ ‎حتي‎ ‎رييس‎ ‎قوه‎ ‎قضاييه‎ ‎بگيرد. ‏‎ ‎براي‎ ‎اينکه‎ ‎قاضي‎ ‎مستقل‎ ‎است‎ ‎وتنها‎ ‎تکليفي‎ ‎که‎ ‎دارد‎ ‎اجراي‎ ‎قوانين‎ ‎است‎ ‎وقرار‎ ‎نيست‎ ‎که‎ ‎قاضي‎ ‎قانون‎ ‎را‎ ‎اجرا‎ ‎نکند‎.‎‏ بنابراين‎ ‎اعلام‎ ‎اينکه‎ ‎مجازات‎ ‎سنگسار‎ ‎اعمال‎ ‎نمي‎ ‎شود‎ ‎به‎ ‎معناي‎ ‎اجرا‎ ‎نکردن‎ ‎قانون‎ ‎است‎. ‎‎ ‎اما‎ ‎اعلام‎ ‎چنين‎ ‎موضوعي،‎ ‎اگر‎ ‎بخواهيم‎ ‎منصفانه‎ ‎قضاوت‎ ‎کنيم،‎ ‎به‎ ‎خودي‎ ‎خود‎ ‎امر‎ ‎مثبتي‎ ‎است‎. ‎هرچند‎ ‎نبايد‎ ‎به‎ ‎آن‎ ‎ارزش‎ ‎بيش‎ ‎از‎ ‎حد‎ ‎بار‎ ‎کرد‎. ‎‏ من‎ ‎وقتي‎ ‎بازتاب‎ ‎هاي‎ ‎خبري‎ ‎کنفرانس‎ ‎مطبوعاتي‎ ‎آقاي‎ ‎جمشيدي‎ ‎را‎ ‎دررسانه‎ ‎ها،‎ ‎به‎ ‎خصوص‎ ‎رسانه‎ ‎هاي‎ ‎خارجي،‎ ‎ديدم،‎ ‎هم‎ ‎تعجب‎ ‎کردم‎ ‎وهم‎ ‎خيلي‎ ‎عصباني‎ ‎شدم‎. ‎چون‎ ‎به‎ ‎نظرم‎ ‎بيش‎ ‎از‎ ‎حد‎ ‎ارزش‎ ‎دادن‎ ‎به‎ ‎اظهاراتي‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎بيشتر‎ ‎از‎ ‎آنکه‎ ‎حقوقي‎ ‎باشد‎ ‎و‎ ‎قابل‎ ‎اجرا‎ ‎باشد‎ ‎ديپلماتيک‎ ‎است. ‏‎ ‎از‎ ‎نظر‎ ‎حقوقي‎ ‎تا‎ ‎وقتي‎ ‎درقانون‎ ‎چيزي‎ ‎تغيير‎ ‎نکند‎ ‎نمي‎ ‎شود‎ ‎اميدوار‎ ‎بود‎ ‎که‎ ‎با‎ ‎يک‎ ‎تصميم‎ ‎از‎ ‎بالا‎ ‎که‎ ‎اراده‎ ‎بخشي‎ ‎از‎ ‎قوه‎ ‎قضاييه‎ - ‎ونه‎ ‎همه‎ ‎آن‎- ‎است‎ ‎اين‎ ‎داستان‎ ‎متوقف‎ ‎شود‎. ‎‏ طبق‎ ‎قانون‎ ‎قضات‎ ‎مکلف‎ ‎نيستند‎ ‎که‎ ‎به‎ ‎نظرات‎ ‎آيت‎ ‎الله‎ ‎شاهرودي‎ ‎يا‎ ‎حتي‎ ‎بخش‎ ‎نامه‎ ‎هايش‎ ‎عمل‎ ‎کنند. چون‎ ‎کسي‎ ‎نمي‎ ‎تواند‎ ‎مافوق‎ ‎قانون‎ ‎دستوري‎ ‎بدهد‎ ‎وچنين‎ ‎دستوري‎ ‎خلاف‎ ‎قانون‎ ‎است‎. ‎‎ ‎موضوع‎ ‎ديگري‎ ‎که‎ ‎هيچ‎ ‎يک‎ ‎از‎ ‎رسانه‎ ‎هاي‎ ‎خارجي‎ ‎انعکاس‎ ‎ندادند‎ ‎درحالي‎ ‎که‎ ‎درکنفرانس‎ ‎خبري‎ ‎ياد‎ ‎شده‎ ‎اتفاق‎ ‎افتاد،‎ ‎سوالي‎ ‎بود‎ ‎مبني‎ ‎براينکه‎ ‎با‎ ‎اين‎ ‎تصميم‎ ‎در‎ ‎لايحه‎ ‎قانون‎ ‎مجازات‎ ‎اسلامي‎ ‎که‎ ‎هم‎ ‎اکنون‎ ‎درمجلس‎ ‎است‎ ‎و‎ ‎روي‎ ‎آن‎ ‎بحث‎ ‎مي‎ ‎شود‎ ‎آيا‎ ‎مجازات‎ ‎سنگسار‎ ‎حذف‎ ‎مي‎ ‎شود؟‎ ‎آقاي‎ ‎جمشيدي‎ ‎در‎ ‎پاسخ‎ ‎به‎ ‎اين‎ ‎سوال‎ ‎خيلي‎ ‎با‎ ‎صراحت‎ ‎گفتند‎ ‎که‎ ‎نه،‎ ‎مجازات‎ ‎سنگسار‎ ‎حذف‎ ‎شدني‎ ‎نيست‎. ‎‎ ‎

‏ ‏‎‎به نظر مي رسد از‎ ‎يک‎ ‎طرف بخشي از ‏‎ ‎قوه‎ ‎قضاييه‎ ‎در جهت‎ ‎تطبيق‎ ‎قوانين‎ ‎با‎ ‎شرايط‎ ‎کنوني‎ ‎تلاش هايي را ‏انجام مي دهد‎ ‎واز‎ ‎طرف‎ ‎ديگر‎ ‎تلاش‎ ‎مي‎ ‎کند‎ ‎که‎ ‎به‎ ‎نوعي‎ ‎بخش‎ ‎هاي‎ ‎مذهبي‎-‎سنتي‎ ‎حامي‎ ‎چنين‎ ‎مجازات هايي‎ ‎در‎ ‎قوانين‎ ‎را‎ ‎از‎ ‎خود‎ ‎راضي‎ ‎نگهدارد‎. ‎اين‎ ‎تناقض‎ ‎ناشي‎ ‎از‎ ‎چيست؟‎ ‎
از‎ ‎نظر‎ ‎من‎ ‎گروهي‎ ‎در‎ ‎قوه‎ ‎قضاييه‎ ‎وجود دارند که‎ ‎مصلحت‎ ‎گراهستند. ‏‎ ‎اين‎ ‎به‎ ‎آن‎ ‎معني‎ ‎نيست‎ ‎که‎ ‎نگاه‎ ‎مذهبي‎ ‎ندارند.‏‎ ‎اما‎ ‎برآيند‎ ‎فعاليت‎ ‎هايشان‎ ‎نشان‎ ‎مي‎ ‎دهد‎ ‎که‎ ‎خواست‎ ‎هاي‎ ‎جامعه‎ ‎را‎ ‎هم‎ ‎در‎ ‎نظر‎ ‎مي‎ ‎گيرند. عاملي‎ ‎که‎ ‎دراين‎ ‎ميان‎ ‎نقش‎ ‎ايفا‎ ‎مي‎ ‎کند‎ ‎فشارهاي‎ ‎داخلي‎ ‎وبين‎ ‎المللي‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎اين‎ ‎گروه‎ ‎به‎ ‎آن‎ ‎توجه‎ ‎مي‎ ‎کند‎. ‎‏ عامل ديگر،‎ ‎فشار‎ ‎بنيادگراهاي‎ ‎داخل‎ ‎حکومت‎ ‎يا‎ ‎بيرون‎ ‎حکومت‎ ‎است که‎ ‎قدرت‎ ‎سياسي‎ ‎‏- مذهبي‎ ‎دارند‎. ‎بنابراين‎ ‎مي‎ ‎بينيد‎ ‎که‎ ‎بعد‎ ‎از‎ ‎صحبت‎ ‎هاي‎ ‎آقاي‎ ‎جمشيدي‎ ‎و با‎ ‎اينکه‎ ‎اعلام‎ ‎مي‎ ‎کنند‎ ‎مجازات‎ ‎سنگسار‎ ‎قابل‎ ‎حذف‎ ‎نيست‎ ‎کسي‎ ‎مثل‎ ‎علي‎ ‎مطهري‎ ‎مي‎ ‎آيد‎ ‎و در‎ ‎نطق‎ ‎پيش‎ ‎از‎ ‎دستور‎ ‎مجلس (از توقف اجراي ‏احکام) ‏‎ ‎اظهار‎ ‎نگراني‎ ‎مي‎ ‎کند‎ ‎و در‎ ‎واقع‎ ‎طرف‎ ‎مقابل‎ ‎را‎ ‎نمايندگي‎ ‎مي‎ ‎کند. دراين‎ ‎شرايط‎ ‎که‎ ‎از‎ ‎دو‎ ‎طرف‎ ‎به‎ ‎اين‎ ‎گروه‎ ‎در‎ ‎قوه‎ ‎قضاييه‎ ‎فشار‎ ‎مي‎ ‎آيد‎ ‎طبيعي‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎گاهي‎ ‎به‎ ‎نعل‎ ‎بزنند‎ ‎و گاهي‎ ‎به‎ ‎ميخ‎. ‎‏ گاهي‎ ‎چيزي‎ ‎بگويند‎ ‎که‎ ‎ما‎ ‎خوشمان‎ ‎بيايد‎ ‎و گاهي‎ ‎هم‎ ‎کاري کنند که ديگران راضي شوند.‏

‎ ‎‎‎اگر‎ ‎رييس‎ ‎قوه‎ ‎قضاييه‎ ‎تغيير‎ ‎کند،‎ ‎احتمال‎ ‎تغيير‎ ‎اين‎ ‎تصميم‎ ‎هم‎ ‎وجود‎ ‎دارد؟‎‎

خيلي‎ ‎امکان‎ ‎دارد. ‏‎ ‎بستگي‎ ‎دارد‎ ‎به‎ ‎اينکه‎ ‎رييس‎ ‎قوه‎ ‎قضاييه‎ ‎بعدي‎ ‎چه‎ ‎کسي‎ ‎باشد و اينکه‎ ‎آيا‎ ‎اراده‎ ‎سياسي‎ ‎قوي‎ ‎دارد‎ ‎که‎ ‎مثلا‎ ‎بخواهد‎ ‎اساسا‎ ‎حرف‎ ‎هاي‎ ‎جامعه‎ ‎را‎ ‎بشنود‎ ‎و يا‎ ‎اينکه‎ ‎خودش‎ ‎جزو‎ ‎بنيادگراها‎ ‎باشد‎ ‎و‎ ‎جوزه‎ ‎کساني‎ ‎باشد‎ ‎که‎ ‎مي‎ ‎گويند‎ ‎حدود‎ ‎شرعي‎ ‎بايد‎ ‎به‎ ‎هر‎ ‎قيمتي‎ ‎اجرا‎ ‎شود
‎. ‎‎ ‎
‎‎حرکت‎ ‎کمپين‎ ‎قانون‎ ‎بدون‎ ‎سنگسار‎ - ‎که‎ ‎شما‎ ‎از‎ ‎عناصر‎ ‎کليدي‎ ‎آن‎ ‎هستيد ‏‎- ‎تا‎ ‎چه‎ ‎حد‎ ‎در‎ ‎آگاهي‎ ‎بخشي‎ ‎به‎ ‎جامعه‎ ‎و‎ ‎مسوولين‎ ‎در‎ ‎خصوص‎ ‎موضوع‎ ‎سنگسار‎ ‎و‎ ‎پديده‎ ‎هاي‎ ‎وابسته‎ ‎به‎ ‎آن‎ ‎موثر‎ ‎بوده‎ ‎است؟‎‎

من‎ ‎البته‎ ‎دراين‎ ‎زمينه‎ ‎ارزياب‎ ‎خوبي‎ ‎نيستم. ‏‎ ‎به‎ ‎دليل‎ ‎اينکه‎ ‎از‎ ‎ابتدا‎ ‎تا‎ ‎همين‎ ‎الان‎ ‎درگير‎ ‎آن‎ ‎هستم‎ ‎ونگاهم،‎ ‎نگاهي‎ ‎از‎ ‎درون‎ ‎خواهد‎ ‎بود‎.‎‏ شايد‎ ‎بهتر‎ ‎باشد‎ ‎افراد‎ ‎از‎ ‎بيرون‎ ‎به‎ ‎آن‎ ‎نگاه‎ ‎کنند. ‏‎ ‎اما‎ ‎ازابتدا‎ ‎که‎ ‎وارد‎ ‎اين‎ ‎داستان‎ ‎شديم‎ ‎هدفمان‎ ‎اين‎ ‎بود‎ ‎که‎ ‎اين‎ ‎مجازات‎ ‎از‎ ‎قانون‎ ‎حذف‎ ‎بشود‎.‎‏ تا‎ ‎يک‎ ‎قدمي‎ ‎آن‎ ‎هم‎ ‎رفتيم‎. ‎‏ تا‎ ‎آنجا‎ ‎که‎ ‎خبر‎ ‎دارم‎ ‎مجازات‎ ‎سنگسار‎ ‎در‎ ‎پيش‎ ‎نويس‎ ‎لايحه‎ ‎جديد‎ ‎مجازات‎ ‎اسلامي‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎قم‎ ‎نوشته‎ ‎شده،‎ ‎نبود. بلکه‎ ‎بعدا‎ ‎به‎ ‎آن‎ ‎اضافه‎ ‎شد. ‏‎ ‎به هر حال، هنوز‎ ‎به‎ ‎آن‎ ‎هدف‎ ‎نرسيده ايم‎ ‎و‎ ‎مبارزه‎ ‎همچنان‎ ‎ادامه‎ ‎دارد‎. ‎با‎ ‎اين‎ ‎وجود‎ ‎دستاوردهاي‎ ‎قابل‎ ‎ذکرزيادي‎ ‎داشته ايم. مثلا، نجات‎ ‎دادن‎ ‎جان‎ ‎چندين‎ ‎نفراز‎ ‎سنگسار‎ ‎و اينکه‎ ‎از‎ ‎زندان‎ ‎هم‎ ‎بيايند‎ ‎بيرون‎ ‎ولازم‎ ‎نباشد‎ ‎که‎ ‎شرايط‎ ‎زندان‎ ‎را‎ ‎تحمل‎ ‎کنند.‏‎ ‎نکته‎ ‎ديگر‎ ‎آنکه‎ ‎وقتي‎ ‎اين‎ ‎کمپين‎ ‎را‎ ‎شروع‎ ‎کرديم‎ ‎طرح‎ ‎موضوع‎ ‎سنگسار‎ ‎در‎ ‎مطبوعات‎ ‎و در‎ ‎حوزه‎ ‎عمومي‎ ‎يک‎ ‎بحث‎ ‎تابو‎ ‎بود. ‏‎ ‎به‎ ‎نوعي‎ ‎که‎ ‎مطبوعات‎ ‎حاضر‎ ‎نبودند‎ ‎مطالب‎ ‎مربوط‎ ‎به‎ ‎اين‎ ‎بحث‎ ‎را‎ ‎چاپ‎ ‎کنند. ‏‎ ‎درحالي‎ ‎که‎ ‎الان‎ ‎مي‎ ‎بينيم‎ ‎خيلي‎ ‎بازتر‎ ‎عمل‎ ‎مي‎ ‎کنند‎ ‎و‎ ‎مي‎ ‎توانيم‎ ‎در‎ ‎اين‎ ‎مورد‎ ‎حرف‎ ‎بزنيم‎ ‎ومطلب‎ ‎بنويسيم. ‏‎ ‎يعني‎ ‎تبديل‎ ‎شده‎ ‎به‎ ‎بحثي‎ ‎که‎ ‎بدنه‎ ‎جامعه‎ ‎آن‎ ‎را‎ ‎دنبال‎ ‎مي‎ ‎کند. ‏‎ ‎من‎ ‎اين‎ ‎را‎ ‎دستاورد بزرگي‎ ‎مي‎ ‎دانم. ‏‎ ‎چون‎ ‎تا‎ ‎زماني‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎مورد‎ ‎يک‎ ‎مساله‎ ‎اجتماعي‎ ‎در‎ ‎جامعه‎ ‎بحث‎ ‎نشود‎ ‎و‎ ‎تابو‎ ‎شکسته‎ ‎نشود،‎ ‎به‎ ‎مرحله‎ ‎اينکه‎ ‎آيا‎ ‎دولت‎ ‎کارخوب‎ ‎يا‎ ‎بدي‎ ‎مي‎ ‎کند‎ ‎نمي‎ ‎رسيم. ‏‎ ‎چون‎ ‎جامعه‎ ‎اصلا‎ ‎به‎ ‎آن‎ ‎فکر‎ ‎نمي‎ ‎کند. ‏‎ ‎من‎ ‎بارها‎ ‎وبارها‎ ‎وقتي‎ ‎با‎ ‎مردم‎ ‎صحبت‎ ‎مي‎ ‎کردم‎ ‎مي‎ ‎شنيدم‎ ‎که‎ ‎مي‎ ‎گفتند‎ ‎مگر‎ ‎هنوز‎ ‎هم‎ ‎سنگسار‎ ‎مي‎ ‎کنند؟‎ ‎يا‎ ‎اينکه‎ ‎مي‎ ‎گفتند حقشان‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎وقتي‎ ‎فلان‎ ‎کار‎ ‎را‎ ‎مي‎ ‎کنند‎ ‎سنگسار‎ ‎شوند‎. ‎‏ بعد‎ ‎مي‎ ‎پرسيدم‎ ‎که‎ ‎اصلا‎ ‎شما‎ ‎مي‎ ‎دانيد‎ ‎سنگسار‎ ‎چطوري‎ ‎است؟‎ ‎مي‎ ‎گفتند‎ ‎نه. وقتي‎ ‎توضيح‎ ‎مي‎ ‎دادم‎ ‎مي‎ ‎گفتند‎ ‎اين‎ ‎که‎ ‎خيلي‎ ‎وحشيانه‎ ‎وغير‎ ‎انساني‎ ‎است‎ ‎ونبايد‎ ‎باشد. ‏‎ ‎همين‎ ‎حرف‎ ‎زدن‎ ‎درفضاي‎ ‎عمومي‎ ‎باعث‎ ‎مي‎ ‎شود‎ ‎روشنگري‎ ‎صورت‎ ‎بگيرد. ما‎ ‎خودمان‎ ‎را‎ ‎درمسيري‎ ‎مي‎ ‎بينيم‎ ‎که‎ ‎اين‎ ‎موضوع‎ ‎به‎ ‎خوبي‎ ‎پيش‎ ‎مي‎ ‎رود‎. ‎البته‎ ‎فکر‎ ‎نمي‎ ‎کنيم‎ ‎به‎ ‎هدفمان‎ ‎رسيده‎ ‎ايم‎. ‎

‎ ‎‎‎چطور‎ ‎مي‎ ‎شودزمينه سازي کرد که ‏‎ ‎قوه‎ ‎قضاييه‎ ‎در مسير حذف سنگسار‎ ‎جدي‎ ‎تر‎ ‎پيش‎ ‎برود‎ ‎و مقدمات‎ ‎حذف‎ ‎اين‎ ‎مجازات‎ ‎را‎ ‎از‎ ‎قانون‎ ‎فراهم‎ ‎کند؟‎‎
‎ ‎هرکاري‎ ‎که‎ ‎جناح‎ ‎مصلحت‎ ‎گرا‎ ‎را‎ ‎درقوه‎ ‎قضاييه‎ ‎حمايت‎ ‎کند‎ ‎مهم‎ ‎است. ‏‎ ‎اين‎ ‎که‎ ‎به‎ ‎رسميت‎ ‎بشناسيم‎ ‎تلاش‎ ‎هايي‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎قوه‎ ‎قضاييه‎ ‎انجام‎ ‎مي‎ ‎شود،‎ ‎موضوع‎ ‎مهمي‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎مشوق‎ ‎است‎. ‎به‎ ‎هرحال‎ ‎اينطور‎ ‎نيست‎ ‎که‎ ‎همه‎ ‎چيزسياه‎ ‎وسفيد‎ ‎باشد‎. ‎اينطور‎ ‎نيست‎ ‎که‎ ‎همه‎ ‎در‎ ‎داخل‎ ‎حکومت‎ ‎با‎ ‎سنگسار‎ ‎موافق‎ ‎باشند‎. ‎مخالفان‎ ‎ومنتقداني‎ ‎هم‎ ‎وجود‎ ‎دارد‎ ‎که‎ ‎بايد‎ ‎تقويت‎ ‎بشوند‎. ‎براي‎ ‎اينکه‎ ‎آنها‎ ‎ممکن‎ ‎است‎ ‎مثل‎ ‎ما‎ ‎نباشند‎ ‎واصلا‎ ‎ما‎ ‎را‎ ‎قبول‎ ‎نداشته‎ ‎باشند‎ ‎ولي‎ ‎به‎ ‎هرحال‎ ‎دراين‎ ‎موضوع‎ ‎خاص‎ ‎نظرشان‎ ‎به‎ ‎ما‎ ‎نزديک‎ ‎است‎ ‎ومي‎ ‎توانند‎ ‎به‎ ‎ما‎ ‎کمک‎ ‎کنند‎. ‎هرچند‎ ‎ما‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎حوزه‎ ‎قدرت‎ ‎نيستيم‎ ‎و‎ ‎کارزيادي‎ ‎از‎ ‎دستمان‎ ‎برآيد
‎. ‎‎ ‎
‎‎يک‎ ‎سوال‎ ‎کلاسيک‎ ‎در‎ ‎خصوص‎ ‎پيگيري‎ ‎مساله‎ ‎مجازات‎ ‎سنگسار‎ ‎وجود‎ ‎دارد‎ ‎که‎ ‎پاسخ‎ ‎به‎ ‎آن‎ ‎مي‎ ‎تواند‎ ‎ضرورت‎ ‎واهميت‎ ‎تلاش‎ ‎هايي‎ ‎که‎ ‎دراين‎ ‎زمينه‎ ‎انجام‎ ‎مي‎ ‎شود‎ - ‎چه‎ ‎در‎ ‎جامعه‎ ‎مدني‎ ‎وچه‎ ‎در‎ ‎قوه‎ ‎قضاييه‎- ‎‏ را ملموس‎ ‎کند‎ ‎و‎ ‎آن‎ ‎اينکه‎ ‎با‎ ‎توجه‎ ‎به تعداداحکام‎ ‎دراين‎ ‎زمينه‎ ‎وهمچنين‎ ‎وجود‎ ‎مساپل‎ ‎مختلفي‎ ‎که‎ ‎جامعه‎ ‎زنان‎ ‎با‎ ‎آن‎ ‎مواجه‎ ‎است،‎ ‎چرا‎ ‎پرداختن‎ ‎موضوع‎ ‎سنگسار‎ ‎در‎ ‎حال‎ ‎حاضر‎ ‎درجامعه‎ ‎ايران‎ ‎بسيار‎ ‎مهم‎ ‎است؟‎‎

اگر‎ ‎از‎ ‎زوايه‎ ‎حقوق‎ ‎بشري‎ ‎به‎ ‎موضوع‎ ‎نگاه‎ ‎کنيم‎ ‎ممکن‎ ‎است‎ ‎بگوييم‎ ‎که‎ ‎اين‎ ‎مجازات‎ ‎غيرانساني‎ ‎است‎ ‎و‎ ‎مصداق‎ ‎شکنجه‎ ‎است‎ ‎ونقض‎ ‎همه‎ ‎موازين‎ ‎حقوق‎ ‎بشري،‎ ‎ولي‎ ‎فراگيري‎ ‎اش‎ ‎نسبت‎ ‎به‎ ‎موضوعي‎ ‎مثل‎ ‎اعدام‎ ‎ها‎ ‎ويا‎ ‎حتي‎ ‎اعدام‎ ‎هاي‎ ‎زير‎ ‎‏۱۸‏‎ ‎سال‎ ‎آن‎ ‎قدر‎ ‎نيست‎ ‎که‎ ‎روي‎ ‎آن‎ ‎انرژي‎ ‎زيادي‎ ‎گذاشته شود‎. ‎‏ ولي‎ ‎از‎ ‎نظر‎ ‎فمينيستي‎ ‎که‎ ‎به‎ ‎داستان‎ ‎نگاه‎ ‎مي‎ ‎کنيم‎ -‎جدا‎ ‎از‎ ‎زاويه‎ ‎حقوق‎ ‎بشري‎-‎‏ موضوعي‎ ‎که‎ ‎خيلي‎ ‎براي‎ ‎ما‎ ‎مهم‎ ‎است‎ ‎اين‎ ‎حقيقت‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎پرونده‎ ‎هاي‎ ‎سنگسار‎ ‎به‎ ‎مثابه‎ ‎کلکسيوني‎ ‎از‎ ‎تبعيضات‎ ‎عليه‎ ‎زنان است‎ ‎که‎ ‎به‎ ‎نوعي‎ ‎اغراق‎ ‎شده‎ ‎درهمه‎ ‎آنها‎ ‎ديده‎ ‎مي‎ ‎شود. يعني‎ ‎اعم از‎ ‎ازدواج‎ ‎اجباري،‎ ‎ازدواج‎ ‎هاي‎ ‎در سن‎ ‎کم،‎ ‎خشونت‎ ‎هاي‎ ‎شديد‎ ‎درخانواده،‎ ‎فقدان‎ ‎حق‎ ‎انتخاب‎ ‎وديگر‎ ‎موارد‎ ‎‏... در‎ ‎اين‎ ‎پرونده‎ ‎ها‎ ‎به‎ ‎کرات‎ ‎ديده‎ ‎مي‎ ‎شود‎. ‎‏ در‎ ‎برخي‎ ‎پرونده‎ ‎ها‎ ‎مي‎ ‎بينيم‎ ‎که‎ ‎بارها‎ ‎افراد‎ ‎براي‎ ‎طلاق‎ ‎گرفتن‎ ‎مراجعه‎ ‎کرده‎ ‎بودند‎ ‎به‎ ‎دادگاه‎ ‎چون‎ ‎همسرانشان‎ ‎آنها‎ ‎را‎ ‎مورد‎ ‎ضرب‎ ‎وشتم‎ ‎قرار‎ ‎مي‎ ‎داده اند‎ ‎يا‎ ‎اعتياد‎ ‎داشته اند‎. ‎‏ اما‎ ‎درخواستشان‎ ‎رد‎ ‎شده‎ ‎واصلا‎ ‎مطرح‎ ‎نشده‎ ‎بود‎. ‎‏ در‎ ‎برخي‎ ‎موارد‎ ‎که‎ ‎شوهر‎ ‎معتاد‎ ‎بوده و‏‎ ‎زن‎ ‎را‎ ‎وادار‎ ‎به‎ ‎خودفروشي‎ ‎مي‎ ‎کرده. ‏‎ ‎همه‎ ‎اينها‎ ‎وبه‎ ‎خصوص‎ ‎حق‎ ‎بدن‎ ‎وسکسواليتي‎ ‎درمجموع‎ ‎مساپلي‎ ‎اند‎ ‎که‎ ‎از‎ ‎طريق‎ ‎پرونده‎ ‎هاي‎ ‎سنگسار‎ ‎قابل‎ ‎طرح‎ ‎هستند‎. ‎‎ ‎جالب‎ ‎اين‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎برخي‎ ‎در مواجهه با‎ ‎تلاش‎ ‎ها‎ ‎ما‎ ‎براي‎ ‎دفاع‎ ‎از‎ ‎زنان‎ ‎اتهام‎ ‎مي‎ ‎زنند‎ ‎که‎ ‎از‎ ‎جدايي‎ ‎طلبي‎ ‎قومي‎ ‎دفاع‎ ‎مي‎ ‎کنيم‎. ‎درحالي‎ ‎که‎ ‎بحثي‎ ‎که‎ ‎ما‎ ‎مطرح‎ ‎مي‎ ‎کنيم‎ ‎اين‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎بسياري‎ ‎ازاين‎ ‎زنان‎ ‎خيلي‎ ‎فقير‎ ‎بوده اند‎ ‎و به‎ ‎دليل‎ ‎بي‎ ‎سوادي‎ ‎وفقر‎ ‎در‎ ‎مراحل‎ ‎دادرسي‎ ‎نتوانسته‎ ‎اند‎ ‎از‎ ‎خود‎ ‎دفاع‎ ‎کنند. خيلي‎ ‎ازاين‎ ‎ها‎ ‎جزو‎ ‎اقليت‎ ‎ها‎ ‎قومي،‎ ‎مهاجر‎ ‎و‎ ‎حاشيه‎ ‎نشين‎ ‎بوده اند‎. ‎‏ ولي‎ ‎موضوع‎ ‎اين‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎همه‎ ‎اين‎ ‎مباحث‎ ‎چشم‎ ‎جامعه‎ ‎را‎ ‎به‎ ‎اين‎ ‎موضوع‎ ‎باز‎ ‎مي‎ ‎کند‎ ‎که‎ ‎وقتي‎ ‎کسي‎ ‎به‎ ‎سنگسار‎ ‎محکوم‎ ‎مي‎ ‎شود‎ ‎چه‎ ‎مسيري‎ ‎را‎ ‎طي‎ ‎مي‎ ‎کند‎ ‎و دچار‎ ‎چه‎ ‎تبعيضات‎ ‎پنهان‎ ‎وآشکاري‎ ‎شده‎ ‎است. حال‎ ‎درهر‎ ‎کجاي‎ ‎کشور‎ ‎که‎ ‎مي‎ ‎خواهد‎ ‎باشد‎. ‎‎ ‎‎ ‎اين‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎ما‎ ‎سنگسار‎ ‎را‎ ‎تنها‎ ‎گرفتن‎ ‎جان‎ ‎چند‎ ‎نفرنمي‎ ‎دانيم، ‏‎ ‎بلکه‎ ‎موضوع‎ ‎ابعاد‎ ‎پيچيده‎ ‎وعميق‎ ‎تري‎ ‎دارد‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎کمپين‎ ‎وحرکت‎ ‎هاي‎ ‎ترويجي‎ ‎واگاهي‎ ‎بخشي‎ ‎که‎ ‎درحوزه‎ ‎هاي‎ ‎مختلف‎ ‎دنبال‎ ‎مي‎ ‎شود‎ ‎مورد‎ ‎توجه‎ ‎قرار‎ ‎مي‎ ‎گيرد‎. ‎‏ ما‎ ‎سنگسار‎ ‎را‎ ‎نمادي‎ ‎از‎ ‎همه‎ ‎تبعيض‎ ‎هايي‎ ‎که‎ ‎عليه‎ ‎زنان‎ ‎است‎ ‎مي‎ ‎بينيم‎ ‎واصولا‎ ‎اين‎ ‎مجازات‎ ‎را‎ ‎مجازاتي‎ ‎زنانه‎ ‎مي‎ ‎بينيم‎. ‎

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ چهارشنبه سی ام مرداد 1387 ::

ادعای جدید احمدی نژاد: اسرائیل میخواست مرا در استانبول بکشد !

 

احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران که به دیداری تفریحی و غیررسمی از استانبول رفته بار دیگرمدعی شد که جانش درخطر بوده و مورد سوءقصد قرار داشته است. احمدی نژاد این دعا را تکرار کرد که کسانی می خواهند او را بکشند. او مدعی شد که اسرائیل قصد کشتن او را در استانبول داشته است!!

این ادعای بی اساس احمدی نژاد در حالی است که ترکیه و اسرائیل دوستان بسیار نزدیکی هستند.

احمدی نژاد در حالیکه در سفر به بغداد نیز تحت حمایت کامل آمریکائی ها بود، مدعی شد که آمریکا قصد کشتن او را داشت. در سفر ناکام دو ماه پیش به ایتالیا نیز که کسی از سران جهان با او دیداری نکرد و وی پس از چند ساعت انزوا ناچار شد به تهران بازگردد، مدعی شد که با اشعۀ ایکس قصد کشتن او را داشته اند.

ادعای جدید احمدی نژاد که «اسرائیل خواسته وی را بکشد»، تنها ادعای شگفت انگیز او در سخنانش در استانبول نبود. وی این ادعای کذب را مطرح کرد که مقامات شورای روابط خارجی آمریکا به او در «دیداری حضوری» گفته اند: «برنامه هسته ای تان را ادامه دهید. ازمسیرمسالمت آمیزاتمی منحرف نشده اید». او نام این مقام شورای روابط خارجی آمریکا را ذکر نکرد!

هدف اصلی محمود احمدی نژاد ازسفربه ترکیه محقق نشد و دولت ترکیه اعلام کرد، احمدی نژاد شرائط و قیمت جدیدی را برای قرارداد انرژی درخواست کرده، که رئیس جمهوری و نخست وزیر ترکیه حاضر به پذیرش آن نشدند.

احمدی نژاد امشب به تهران باز می گردد. او به جای آنکه درآنکارا (پایتخت ترکیه) مورد پذیرائی قرار گیرد، به استانبول دعوت شد. سفر وی تنها اندکی بیش از 24 ساعت طول کشید. احمدی نژاد که بخاطر خودداری از رفتن به مزار کمال آتاتورک (بنیانگزار ترکیه مدرن) مورد انتقاد شدید ملی گرایان ترکیه قرار گرفته، امروز در شهر استانبول در نماز جمعه سنیها شرکت کرد.


احمدی نژاد دیشب در کنفرانس خبری در کنار رئیس جمهوری ترکیه، پرزیدنت عبدالله گول، حملات همیشگی خود را بر اساس تفکرات متحجرانه و نژاد پرستانه علیه اسرائیل، و نیز دیدگاههای ضد یهودی خود را در قالب «دروغ بودن هولوکاست» تکرار کرد.

احمدی نژاد دراستانبول یک بار دیگر 60 سال پس از خودکشی هیتلر، وکالت جنایات هیتلر را برعهده گرفت، و گفت: «کدام هولوکاست؟» او یهودیان را «بی دین و حزب جنایتکار» نامید. اگر او ملت یهود را بی دین می داند، یعنی قرآن مجید را نیز نادیده می گیرد.

سایت «همدمی» (تارنمای فارسی وزارت خارجه اسرائیل) امروز در واکنش به سخنان سخیف احمدی نژاد نوشت: پیشرفت های عظیم علمی، فرهنگی، اقتصادی و رفاهی در اسرائیل که در هیچ یک از کشورهای خاورمیانه و جهان سوم نظیر ندارد موجب غبطه سیاستمداران نالایقی شده که حتی قادر نیستند بنزین و برق مردم کشور خود را تامین کنند.


رادیو اسرائیل


خبر قبلی در همین مورد در لینک زیر


http://iranbbb.org/28652/news/2.htm

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ شنبه بیست و ششم مرداد 1387 ::

صدور احکام اعدام برای فعالان سیاسی و اجتماعی، تشدید سرکوب مردم است

 

 

رژیم جمهوری اسلامی سرکوب در داخل را روز بروز شدیدتر می کند. به نظر می رسد اجرای حکم اعدام یعقوب مهر نهاد فعال مدنی و عبدالناصر طاهری در سیستان و بلوچستان بدون یک دادرسی درست و عدم اعتراض یکپارچه فعالان حقوق بشر و نهادهای سیاسی، به مذاق رژیم خوش آمده است و به همین دلیل پشت سرهم احکام اعدام فعالان مدنی را صادر می کند.
از کردستان خبر می رسد که حبیب الله لطیفی، دانشجوی حقوق دانشگاه ایلام که از مهر ماه گذشته در زندان بسر می برد، به اعدام محکوم شده است. حبیب الله لطیفی 26 ساله، اهل سنندج و دانشجویان فعال مدنی شناخته شده است. ظاهرن رژیم ددمنش جمهوری اسلامی با وارد کردن اتهام همکاری با احزاب اپوزیسیون، مشابه یعقوب مهرنهاد و عبدالناصر طاهری، او را نیز به محاربه و اعدام محکوم کرده است.
با حکم اعدام لطیفی اکنون تعداد اعدامی های فعال مدنی در کردستان به هشت نفر می رسد. عدنان حسن پور "روزنامه نگار"، هیوا بوتیمار "فعال مدنی و روزنامه نگار"، فرزاد کمانگر "فعال مدنی و حقوق بشر"، انور حسین پناهی "معلم و فعال مدنی"، فرهاد وکیلی "فعال مدنی"، علی حیدریان "فعال مدنی"، ارسلان اولیایی "فعال مدنی" زندانیانی هستند که رژیم جمهوری اسلامی برای زهر چشم گرفتن از فعالان سیاسی و اجتماعی آنانرا به مجازات اعدام محکوم کرده است. در اصل این افراد بگونه ای توسط رژیم به گروگان گرفته شده اند تا در صورت فعالتر شدن جریانات اجتماعی و اعتراضات وسیع، آنانرا اعدام کند.
سرکوب شدید در داخل روی دیگر شکست در عرصه بین المللی رژیم است. نباید به رژیم ددمنش ولایت فقیه اجازه داد تا در ازای شکست های پی در پی اش در میادین بین المللی دست به قلع و قمع فعالان سیاسی و مدنی بزند. اعتراض یکپارچه برعلیه صدور احکام اعدام و جلوگیری از اجرای آنها با به میدان آمدن همه نیروهای سیاسی و اجتماعی امکان پذیر است. تنها با یک اتحاد عمل یکپارچه می توان رژیم را به عقب نشینی واداشت، والا اعتراضات پراکنده و کم رمق آتش انتقام رژیم را تیز تر می کند.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ::

ماشین تبلیغات ولایت فقیه در پى تحریف واقعیت شھادت یعقوب مھرنھاد

 

 

در یک برنامه رادیویى از رادیو زمانه و انعکاس آن در وب سایت رادیو زمانه آقاى کوھیار گودرزى با سر خط "مهرنهاد قرار بود شاخه فرهنگی جندالله را راه بیندازد " از قول کسانى که خودرا نزدیک به شھید یعقوب مھرنھاد و از دلسوزان او میدانند گزارشى تھیه کرده است و از قول اینھا در مورد واقیعتھاى اعدام شھید مھرنھاد اظھاراتى را ارائه داده اند که حاکى از قصد ماشین تبلیغات ولایت فقیه در تحریف واقعیتھا در اعدام یعقوب مھرنھاد است.
اشکال این مصاحبه رادیویى برنامه و انتقادى که بر آقاى کوھیار گودرزى وارد است عدم پیگیرى اظھارات افرادى مٽل اشکان آذر کیش از ان جى اوى مددکارى امید استان سیستان و بلوچستان٬ علی رضا ابرین٬ فعال حقوق بشر در سیستان و بلوچستان٬ اشکان نظرکیش دیگر فعال مدنی٬ است.

به این نوع از تبلیغات ھل دادن تحریفھا گفته میشود که نام علمى آن در تبلیغات تحمیل غیر مستقیم تحریف است.

به این منظور ولایت فقیه افرادى را که به نظر غیر وابسته به رژیم مى آیند٬ مسئولیت تحمیل تحریف واقعیت اعدام شھید یعقوب مھرنھاد را داده است که در افکار عمومى یعقوب مھرنھاد را گناھکار جلوه دھد. که در غرب به این نوع تبلیغاتPoll Pushing “ " گفته میشود. که در غرب این نوع تبلیغات بکلى ممنوع شده است به عنوان مٽال در انتخابات ریاست جمھورى امریکا طرفداران جان مکاین تظاھر به آمار گیرى در یک محله در باره گربه بکنند که ببینند در یک محله چند نفر گربه دارند٬ وقتى که از کسى مى پرسند که شما گربه دارید یا نه٬ فرد جواب آرى یا خیر میدھد ولى جواب او مھم نیست٬ و آمارگیر بعد از این سؤال میپرسد که اگر اوباما از گربه بدش بیاید آیا شما به او رأى خواھید داد یا نه٬ طبیعتأ جواب فرد نه خواھد بود ولى آمارگیر ایده بد بودن و ضد گربه بودن اوباما را در ذھن فرد کاشته است٬ اگر چه اوباما خودش گربه دارد و عاشق گربه است٬ که به احتمال زیاد این فرد در انتخابات به اوباما رأى نخواھد داد. رژیم ولایت فقیه در باره اعدام شھید مھرنھاد دقیقأ ھمین کار را میکند.
فعال مددکار آقاى اشکان آذرکیش چنین میگوید "ایشان دو دیدار با آقای ریگی داشت و قول داد که شاخه‌ی فرهنگی جندالله را در ایران بین زنان و جوانان راه‌اندازی کنند. آن‌چه‌ در پرونده‌شان مطرح بود این است که فقط برای آن‌ها عضوگیری بکند و روی جذب نیرو کار بکند."
آقاى اشکان آذرکیش طورى صحبت میکنند که انگار در این دیدارھاى جعلى و ساختگى اداره اطلاعات شرکت داشته است. به نظر میرسد آنچه که آقاى آذرکیش اظھار داشته اند٬ نقل بیانات محرمانه اداره اطلاعات است به ھمین دلیل خیلى موذیانه مھرنھاد را متھم به دیدار با آقاى ریگى میکند٬ حال آنکه شواھدى دال بر دیدار آقاى مھرنھاد با ریگى اصلأ وجود ندارد٬ و این نقل قول آقاى آذرکیش ساخته و پرداخته ماشین تبلیغات ولایت فقیه است. این مبلغ ولایت فقیه بسیار ناشیانه مچ خودرا بگیر داده است٬ این آقاى آذرکیش ناشیانه عدم آگاھى خودرا در باره مھرنھاد و فعالیتھاى وى به نمایش میگذارد ولى آگاھانه و با زیرکى شاخه فرھنگى جنداﷲ را با فعالیتھاى مدنى شھید مھرنھاد ربط میدھد که فعالیتھاى آقاى مھرنھاد را با فعالیتھاى جنداﷲ به طور منطقى ربط دھد و براى رژیم ولایت فقیه امتیاز کسب میکند.
بقیه گفته آقاى آذرکیش را بخوانید " ولی بعد از آن یک دیداری هم با یکی از سران حزب دموکرات بلوچستان داشت که در سوئد زندگی می‌کند و در شبکه‌های ماهواره‌ای هم صحبت می‌کند. در امارات ایشان را ملاقات کرد و از ایشان پول گرفت. این حزب، جزو حزب‌های سه چهار نفره سیاسی است، ولی فاز نظامی ندارد.

وقتی ایشان را بازداشت کردند می‌گفتند که این قضیه خیلی جدی مطرح بود. حتی خود آقای ریگی فیلم دیدارش با مهرنهاد را برای دستگاه اطلاعاتی ایران فرستاده، موقعی که فهمید ایشان با این شخص هم تماس گرفته و فکر کرده که می‌خواهد ایشان را دور بزند.". اولأ احزاب سه چھار نفره پول ندارند که به کسى بدھند.
متأسفانه حزب دموکرات بلوچستان نه تنھا درر سوئد بلکه در ھیچ کجاى غرب وجود ندارد ولى اداره اطلاعات بعد از مقاله من آن را براى حقانیت آقاى آذرکیش تأسیس خواھد کرد٬ چونکه حزب موکرات بلوچستان وجود ندارد بنابراین سرى و سرکرده اى ھم ندارد که به مھرنھاد پول داده باشد٬ دروغ و ناشیانه بودن دروغ آقاى آذرکیش در ھمین جا ٽابت می شود٬ احزاب بلوچى سوئد پول خریدن یک دستگاه کامپیوتر سیصد دلارى را ندارند٬ چه رسد به از جیب خلیفه بخشیدن به مھرنھاد آنھم با تحمل مخارج سفر به امارات.
آقاى آذرکیش دوباره با یقین میگویند که مھرنھاد از حزب دموکرات بلوچستان پول گرفته است٬ آقاى آذرکیش باید مدارک خودرا ارائه دھند٬ چگونه وقتى که یک حزب اصلا وجود خارجى ندارد٬ میتواند پول بدھد. اشکال سوم ویدیو ریگى است٬ ریگى به چه دلیل چنین ویدیویى را به اداره اطلاعات رژیم میدھد؟
ھدف آقاى آذرکیش در اینجا ایجاد اختلاف قبیله اى بین ریگى و قبیله شھید مھرنھاد است. اگر ھم ویدیویى ھم وجود داشته باشد٬ یقینأ مونتاژ اداره اطلاعات ولایت فقیه است و چنین ویدیوى به سادگى مونتاژ میشود٬ مونتاژ این نوع ویدیوھا از طریق کامپیوتر با شیوه گلد کى میسر است٬ دقیقأ مٽل مونتاژ کردن عکسھاى پرتاب موشکھاى شھاب در ماه گذشته که فقط یکى از آهھا پرتاب شده بود و سه تاى دیگر را با ادوبى فوتوشاب مونتاژ کرده بودند. نکته مھم این است که آقاى آذکیش در صدد کاشتن ایده اختلاف بین قبیله ریگى و قبیله مھرنھاد است که به امید افروختن آتشى قبیله اى میخواھد نھایت سوء استفاده از انتقام گیرى قبیله اى بلوچھا بکند. من امیدورام که آقاى آذرکیش و اداره اطلاعات این ویدیو را انتشار دھند که ما بتوانیم این ویدیو را تحلیل کنیم و با امکاناتى محدود ولى تجربه تحلیل ویدیوگرافى خود ٽابت خواھیم کرد که این ویدیو جعلى است.

و بعدأ اظھار میدارد که آقاى مھرنھاد از آقاى بلیده اى پول گرفته است٬ از آقاى بلیده اى انتظار میرود که در باره پولى که به آقاى مھرنھاد داده توضیح بدھند ولى آقاى بلیده اى ربطى به حزب دموکرات بلوچستان که ھنوز متولد نشده است ندارد٬ من در اینجا رابطه آقاى بلیده اى با حزب خود او را بیان نمیکنم چونکه نمیخواھم آقاى آذرکیش و اداره اطلاعات اقدام به تصحیح اظھارات خود بکنند.

انتقاد از آقاى کوھیار گودرزى این است که قبل از انتشار این مصاحه یک جانبه چرا با اقاى بلیده اى تماس نگرفتند و نظر ایشان را در مورد پولى که پرداخت شده جویا شوند؟ تماس گرفتن با آقاى بلیده اى بسیار آسان است. چرا آقاى کوھیار گودرزى اقدام به پیدا کردن این حزب کذایى دموکرات بلوچستان نکردند٬ وظیفه ژورنالیستى و بیطرفى یک ژورنالیست حکم میکند که نظرات دو جانبه را منعکس کند و اجازه ندھد که رسالت و اھداف بیطرفانه او مورد سوء استفاده ماشین تبلیغات جمھورى اسلامى شود.
مبلغ ناشى دیگر ولایت فقیه و اداره اطلاعات رژیم علی رضا ابرین، فعال حقوق بشر در سیستان و بلوچستان است٬ که اظھار داشته است٬ " یعقوب مهرنهاد،‌ آدمی بود که می‌خواست خیلی مطرح بشود. آن‌جوری که ما از پرونده او اطلاع پیدا کردیم، او دو بار با عبدالقادر ملاقات کرده بود. اعترافات، خودش است. اعترافاتی که اطلاعات هم از آن‌ها فیلمبرداری کرده و احتمالاً چند وقت دیگر هم، در جواب کسانی که به قولی اعتراض می‌کنند، از تلویزیون پخش می‌شود.

آن چیزی که خودش اعتراف کرده، از آقای بلیده هم که مسوول جبهه متحد بلوچ در سوئد است، حدود ۲۰۰ هزار دلار پول گرفته، برای این‌که شاخه فرهنگی جندالله باشند‌. بعد وسط این قضایا، ‌‌آقای مهرنهاد تصمیم می‌گیرد همه‌ی این‌ها را دور بزند، و یکی از این دو تا یا عبدالمالک، یا بلیده او را لو می‌دهند."

مطرح بودن خواست ھمه انسانھا است و ایرادى بر آن وارد نیست که مایه انتقاد باشد. اما آقاى على رضا ابرین
با ناآگاھى تمام٬ و با ناشیگرى بسیار ساده اقدام به جعل و تحریف حقایق اعدام یعقوب مھرنھاد میکند٬ توجه کنید که ایشان به پرونده یعقوب مھرنھاد که ساخته اداره اطلاعات با اعتراف گیریھاى زیر شکنجه است٬ استناد میکند. اعترافات آقاى مھرنھاد زیر شکنجه وحشیانه اداره اطلاعات گرفته شده اند٬ و ھیچ ارزش و اعتبارى براى افکار عمومى و قضایى ندارند. آقاى ابرین میفرمایند که مھرنھاد با عبدالقادر ملاقات داشته اند٬ این عبدالقادر کى ھست که ملاقات با او مجازات اعدام را ھمراه داشته باشد؟ شاید منظور ناشیانه آقاى ابرین عبدالمالک باشد٬ و باز این دلالت بر عدم آگاھى این مصاحبه دھند براى تبرئه جنایت کاران جمھورى اسلامى باشد. فیلمبرداریھاى اطلاعات از اعترافات مھرنھاد نیز ھیچ ارزشى ندارد٬ زیرا این اعترافات تحت شکنجه ھاى وحشیانه بدون حضور وکیل مدافع گرفته شده اند و نمیشود به آنھا استناد کرد و اعدام یک انسان آزاده را موجه جلوه داد.

آقاى ابرین ناشى بودن خودرا دوباره به نمایش میگذارد وقتى که مى گوید " آن چیزی که خودش اعتراف کرده، از آقای بلیده هم که مسوول جبهه متحد بلوچ در سوئد است، حدود ۲۰۰ هزار دلار پول گرفته، برای این‌که شاخه فرهنگی جندالله باشند"
اولأ آقاى بلیده اى مسؤول جبھه متحد بلوچستان نیستند و ھیچ رابطه اى با این تشکل ندارند٬ جبھه متحد بلوچستان جنداﷲ را نیز تأیید نمیکند و از فعالیھاى جنداﷲ حمایت نمیکند٬ چگونه ھمه اینھا میخواستند که مھرنھاد شاخه فرھنگى جنداﷲ شود؟ از جبھه متحد بلوچستان نیز انتظار میرود که در این مورد نظر بدھند و من اطمینان دارم که جبھه متحد بلوچستان خواھند گفت که آقاى بلیده اى مسؤول جبھه نیست و ھیچ رابطه اى با جبھه متحد بلوچستان ندارند٬ و جبھه نیز به کسى پول پرداخت نکرده است. و آقاى ابرین در باره لو دادن عبد المالک و بلیده اى صحبت میکند٬ در ضمن لودادن عبد المالک و بلیده اى ھم ھیچ تأٽیرى بر فعالیتھاى آنھا نخواھد داشت و براى این دو مھم نیست که مھرنھاد یا کسى دیگر آنھا را لو بدھد٬ زیرا آنھا شناخته شده ھستند و لودادن آنھا موضوع تازه اى نیست. ولى ھدف ناشیانه آقاى على رضا ابرین ایجاد اختلاف بین طرفداران بلیده اى و عبدالمالک با طرفداران و حامیان شھید یعقوب مھرنھاد است که ھدف آن نیز کاشتن تخم نفاق بین بلوچھا است.

مبلغ ناشى دیگر ولایت فقیه اشکان نظرکیش است که به شیوه تحمیل واقیعھاى تحریف شده٬ خود را خیر خواه شھید مھرنھاد جا میزند و مى گوید " اصلاً وکیل نداشت. مگر این‌که وکیل تسخیری در اختیارشان گذاشته باشند که من اطلاعی ندارم. چون اصلاً برای وی دادگاهی تشکیل نشده. ولی در ارتباطی که با آقای ریگی داشته، شکی نیست، ولی باز هم حکم آن، اعدام نیست."


شواھدى در دست نیست که شھید مھرنھاد با آقاى ریگى رابطه داشته است٬ این رابطه ساختگى فقط در پرونده شھید مھرنھاد وجود دارد. آقاى گودرزى باید از آقاى اشکان نظر کیش می پرسید که ایشان چه مدرگى دال بر رابطه شھید مھرنھاد با آقاى ریگى دارند که در باور کردن آن شکى ندارند؟

براى جبران این بى انصافى در حق الگوى بشردوستى شھید مھرنھاد بلوچ شایسته است که آقاى گودرزى ابھامات و اتھامات بر شھید مھرنھاد را پیگیرى کند و با ھمه سازمانھا و افرادى که این مبلغان ناشى ولایت فقیه نام برده اند تماس بگیرد و مصاحبه اى ترتیب دھد که ھمه نظرات خودرا بیان کنند تا حقیقت براى ھمه آنھایى که قلبشان براى شھید مھرنھاد مى طپد٬ روشن شود.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 ::

اینهم از ادبیات مقام معظم! رهبري! حضرت !آيت‌الله! خامنه‌اي : ملت اسرائيل، اراذل و اوباش، غاصب و بي ه

 

 

طرز تفکر و طرز صحبت کردن مقام معظم رهبري جمهوری اسلامی آقای خامنه ای ، که مملو از ادبیات آخوندیسم است را به نقل از سایت حکومتی البرز در زیر میخوانید:

سایت حکومتی البرز :مقام معظم رهبري، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي بارها تأكيد كرده‌اند كه ملت اسرائيل، يك ملت جعلي و دروغين، اراذل و اوباش، غاصب و بي هويت هستند.

جعلي‌بودن رژيم غاصب صهيونيستي و پروژه ملت‌سازي از سوي سردمداران صهيونيسم بين‌الملل، موضوعي است كه بارها از سوي مقام معظم رهبري، حضرت آيت‌الله سيد علي خامنه‌اي در مناسبت‌هاي مختلف طرح و از زواياي گوناگون به آن پرداخته شده است.

موجوديت ساختگي و دروغين رژيم موهومي به نام اسرائيل كه اختاپوس‌وار بخش اعظم كشور اسلامي فلسطين را در نورديده است، پيش از رهبري آيت‌الله خامنه‌اي نيز همواره از سوي بنيان‌گذار انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني مورد موشكافي و بررسي قرار مي‌گرفت و آن بزرگوار نيز در مناسبت‌هاي متعدد چه در بدو شكل‌گيري شعله‌هاي انقلاب اسلامي در سال 1341 و 42 و چه پس از آن، همواره مسأله فلسطين و موجوديت جعلي رژيم اشغالگر قدس و نيز فرايند ملت‌سازي اين رژيم را مطرح و خطر آن براي مسلمانان و كشورهاي اسلامي را گوشزد مي‌كردند.
سيد حسن نصرالله، دبيركل حزب‌الله لبنان پنج سال پيش در ديدار با جمعي از طلاب حوزه علميه قم، مقام معظم رهبري را " كارشناس‌ترين كارشناسان درباره مسائل اسرائيل" ذكر كرد و از ايشان به عنوان بلندپايه‌ترين رهبر مقاومت اسلامي عليه رژيم صهيونيستي نام برد.
به همين مناسبت در ادامه بخشي از ديدگاه‌هاي معظم‌له درباره ملت بي‌هويت، جعلي و دروغين اسرائيل را مرور مي‌كنيم.
مقام معظم رهبري ‏در هشتم ارديبهشت سال 1372 در ديدار مسؤولان و كارگزاران حج به مرور سير تاريخي اشغال كشور فلسطين پرداختند و تصريح كردند: «درباره مسأله فلسطين، آنچه بنا دارم عرض كنم اين مطلب است كه در اين قضيه، نكته بسيار تلخي وجود دارد. اگر چه همه مسائل مربوط به سرزمين فلسطين تلخ است، اما اين نكته، انصافاً گزنده است كه در تبليغات جهاني، در تمام اين چهل و پنج سال كه از اشغال فلسطين مي‌گذرد بخصوص در اين يك، دو دهه اخير سعي شده است نشان داده شود كه يهودياني كه آمده‏اند و فلسطين را گرفته‏اند، مردمي مظلوم، داراي حق و مورد فشار و تعدّي هستند.
وقتي صهيونيست‌ها و يهوديانِ روسي مي‏خواستند به فلسطين مهاجرت كنند، نمي‏گفتند اينها غاصبند؛ اينها اهل فلسطين نيستند كه به آنجا مي‏روند؛ اينها اهل روسيه‏اند، اهل اوكراينند، اهل كشورهاي اروپايي و اهل امريكايند كه هر كدام در سرزمين خود، جايي، مكاني، خانه‏اي، ثروتي، پولي و زندگي‏اي دارند. با اين حال به فلسطين مي‏روند تا حق يك فلسطيني را بگيرند، خانه او را صاحب شوند، ثروت و سرزمين او را غصب كنند و امكان تشكيل خانواده را از او بگيرند. اين را كه نمي‏گفتند...
اين كاري است كه از شصت، هفتاد سال پيش تا به امروز انجام داده‏اند؛ يعني بيست و پنج سال قبل از آنكه فلسطين را رسماً اشغال كنند، همين روش را انجام دادند. اينها ابتدا كه وارد فلسطين شدند، نگفتند "ما مهاجر به فلسطين مي‏آوريم." مردم فلسطين تعجّب مي‏كردند كه اينها چه‏كساني هستند كه مي‏آيند؟! به دروغ گفتند "متخصّص مي‏آوريم!" مطالبي كه مي‏گويم، مستند است؛ در اسناد وزارت خارجه انگليس بوده كه افشا شده است. بعضي از وزارتخانه‏هاي امور خارجه دنيا، اسناد قديمي و كهنه را منتشر مي‏كنند و در اختيار همه قرار مي‏گيرد. اسنادي كه عرض مي‏كنم، امروز بعد از شصت، هفتاد سال در اختيار ما قرار گرفته است. در اين اسناد، افسر انگليسي‏اي كه در فلسطين مسؤول كاري بوده، در گزارش خود مي‏نويسد: ما به مردم فلسطين گفتيم كساني كه وارد فلسطين مي‏شوند، متخصّص و مهندسند؛ دكترند و فلان و بهمانند كه مي‏آيند كشور شما را آباد كنند! وقتي هم سرزمين شما را آباد كردند، مي‏روند.
همين افسر انگليسي در نامه‏اي نوشته است: ولي ما به اين مردم، دروغ مي‏گوييم! يهوديان فاقد تخصّص و بي‌هنر را از اطراف دنيا جمع كردند به فلسطين بردند و امكانات و زمين و همه چيز در اختيارشان گذاشتند؛ چون مي‏خواستند صاحبان اصلي فلسطين را از آن كشور بيرون كنند... مي‌خواهند يك ظلم را تثبيت كنند؛ مي‌خواهند يك ظلم را قانوني و رسمي كنند. البته كه ما مخالفيم! همه‌ جوانمردان عالم بايد مخالف باشند. همه مسلمانان بايد مخالف باشند و با آن مخالفت كنند. خانه ملت فلسطين را از آنها گرفته‌اند و يك عدّه غاصب را در آنجا جا داده‌اند، پشتيباني كرده‌اند و به دست آن غاصبين، صاحبخانه‌ها را به فجيع‌ترين شكل، سركوب كرده‌اند.»
معظم‌له در ديدار مسؤولان نظام و سفراي كشورهاي اسلامي در سالروز مبعث پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌وآله) در روز چهارم آبان‌ماه 1379 نيز تصريح كردند: «فلسطين باقي مانده است؛ ملت فلسطين، باقي مانده است. در كنار وجود ملت فلسطين، يك غصب بزرگ هم وجود دارد. عدّه‌اي را از اطراف دنيا جمع كردند، يك ملت جعلي و دروغين تشكيل دادند، اسمي هم روي آن گذاشته‏اند، با ابزارهاي قدرت هم آن را مجهّز كرده‏اند؛ اين در كنار واقعيت ملت فلسطين، امروز خودنمايي مي‏كند.»
مقام معظم رهبري همچنين در ديدار فرماندهان و مسؤولان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در 25 شهريور 1372 نيز خاطرنشان كرده بودند: «در قضيه فلسطين، آنچه حقيقت قضيه است، همين مطلبي است كه سال‌هاي متمادي است جمهوري اسلامي علناً و مستدلاًّ آن را بيان كرده است. يك باند و گروه وابسته و مزدور به قدرت‌هاي جهاني، با اتّكا به همين وابستگي‌شان، آمدند سرزمين فلسطين را غصب كردند. آيا كسي مي‌تواند منكر اين بشود؟! از اين چند ميليون صهيونيستي كه امروز در سرزمين‌هاي اشغالي ما در فلسطين هستند، چند نفرشان فلسطيني‌اند؟ پدرشان در فلسطين بوده يا خودشان متولّدِ فلسطين‌اند؟! بيگانه‌هايي هستند كه با اهدافي شوم، از جاهاي مختلف به اين‌جا آورده شدند، تا اين‌جا را پايگاهي قرار دهند، و نفوذ قدرتهاي استكباري را در منطقه، راحت گسترش دهند. آيا اين غصب نيست؟! آيا اين ظلم نيست؟! آيا اين محكوم نيست؟! اگر گروهي بروند خانه ديگري را، شهر ديگري را بگيرند، اين در نظر آزاديخواهان و مردم عادّي و منصف اهل هر دين و مذهبي مردود نيست؟»
ايشان همچنين‌ در ديدار با شركت‌كنندگان‌ در كنفرانس‌ بين‌المللي‌ حمايت‌ از انقلاب‌ اسلامي‌ مردم‌ فلسطين‌ كه در روز 27 مهرماه سال 1370 در حسينيه امام خميني برگزار شد خاطرنشان كردند: «ما از كساني كه امروز مي‌گويند مي‌خواهيم در قضيه فلسطين راه‌حل عادلانه پيدا كنيم، سؤال مي‌كنيم كه اين راه‌حل عادلانه چيست؟ فلسطين متعلق به كيست؟ جز اينكه متعلق به فلسطيني است؟ آيا شما با تغيير اسم مي‌توانيد يك ملت را از اولي‌ترين حقش يعني حقِ داشتن سرزمين خود محروم كنيد؟ آيا با تبليغات مي‌توانيد يك مليت دروغين به نام مليت اسرائيلي به وجود بياوريد؟ آيا چنين چيزي مقبول است؟ آيا چنين چيزي مطابق با انصاف است؟ آيا چنين چيزي عادلانه است؟ مسأله غير از اينهاست... چرا شما افرادي را با مليت‌هاي مختلف روسي، انگليسي، امريكايي، آفريقايي، آسيايي، از هند و از مناطق ديگر دنيا در اين‌جا جمع كرده‌ايد، تا مردمي را از خانه‌ي خودشان بيرون كنيد؟ اگر شما صلح مي‌خواهيد، صلح به اين است كه افرادي كه متعلق به كشورهاي ديگرند، به خانه‌هاي خودشان برگردند و فلسطين را به فلسطيني‌ها بدهند.»
مقام معظم رهبري همچنين در خطبه‏هاي نماز جمعه تهران در روز بيست و دوم ماه مبارك رمضان و روز قدس مصادف با دهم دي‌ماه 1378 درباره اخراج ملت فلسطين از سرزمين خود و وارد كردن غاصبان از نژادهاي مختلف به اين كشور فرمودند: «در ميان زشتي‌هايي كه در اين قرن بر ما گذشت كه البته در كنارش محسّناتي هم در اين قرن اتّفاق افتاده است كه حالا مورد بحث ما نيست؛ يكي از زشت‏ترين، يا شايد بشود گفت زشت‏ترين آنها، مسأله فلسطين بود. چرا؟ چون در اين قضيه، يك ملت را از كشور خودش بيرون كردند. من خواهش مي‏كنم جواناني كه با مسأله فلسطين خيلي آشنايي و سابقه ذهني ندارند، روي اين كلمات تأمّل و درنگ كنند. يك ملت را از خانه و از كشور خود بيرون كنند و يك عدّه آدم‌هايي را از اطراف دنيا جمع كنند و به جاي آن افراد در آن كشور بگذارند. چرا؟ چون آن جماعتي كه از اطراف دنيا جمع كردند، از يك نژادند؛ نژاد اسرائيلي، نژاد يهودي! يعني يك حركت نژادگرايانه زشت كه هر جاي دنيا به‏وسيله هر كسي در ابعاد كوچكتر از اين پيش مي‏آمد، مايه ننگ و سرافكندگي بود؛ اما اين را در ابعاد يك كشور به‏وجود آوردند...
اين‏طور نيست كه شما خيال كنيد تا ابد بايد فلسطيني‌ها - صاحبان سرزمين - خود و اولادشان بيرون از سرزمين خودشان باشند؛ يا اگر در آن داخلند، به‏صورت يك اقليّتِ مقهور زندگي كنند و آن بيگانه‏هاي غاصب در اين‏جا بمانند؛ نه، چنين چيزي نيست...
اصل ماجراي فلسطين چيست؟ اصل ماجرا اين است كه يك عده از يهوديان متنفّذ در دنيا به فكر ايجاد يك كشور مستقل براي يهودي‌ها افتادند. از فكر اينها دولت انگليس استفاده كرد و خواست مشكل خود را حل كند. البته آنها قبلاً به فكر بودند به اوگاندا بروند و آن‏جا را كشور خودشان قرار دهند. مدّتي به فكر افتادند به طرابلس، مركز كشور ليبي بروند؛ لذا رفتند با ايتاليايي‌ها كه آن وقت طرابلس در دست آنها بود صحبت كردند؛ اما ايتاليايي‌ها به اينها جواب رد دادند؛ بالاخره با انگليسي‌ها كنار آمدند. انگليسي‌ها آن وقت در خاورميانه اغراض بسيار مهمِ‏ استعماري داشتند؛ ديدند خوب است كه اينها به اين منطقه بيايند. اوّل به عنوان يك اقليت وارد شوند، بعد بتدريج توسعه پيدا كنند و گوشه‏اي را، آن هم گوشه حسّاسي را بگيرند - چون كشور فلسطين در نقطه حساسي قرار دارد - و دولت تشكيل دهند و جزء متّحدين انگليس باشند و مانع شوند از اين كه دنياي اسلام - بخصوص دنياي عرب - در آن منطقه اتّحادي به‏وجود آورد. درست است كه اگر ديگران هوشيار باشند، دشمن مي‏تواند اتّحاد ايجاد كند؛ اما دشمني كه از بيرون آن‏طور حمايت مي‏شود، با ترفندهاي جاسوسي و با روش‌هاي گوناگون مي‏تواند اختلاف ايجاد كند كه همين كار را هم كرد: به يكي نزديك شود، يكي را بزند، يكي را بكوبد، با يكي سختي كند. بنابراين، در درجه اوّل كمك كشور انگليس و بعضي كشورهاي غربي ديگر بود. بعد اينها بتدريج از انگليس جدا و به امريكا متّصل شدند. امريكا هم اينها را تا امروز زيربال خودش گرفته است. اينها به اين معنا كشوري به‏وجود آوردند و آمدند كشور فلسطين را تصرّف كردند. تصرّف‌شان هم اين‏طوري بود: اوّل با جنگ نيامدند؛ اوّل با حيله آمدند، رفتند زمين‌هاي بزرگ فلسطين را كه زارعان و كشاورزان عرب روي آنها كار مي‏كردند و خيلي هم سرسبز و آباد بود، با قيمت‌هاي چند برابر قيمت اصلي، از صاحبان و مالكان اصلي اين زمين‌هاي بزرگ كه در اروپا و امريكا بودند خريدند؛ آنها هم از خدا خواستند و زمين‌ها را به اين يهودي‌ها فروختند. البته دلاّل‌هايي هم داشتند كه نقل كرده‏اند يكي از دلال‌هاي‌شان همين "سيّدضياء" معروف، شريك رضاخان در كودتاي 1299 بود كه از اينجا كه به فلسطين رفت، آنجا دلاّل خريد زمين از مسلمانان براي يهودي‌ها و اسرائيلي‌ها شد! زمين‌ها را خريدند؛ زمين‌ها كه ملك اينها شد، با روش‌هاي واقعاً بسيار خشن و همراه با سبعيّت و سنگدلي، بتدريج شروع به اخراج زارعان از اين زمين‌ها كردند. در جايي مي‌رفتند، مي‏زدند، مي‏كشتند و در همين هنگام افكار عمومي دنيا را هم با دروغ و فريب به طرف خودشان جلب مي‏كردند.
اين تسلّط غاصبانه صهيونيست‌ها بر فلسطين سه ركن داشت: يك ركنش عبارت از قساوت با عرب‌ها بود. برخوردشان با صاحبان اصلي، با قساوت و با سختي و خشونت شديد همراه بود. با اينها هيچ‏گونه مدارا نمي‏كردند.
ركن دوم، دروغ به افكار عمومي دنيا بود. اين دروغ به افكار عمومي دنيا، يكي از آن حرف‌هاي عجيب است. اين قدر اينها به‏وسيله رسانه‏هاي صهيونيستي كه دست يهودي‌ها بود، دروغ گفتند - هم قبل از آن و هم بعد از آن، اين دروغها گفته مي‏شد - كه به خاطر همين دروغ‌ها بعضي از سرمايه‏داران يهودي را گرفتند! خيلي‌ها هم دروغ‌هاي آنها را باور كردند. حتّي اين نويسنده فيلسوف اجتماعي فرانسوي - "ژان پل‏سارتر" - را نيز كه خودمان هم در جواني چندي شيفته اين آدم و امثال او بوديم، فريب دادند. همين "ژان پل‏سارتر" كتابي نوشته بود كه بنده در سي سال قبل آن را خواندم. نوشته بود: "مردمي بي‌سرزمين، سرزميني بي‏مردم"! يعني يهودي‌ها مردمي بودند كه سرزميني نداشتند؛ به فلسطين آمدند كه سرزميني بود و مردم نداشت! يعني چه مردم نداشت؟ يك ملت در آنجا بود و كار مي‏كرد. شواهد زيادي هم هست. يك نويسنده خارجي مي‌گويد در سرتاسر سرزمين فلسطين، مزارع گندم مثل درياي سبزي بود كه تا چشم كار مي‏كرد، ديده مي‏شد. سرزمين بي‏مردم يعني چه؟! در دنيا اين‏طور وانمود كردند كه فلسطين يك جاي متروكه مخروبه بدبختي بود؛ ما آمديم اينجا را آباد كرديم! دروغ به افكار عمومي!»
معظم‌له ‏در چهارم تيرماه سال 1375 نيز در جمع مردم مشهد و زائران حضرت علي بن موسي‏الرضا عليه السلام خاطرنشان كردند: «پليدتر از آمريكا، دولت صهيونيست در فلسطين اشغالي است. چرا؟ چون بالاخره دولت آمريكا، يك دولت و متّكي به يك ملت است. در صورتي كه اساساً دولت غاصب صهيونيستي، متّكي بر يك ملت نيست! ملت ساكن آن مناطق، ملتي است كه امروز آواره است! اسراييل، از اوّل با ظلم و آدمكشي، با دروغ و فريب به وجود آمده است. در آن روز يك عدّه افراد زورگو و متجاوز، با پشتيباني دولت انگليس به منطقه فلسطين آمدند. اهالي آن منطقه را بيرون كردند و فرزندان و بازماندگان آنها - بيش از يك ميليون نفر - هنوز هم در زير چادرها و در شرايط اردوگاهي زندگي مي‏كنند! زير چادر، يا چيزي شبيه چادر، در كوخ‌ها زندگي مي‏كنند! مردم فلسطين، در خارج از فلسطين، با حال كوخ‌نشيني و اردوگاه‌نشيني زندگي مي‏كنند. خانه‏هاي آنها و وطن آنها در اختيار كساني است كه از اروپا، از استراليا، از آمريكا، از آسيا و از آفريقا به آنجا رفته‏اند و يك ملت جعلي و دروغين به وجود آورده‏اند و در آنجا به نام يك ملت، زندگي مي‏كنند و دولتي هم دارند! اساساً چنين ملتي، وجود و هويّتي ندارد.
گناه جمهوري اسلامي اين است كه اين حرف را مي‏زند! جمهوري اسلامي بر خلاف دولت‌هاي ديگر كه از ترس يا با تطميع امريكا همين حرف حق را كتمان كرده و پوشيده داشتند، اين حرف را به صراحت مي‏زند و مي‏گويد حق، حقّ است و باطل، باطل است. ما نمي‏توانيم انكار كنيم كه ملت فلسطين وجود داشته، ولي امروز آواره است. نمي‏توانيم انكار كنيم كه سرزمين فلسطين، از مردم فلسطين غصب شده است؛ آن هم نه با يك روش ظاهراً با نزاكت، بلكه با كشتار و آدمكشي و فريب و دروغ و اعمال زور و سفّاكي و قتل عام. دولت اسرائيل با قتل عام و غدر و فريب و سفّاكي و لگدزدن به ارزش‌هاي انساني به وجود آمد. حقوق يك ملت در مقابل پاي مهاجرين صهيونيست كه وارد فلسطين اشغالي شدند، قرباني شد.»
رهبر معظم انقلاب اسلامي همچنين در سخنراني تاريخي خود در مراسم گشايش كنفرانس بين‏المللي حمايت از انتفاضه فلسطين در چهارم ارديبهشت 1380 در تهران فرمودند: «دلايلي در دست است كه عدّه‏اي از اراذل و اوباشِ غيريهودي شرق اروپا را به نام يهودي به فلسطين كوچانيدند... و انگليسي‌ها هم با مجموعه‌اي از طرح‌هاي حساب‌شده، يهوديان را به فلسطين آوردند و مسلمانان را از خانه و كاشانه خويش آواره كردند.»
ايشان همچنين‏ در خطبه‏هاي نماز جمعه تهران در روز 28 دي‌ماه سال 1375 گفتند:‌ «چه كسي باور مي‏كرد كه بيايند ملتي را از اين كشور بيرون كنند و يك عدّه را از اطراف دنيا جمع كنند و به اين جا بياورند و به اصطلاح يك كشور تشكيل دهند؟ امر خيلي عجيب و باورنكردني‏اي است.»
رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار شركت‏كنندگان در همايش بين‏المللي رسانه‏هاي جهان اسلام در حمايت از انتفاضه فلسطين‏ نيز فرمودند: «در بخش ديگري از دنيا، با تكيه بر داستان‌هاي ذكر شده در تورات و اين كه اينجا سرزميني است كه به فرزندان اسرائيل بخشيده شده، بسياري از مسيحيان را هم با خود همفكر و همدل كردند. آن طوري كه من در آماري ملاحظه كردم، اينها توانسته‏اند در برخي كشورها - از جمله عمدتاً در امريكا - به عنوان پشتوانه افكار عمومي، با همين تبليغات، ميليون‌ها صهيونيست غير يهودي درست كنند!»
ايشان همچنين در ديدار با اعضاي كنفرانس اسلامي فلسطين در سيزدهم آذرماه سال 1369 تأكيد كرده بودند: «در مسأله فلسطين، هدف، محو اسرائيل است و ميان سرزمين‌هاي اشغال‌شده قبل و بعد از سال 1967 هيچ تفاوتي وجود ندارد. هر وجب از خاك فلسطين، يك وجب از خانه مسلمين است و هر حاكميتي به جز حاكميت اسلام و مردم مسلمان فلسطين، حكومتي غاصب محسوب مي‌شود.»
منبع: فارس

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 ::

رژیم : اتهام دانشجویان بازداشت شده اقدام علیه امنیت، تشویش اذهان، توهین و افتراست

 

 

سخنگوی قوه قضاییه در مصاحبه مطبوعاتی امروز خود در حالی که در خصوص دانشجویان بازداشت شده و اتهامات آن ها توضیحاتی ارائه کرد، به اتهاماتی که قاضی حداد متوجه دو عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت نموده اشاره نکرد و تلویحا از موضع گیری حداد در این خصوص ابراز نارضایتی کرد.
اتهام دانشجویان بازداشت شده اقدام علیه امنیت، تشویش اذهان عمومی، توهین و افتراست.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر علیرضا جمشیدی در مصاحبه مطبوعاتی امروز خود در پاسخ به پرسشی درباره بازداشت فعالان دانشجویی در برخی از شهرها گفت: اقدام علیه امنیت، تشویش اذهان عمومی، توهین و افترا عنوان‌های اتهامی است که از سوی دادسرا گفته شده است. در رابطه با این افراد بیان شده است. دانشجویان نیز همانند دیگر افراد در رابطه با پرونده‌هایشان تفهیم اتهام شده و قرارهای لازم برای آنان صادر می‌شود و در صورتی که نظر بر مجرمیت آن ها باشد به دادگاه معرفی می‌شوند.
یکی از خبرنگاران پس از این سخنان جمشیدی، از وی مشخصا در مورد اظهارات قاضی حداد در مورد دو عضو در بند شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت سوال کرد که سخنگوی قوه قضاییه با لحن گلایه آمیزی گفت: “آقای حداد همه چیز را گفته اند، من چه بگویم؟!” قاضی حداد چند روز پیش و علیرغم تکذیب اتهام «ارتباط با گروه های خارج از کشور» توسط بازپرس پرونده بار دیگر این اتهام واهی را علیه دو محمد هاشمی و بهاره هدایت تکرار کرد.
عدم دخالت دستگاه قضایی در مسایل انضباطی و انتظامی دانشگاه ها در صورت تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی
سخنگوی قوه‌ی قضاییه در پاسخ به این سوال که آیا توافق صورت گرفته میان وزارت علوم و قوه‌ی قضاییه مبنی بر این‌که تخلفات دانشجویان در کمیته‌ی انضباطی رسیدگی شود و به قوه‌ی قضاییه ارسال نشود درست است؟ گفت: اخیرا بحثی با وزیر علوم و بهداشت داشته ایم مبنی بر این که بر اساس قانون جدید دیوان عدالت اداری مسائل انضباطی دانشگاه ها و مسایل مربوط به اساتید، در صورت تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، در کمیته های انضباطی رسیدگی شود که در صورت تصویب مراجع قضایی در مسائل انضباطی و انتظامی دانشگاه ها دخالتی نخواهند داشت اما جرایم را قوه قضائیه رسیدگی خواهد کرد.
احکام سنگسار متوقف شده، در لایحه مجازات اسلامی مجازات های سنگسار، قطع اعضا و… مطرح نیست
سخنگوی قوه قضائیه در پاسخ به سئوال خبرنگاری در ارتباط با اجرای حکم سنگسار گفت: در مورد صدور حکم سنگسار برای تعدادی از افراد باید گفت در ارتباط با دو نفر این حکم مشمول عفو مقام معظم رهبری قرار گرفته اما مجازات آنان به ۱۰ سال حبس تغییر کرده و در دو مورد دیگر به شلاق تبدیل شده است. موارد دیگری هم تقاضای عفو کرده‌اند که در کمیسیون عفو در دست رسیدگی است اما در هر صورت حکم موقوف الاجراست.
سخنگوی قوه قضاییه در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر این‌که شنیده می‌شود سیاست قوه قضاییه اجرا نشدن مجازات‌هایی از قبیل سنگسار، قطع دست و… است اما عملا در لایحه مجازات اسلامی این موارد پیش بینی شده، گفت: آخرین نسخه لایحه مربوط به مجازات اسلامی که اصلاحات فراوانی بر روی آن انجام شده است، روز گذشته از سوی رییس قوه قضاییه به اعضای کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی داده شد که این مسایل در آن مطرح نیست.
مواد بحث برانگیز لایحه حمایت از خانواده را دولت اضافه کرده که امیدواریم مجلس حذف کند
جمشیدی همچنین در مورد لایحه حمایت از خانواده که اعتراضاتی فراوانی را برانگیخته گفت: لایحه‌ای بسیار خوب در قوه قضاییه تنظیم و از تجمیع قوانین مختلف تشکیل و ارایه شد. حمایت از زن، کیان خانواده و کودکان از نکات برجسته این لایحه است. امیدواریم با تشخیص مجلس مواد ۲۳و ۲۵ لایحه حمایت از خانواده حذف شود. وفاق جامعه حقوقی در مورد این لایحه وجود دارد. عمدتا بحث بر روی دو ماده ۲۳ و ۲۵ این لایحه است که این دو ماده را قوه ارایه نکرد و در دولت اضافه شد که امیدواریم با تشخیص مجلس در صورت ضرورت حذف شود البته اصل لایحه ، جامع ، قوی و متناسب است.
پرونده زهرا بنی یعقوب برای رسیدگی مجدد به دادگستری تهران احاله شد
جمشیدی درارتباط با زهرا بنی یعقوب، دانشجویی که در بازداشتگاه امر به معروف و نهی از منکر همدان کشته شد، گفت: بر اساس نظر دیوان عالی کشور پرونده زهرا بنی یعقوب به دادگستری تهران احاله شده که در حال رسیدگی مجدد است. درخواست اولیای دم واصل شده است و این پرونده مجددا رسیدگی می شود.
یعقوب مهرنهاد محارب، مفسد فی الارض و همکار گروه جندالله عنوان شده است
خبرنگاری درباره‌ی اعدام یعقوب میرنهاد از سخنگوی قوه‌ی قضاییه سوال کرد که وی پاسخ داد: اتهام این فرد محاربه، افساد فی‌الارض، تشکیل یک باند و همکاری با گروه عبدالمالک ریگی عنوان شده است. جمشیدی در پاسخ به سوال خبرنگاری درباره‌ی حمایت بهایی ها از شیرین عبادی گفت: وی خود وکیل است و نیازی به دفاع ندارد.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 ::

تقویم تبعید:

تاثیر درخواست عفو در لغو اعدام

 

یعقوب مهرنهاد اعدام شد ، جرم وی را، عضویت در گروهک ! تروریستی جندالله اعلام نمودند .
حکم اعدام فرزاد کمانگر هم صادر شده ، جرم وی عضویت در گروهک ! تروریستی پ ک ک می باشد .
اولا این چه گروهک هایی هستند که اعضایشان تا این حد برای حکومت " پراقتدار و پر صلابت جمهوری اسلامی " خطرآفرین جلوه می کنند و در ثانی اینها چگونه اعضای تروریستی هستند که سلاحشان ، قلمشان است ؟
طبق اصل 23 قانون اساسی حکومت ولایت فقیه "
تفتيش‏ عقايد ممنوع‏ است‏ و هيچكس‏ را نميتوان‏ به‏ صرف‏ داشتن‏ عقيده‏ اي‏ مورد تعرض‏ و مواخذه‏ قرار دارد. "
نکته جالبی که در قضیه کمانگر به چشم می آید آن است که از وی درخواست شده برای نجات جان خود تقاضای عفو کند ،درخواستی که از سوی کمیسیون عفو زاهدان برای نجات جان مهرنهاد ارائه شد اما مقامات آن را رد نمودند .
اتهام هر دو نفر که از قضا نویسنده و خبرنگار هستند و در دو استان دور از هم فعالیت می کردند ، یکسان است : مفسد فی الارض و محارب !
اگر بخواهیم از زاویه ای دیگر به قضیه نگاه کنیم ، شاید این سوالات به ذهن رسد که به فرض اثبات اتهام ، آیا فردی که مفسد فی الارض است و محارب با خدا ، می تواند از سوی بنده خدا مورد عفو قرار گیرد ؟
مسلما خیر ، اما توصیه دفتر شاهرودی به کمانگر ، برای نجات جانش ، تقاضای عفو بوده !
تنها نتیجه ای که می توان گرفت این است که حکومت متهم را وادار به نوشتن توبه نامه میکند ، پس از آن حکم را جاری می نماید تا هم از شر قلم منتقدین آسوده شود و هم تقاضای عفو را بعنوان سندی در اثبات اتهامات ساختگی ، در معرض دید قرار دهد. در باغ سبزی که موجب فریب فرزاد کمانگر نشد .
از سوی دیگر حکومت با اعدام بی گناهان تلاش می کند تا بنوعی التهاب جامعه ناشی از ترورهای کور گروه های تروریستی را مهار نماید .
و از خون قربانیان برای زدودن لکه بی کفایتی از دامان خود بهره برد.
امثال مهرنهاد و کمانگر بر چوبه دار بسیار دیده ایم ، همین افزایش خشونت کور و ( شکستن آمار عزرائیل در ) جان ستاندن از مردم بی گناه ، نشان از اضمحلال حکومتی دارد که امنیت خود را با هر نظر و رفتاری در خطر نابودی می بیند .
سپر مقدسی را که رژیم بنام مذهب بر تمامی ضعف و خیانتهای خود کشیده ، تنها با قطرات خون جوانان وطن بر زمین خواهد افتاد و ماهیت سران وطن فروش و عرب زده و سفاک رژیم را آشکار می کند .

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 ::

رابطه زيبای فرشی با الياف خيانت و دريوزگی!

سران رژيم آخوندی به سران کشور های 5+1پيام داده بودند که در حال بافتن رابطه زيبائی به مانند فرشی زيبا که دزه ذره بافته میشود، هستند. به به چه رابطه متنوّعی که به مرور زمان قيمتی تر هم می شود! 

يک روز به فرنوش رام دستيار مناشه امير، مجريان راديو اسرائيل گفتم که به محض اينکه رابطه تان با ايران حسنه شود ديگر ما ايرانيان در تبعيد و فراری از جنايات رژيم آخوندی را فراموش خواهيد کرد و دکترين ايجاد دموکراسی در ايران را در کوزه خواهيد گذاشت و آبی هم رويش نوش جان خواهيد کرد. زيرا مشگل شما ها فقط داشتن بمب اتم از طرف ايران است و نه نقض فاحش حقوق بشر و اعمال تروريستی انجام شده  در دنيا که با پيدايش رژيم جنايتکار خمينی و تغذيه گروه های ارتجاعی از طرف رژيم مستقر در تهران شکل گرفته اند. 

اخيرا فرنوش رام در راديو اسرائيل که از گفته های احمدی نژاد به خشم آمده بود و يادش رفته بود که هميشه به ناراضيان ايرانی که به راديو اسرائيل زنگ می زنند و تاکيد می کرد از بکار بردن واژه توهين آميز به سران رژيم خودداری کنند، گفته بود که " احمدی نژاد در دهان مستراحش را باز کرده و فضله انداخته بيرون.. و نمی دانست که روزدوشنبه  21 ژوئيه 2008 افرايم هلوی رئيس سابق موساد، زاده انگلستان،  در مورد رهبران رژيم آخوندی میگويد،" ...عملکرد دستگاه رهبری ايران خردمند و عاقلانه است! ... گويا سعيد جليلي وعده های زيادی داده بود که برای اسرائيل بسيار زيبا جلوه کرده بود... رابطه ای که مثل فرش زيبا بافته شده...!

افرايم هلوی اظهار کرد که " من انتظار نداشتم که دولت ايران آن گذشت هائی را که بايد، انجام دهد... و همچنين گفته بود که ايالات متحّده امريکا کاری را که قبلا نکرده بود، اينبار انجام داد؛ منظورش حضور ويليام برنز در کنار رژيم در ملاقات و نشست سران در ژنو بود. افرايم اضافه کرد که اکنون توپ در زمين ايران است و ايران دو هفته مهلت تصميم گيری دارد تا نشان دهد که جدّی است يا نه. افرايم افزود که سران ايران واقع گرا و عاقل تر از آن هستند که بر خلاف انتظار اسرائيل عمل کنند! و اگر ايران می خواهد که در منطقه نقشی بازی کند بايد با بقيه همبازی شود. افرايم تاکيد کرد که اسرائيل يک عضو سازمان ملل است و يک حضور قوی در منطقه و اگر ايران به امنيت خود در منطقه اهميّت می دهد، بايد در واقع با اسرائيل کنار بيايد و يا احتمالا جام زهر ديگری نوش جان کند. درهمان روز دنباله مصاحبه افرايم هلوی با مناشه امير در نظر سنجی ها با شنوندگان، شخصی به محض اينکه به کتاب "پول خون" *نوشته آری بن مناشه ايرانی زاده، اشاره کرد، مناشه امير زد توی دهانش و نگذاشت که به صحبتش ادامه دهد. 

هرچند که انسانهای مترقّی هم مخالف رژيم قرون وسطائی تا خرخره فاسد آخوندی هستند و هم مخالف داشتن بمب اتم، ولی بايد از دولت اشغالگر فلسطين پرسيد که چه کسی به شما اجازه داده که بمب اتم داشته باشيد و کشور ايران نداشته باشد؟ کدام ملتّّی به شما اجازه داشتن بمب اتم داده که هر غلطی خواستيد بکنيد؟ که با ستلايت افق 5 تا توی اطاقخواب ما مردم هم سرک بکشيد و کنترل کنيد و به حريم شخصی انسانها هم تجاوز کنيد! که البته مغاير با کنوانسيون جهانی حقوق بشر است! راستی چه کسی به شما اجازه داده که صاحب بمب اتمی باشيد؟ 60 سال نکبت و تجاوز و اشغالگری، خونريزی و نا امنی در منطقه خاورميانه و انگيزه دادن به تروريستها برای انتقام گيری به روشی مذبوحانه و جنايتکارانه کافی نيست؟ 

 آيا نمی دانيد که عمل اخير شهروند فلسطينی اسرائيل که دچار جنون آنی شد و با ماشين بولدوزرش به ميان مردم يورش برد با توجّه به اينکه می دانست در دم کشته می شود نتيجه فشار خارج از توان حقارت ها، سختی کشيدن ها و تجاوز آشکار به حقوق حقه اين فلسطينی بود که دنيا به نظرش تيره و تار آمد و انگيزه ای برای زنده ماندن نداشت؟ عمل کرد صهيونيستی شماست که موجب رشد تروريسم ارتجاعی القاعده در منطقه و نتيجتا در جهان شده. برای شما رژيم متعّفن آخوندی بدون بمب اتم ضرری ندارد! يکبار ديگر نشان داديد که نقض فاحش حقوق بشر در ايران کک شما را هم نمی گزد. کميته 300رژيم عقب مانده آخوندی را در دامان ما می گذارد و حتّی هيلاری کلينتون خّط و نشان کشيد که اگر چنين و چنان شود ايران را از صحنه محو می کنند! گور بابای 70 ميليون مردم زجر کشيده ايران! 

در پشت صحنه دستان آلوده به خونتان در دست همديگر است و در جلوی صحنه در برابر مردک خائن خامنه ای، شعار مرگ بر امريکا، مرگ بر اسرائيل و منافقين و کفاّر سر می دهيد. در کتاب پول خون اثر آری بن مناشه پته اين مردم فروشان به آب ريخته شده، ولی وقاحت و شقاوت آخوندی و صهيونيستی حدّ و مرز ندارد.

روز دو شنبه 28 ژوئيه دانی ايالون سفير پيشين اسرائيل در واشنگتن، اظهار کرد که... هر دو کشور اسرائيل و ايالات متحده احترام والائی برای مردم ايران قائل هستند! لابد به همين دليل است که در هفته قبل جورج بوش پشت در های بسته با منوچهر محمدّی و گلی عامری  دو تن از فريب خوردگان دولت بوش در مورد بمباران 1256 نقطه و يا بعبارتی 2500 نقطه ايران به توافق رسيده اند، يعنی به توبره کشيدن خاک ايران! که از منوچهر محمّدی انتظار پاسخگوئی دارم. حزب دمکرات کردستان هم که قبلا به جورج دبليو بوش التماس دعا داشت،  طبق خبر های رسيده به احتمال يقين می خواهد جاده صاف کن ارتش امريکا شود. راستی اين چه جور اپوزيسيونی است که هنوز نمی داند که رژيم خمينی را همين ها بر سر قدرت آوردند.  تعدادی از تلويزيونهای لس آنجلسی هم طفلک ها هنوز تو باغ قديم قدم می زنند و به ارتش که پشم هايش ريخته، التماس می کنند به رهبری رضا پهلوی نجاتشان بدهد. 

 رژيم اشغالگر فلسطين و رژيم قرون وسطائی آخوندی 2 روی يک سکّه اند. مگر ما انسانها جانمان از کاغذ است که به اين راحتی برايمان می برند و می دوزند؟ اپوزيسيون فکسنی عقب افتاده امثال نويد اخگر تحليل گر راديو اسرائيل! هم برای مردم نظر می دهند که چه چيز را باور کنند! لينک هائی را که پوريا از ايران برايم ارسال کرده بخوانيد و ابعاد مغزاپوزيسيون قلابّی هميشه در صحنه را بسنجيد!  http://www.nawidakhgar.com/maghalat/gatnameh%20sazman%20melal%20va%20nafiane%20holokast.htm   

http://www.paris1007.blogfa.com

 شايد با ديدن لينک زير فهم بعضی ها که دهان گشاد و مغز کوچک دارند در مورد زری عرفانی برود بالا!  

http://www.pwoiran.com/calmy-rey.htm

 ميشل پائولی که بعنوان سپر انسانی اهل سوئيس عليه تجاوز نظامی امريکا به عراق رفته بود، از من سئوال کرده بود که در صورت بروز جنگ، چه می کنيد؟ راستش نمی دانستم که چه جوابی بدهم. از يک طرف از رژيم آخوندی متنفّر هستيم و از طرف ديگر ازجنگ هم متنفّريم. نه می توانيم در کنار رژيم قرار بگيريم  و بجنگيم و نه می توانيم موافق حمله نظامی خارجی باشيم حتّی اگرهم به سرنگونی رژيم تاخرخره فاسد آخوندی منجر شود. زيرا اولين قربانيان جنگ مردم بی پناه ايران، منابع ملی و زيرساحتارهای آنها هستند که تا بحال هم توسّط آخوند ها به آنها تجاوز شده است.  

بايد از رژيم اشغالگر و نژاد پرست اسرائيل پرسيد اگر چه عنصر سياسی و انسان مترقّی مخالف بمب اتم هست و -بنده شخصا مخالف وجود ارتش در دنيا هستم-  چه قانونی به دولت اسرائيل اجازه داده که دارای بمب اتم باشد ولی کشور ديگری از داشتن بمب اتم محروم؟ اگر از تمام ملّت ها نظرخواهی کنيد، همه مخالف بمب اتم هستند.رژيم اسرائيل و رژيم قرون وسطائی آخوندی هر دو جنگ طلب و خواهان قدرت در منطقه هستند، هر دو خواهان داشتن بمب اتم، انسانهای مترفّی مخالف هر دو. 

به قرن 21 وارد شده ايم و هنوز روی آسايش را نديده ايم. ای دولتها، مشروعيت تان را از مردم میگيريد، چه کسی اجازه داشتن بمب اتم را به شما داده؟ چرا در راستای خواسته موکّلين خود قدم بر نمی داريد؟ تا کی بايد شاهد رنج و شکنج  و بی خانمانی و سرگردانی هموطنان در ايران و همنوعان در اقصی نقاط گيتی باشيم؟ اين انسان معاصر کی می تواند به صلح و يک زندگی در خور انسانی دست يابد؟ ای خودکامه گان و متجاوزين به حقوق انسانی آيا از تاريخ درس عبرت نمی گيريد؟، يکبار ديگر اعلام می کنم تا وفتی ارتش در کشورها وجود دارد، حمله نظامی و بکار گيری تسليحات نابودی جمعی و تکنولوژی مخّرب ضرورت وجودی آن است. 

 برای اپوزيسيون مانده در گذشته تاکيد می کنم من مخالف ارتش در تمام جهان هستم، زيرا نه تنها يک بودجه نجومی به ارتش اختصاص داده می شود بلکه مردم جهان روی آسايش و آرامش را نخواهند ديد. حضور ارتش برابرست با نظامی گری؛ جنگ و تجاوز نظامی، ويرانی و انهدام انسانيت و کشتارآنها و نابودی دست آورد های آنها.حال چه در ايران باشد يا عراق يا افغانستان يا فلسطين و يا امريکای جنوبی و يا اروپا و هر نقطه ای از دنيا. آرامش، آسايش و صلح و برخورداری از يک زندگی زيبا و پيشرفته حّق مسلّم ماست، حّق ما انسانها در تمام گيتی بدون اگر و امّا.

 تنها ارتشی حّق وجود دارد که نام آن ارتش صلح است و بدون ابزار جنگی عمل می کند و هدفش هم بايد در مرحله نخست انحلال ارتش های کلاسيک در دنيا باشد. ما برای کشتن يکديگر و نابودی منابع انسانی و ملّی و ارضی به دنيا نيامده ايم. بايد به رژيم های فاسد و متجاوز ايران اسرائيل و امريکا و موتلفين گفت بجای بودجه کردن عظيم برای جنگ، بايد اين بودجه را صرف احيا آسايش برای مردم فقير دنيا نمود. هر انسانی جّق حيات و زندگی برابر دارد چه افريقائی باشد، چه امريکائی و چه خاورميانه ای. 

 شرم بر دولت متعّفن قاتل و متجاوز آخوندی که جاويد کمانگر کودک 11 ساله را اراذل و اوباش حکومتیش ربوده و 5 ساعت به او تجاوز کرده اند! شرم بر رژيم اسرائيل که هزاران فلسطينی از جمله کودکان را در زندانها نگهداشته و از حّق زندگی کردن محروم نموده. شرم برامريکای جنگ طلب و متجاوز به اقصی نقاط دنيا. دست از سر مردم ايران برداريد. ننگ ابدی برجنگ طلب ها! 

بايد رژيم خونخواران را بر سرشان خراب کرد و قدرت سياسی غصب شده را از چنگشان در آورد و به انسانهای مترّقی سپرد. 

زری عرفانی

زوريخ اوت 2008

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 ::

دانش‌آموزان استان نفت خیز ایران در آغل درس می‌خوانند

 

 

نماينده مردم شادگان از توابع استان خوزستان در مجلس شوراي اسلامي گفت: کمبود شديد فضاهاي آموزشي در شهرستان شادگان موجب شده برخي دانش آموزان اين شهرستان در آغل گوسفندان ادامه تحصيل دهند.

برنا: نماينده مردم شادگان از توابع استان خوزستان در مجلس شوراي اسلامي گفت: کمبود شديد فضاهاي آموزشي در شادگان موجب شده برخي دانش آموزان اين شهرستان در آغل گوسفندان ادامه تحصيل دهند!

"حجت الاسلام مجيد ناصري نژاد" هشدار داد: وضعيت محروميت در شادگان به حالت بحراني در آمده و اين شهرستان در کسب شاخص‌هاي محروميت استاني و ملي گوي سبقت را از همه شهرهاي محروم استان خوزستان و ساير مناطق کشور ربوده است.

وي گفت: استان خوزستان در خصوص جمعيت بي سوادان در وضعيت بسيار بدي قرار دارد.

نماينده شادگان در خانه ملت با تاکيد دوباره بر فقر شهرستان شادگان، در مورد برخورداري از فضاهاي آموزشي ياد آور شد: مدارس موجود نيز عمدتاً فرسوده و قديمي است به نحوي که در گزارش آموزش و پرورش استان نسبت به خطر فرسودگي ملموس فضاهاي آموزشي شادگان هشدار داده شده است.

وي گفت: اين شهرستان از آب و هواي به شدت گرمي برخوردار است اما متاسفانه هيچگونه امکانات و تجهيزات مناسبي مثل کولر و يا آب سردکن در مدارس وجود ندارد از اين رو دانش آموزان در ايام امتحانات، متحمل فشارهاي روحي و جسمي زيادي مي‌شوند.

ناصري نژاد با اشاره به دستور العمل ساماندهي نيروي انساني در وزارت آموزش و پرورش گفت: در چنين وضعيتي همين جمعيت واجب التعليم که در شرايط ناگواري درس مي خوانند از تحصيل باز مي مانند چرا که مدارس کوچک در روستاهاي دور افتاده را مي خواهند تعطيل کنند.

اين نماينده مجلس در پايان اين گفتگو تصريح کرد: از مسئولان ارشد نظام استدعا مي کنم نسبت به دستورالعمل اخير وزير آموزش و پرورش واکنش نشان دهند، در غير اين صورت شاهد نابساماني هاي گسترده اي در مدارس کشور خواهيم بود.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 ::

آمریکا رژیم ایـران را به ترفند بازی دوباره درامور هسته ای متهم ساخت

 

 

یک روز پیش از آن که مهلت داده شده به حکومت ایران در مورد پاسخ رژیم به بسته مشوقهای پیشنهادی کشورهای 1+5 به پایان برسد، مقامات وزارت خارجه ایالات متحده امروز (شنبه 2 اوت 2008) سران جمهوری اسلامی را به دروغگوئی و ترفند بازی متهم ساختند و فاش کردند که کشورهای عضو جنبش غیرمتعهدها بسیاری از درخواستهای حکومت ایران را در امور اتمی رد کرده اند و آن چه که در بیانیه پایانی کنفرانس تهران در این باره آمده، همه مطالبی نبوده که رژیم ایران برای تائید و تصویب آنها اصرار می ورزیده است.
در بیانیه پایانی که شامگاه روز چهارشنبه (30 ژوئیه 2008) انتشار یافت تاکید گردیده که غنی سازی اورانیوم و دانش اتمی حق همه کشورهای دنیاست. ولی این یک سیاست کلی است که حتی ایالات متحده و همه کشورهای دیگر نیز آن را تائید می کند – اما آن چه که غیرقانونی و ممنوع است این است که کشوری بخواهد اتم را در راه هدفهای نظامی به دست آورد و این دقیقا همان اتهامی است که دنیا علیه رژیم ایران مطرح می کند و به همین علت نیز از آنجا که جمهوری اسلامی به خواست جامعه بین المللی که از ساخت بمب اتمی توسط ایران نگران است بی اعتنائی کرده، ایران هدف سه دور تحریم قرار گرفته و اکنون تحریمهای گسترده تری نیز در راه است.
مقامات آمریکائی که پیش نویسهای قطعنامه صادره در تهران را با یکدیگر مقایسه کردند، بر این امر تاکید می گذارند که در پیش نویسهای تهیه شده توسط حکومت ایران گنجانیده شده بود که باید همه تحریمها علیه رژیم آن کشور باطل شود و شورای امنیت از ادامه رسیدگی به پرونده ایران خودداری کند و این پرونده به آژانس بین المللی انرژی اتمی بازگشت داده شود.
ولی در متن نهائی قطعنامه که به تصویب رسید از این خواسته های حکومت ایران اثری نیست و در واقع، نمایندگان 118 کشور غیر متعهد که در کنفرانس تهران شرکت جستند، این درخواست ایران را رد کرده و تنها یک امر کلی را پذیرفته اند و آن این که هر کشور حق دارد از دانش اتمی برخوردار شود.
این امر کلی مورد قبول و توافق همه کشورها و از جمله ایالات متحده و کشورهای اروپائی نیز قرار دارد و نمی تواند موفقیتی برای حکومت ایران محسوب شود.
اهمیت این افشاگری مقامات آمریکائی در آن است که منوچهر متکی وزیر امور خارجه ایران پریروز (پنجشنبه 31 ژوئیه 2008) ادعا کرد از آن جا که 118 کشور حق ایران را در ادامه برنامه های اتمی پذیرفته اند، بنابراین هرگونه تصمیم گیری که علیه آن در چارچوب مباحثات شورای امنیت صورت گیرد فاقد اعتبار است.
متکی همچنین ادعا کرده و گفته بود از آنجا که 118 کشور این حق ایران را تائید کرده اند، ایران هیچ اجباری ندارد به بسته مشوقهای پیشنهادی 1+5 پاسخ بگوید و آن را بپذیرد و یا رد کند.
متکی همچنین اعلام داشته بود که ایران متقابلا یک بسته پیشنهادی به کشورهای عضو شورای امنیت ارائه کرده که منتظر دریافت پاسخ آن است – و این در حالی که در طرح ارائه شده از جانب ایران، هیچ اشاره مستقیمی به امور اتمی نشده و کمترین ذکری از غنی سازی اورانیوم به عمل نیامده است – و این دقیقا همان مطلبی است که شورای امنیت خود را موظف به رسیدگی به آن می داند و در انتظار پاسخ ایران است.
مقامات آمریکائی که نخواستند نامشان برده شود، به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفتند: تنها نمایندگان ونزوئلا، کوبا و بلاروس که مناسبات بحرانی با ایالات متحده دارند، در سخنرانیهای خود در تهران از لغو تحریمها علیه رژیم ایران دفاع کردند ولی نمایندگان بسیاری کشورهای دیگر با این خواسته حکومت ایران مخالفت ورزیدند.
مقامات آمریکائی نتیجه گرفتند که حکومت ایران در ترفند خود در کنفرانس غیرمتعهدها در تهران، عملا با شکست روبرو شده است.
رسانه های همگانی در ایران به تحریف واقعیات اخبار و گزارشها ادامه می دهند و در خبرهای چند روز اخیر خود به این واقعیت هیچ گونه اشاره ای نکردند.
در بروکسل یک مقام اتحادیه اروپا که نخواست نامش برده شود، در رابطه با ضرب الاجلی که به ایران داده شده گفت: هیچ اصراری نداریم که ایران پاسخ خود را همین امروز (شنبه) ارسال کند و مانعی ندارد که این پاسخ یکی دو روز عقب بیافتد و مثلا روز دوشنبه به ما داده شود. ولی آگاهان سیاسی می گویند که این سخنان نیز سودی ندارد و بعید می نماید که حکومت ایران اصولا مایل به دادن پاسخ صریحی باشد - گرچه اظهارات روز چهارشنبه علی خامنه ای و سخنان روز پنجشنبه احمدی نژاد و اظهارات منوچهر متکی عملا جواب رد به بسته پیشنهادی تلقی می گردد.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ شنبه دوازدهم مرداد 1387 ::

کدام رژیم است که نفس آخر را می کشد؟

 

 

نابخردانی که یاوه سرائی کرده و می گویند "اسرائیل نفس آخر را می کشد" تجاهل می کنند و یا به دنبال اجرای نیات پلید خویش هستند؟
آیا فردی که در تهران زاده شده، مادرش اهل رشت است و پدرش یکی از شخصیت های سرشناس در اصفهان بوده، باید به زودی درباره حمله به تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی ایران، به هدف ویران کردن آنها تصمیم بگیرد؟
امیدواریم که هرگز چنین موردی پیش نیآید- ولی هیچ چیز قابل پیش بینی نیست و همه چیز ممکن است اتفاق بیافتد.
با اعلام کناره گیری اهود اولمرت، شائول موفاز یکی از کاندیداهای جدی جانشینی وی می باشد.
موفاز از چند هفته پش این تصمیم خود را اعلام داشته و اکنون، قاطعانه برای رسیدن به این هدف تلاش می کند.
او در امور امنیتی فرد قاطعی محسوب می شود و در اصطلاح سیاسی «باز» است و نه «کبوتر».
او گفته است که بعید نیست در آینده وضعی پیش آید که دنیا اقدام قاطعی برای خنثی کردن برنامه های اتمی ایران به عمل نیآورد و اسرائیل در این معرکه تنها بماند.
از دیدگاه اسرائیلیان، حکومت ایران ممکن است در ظرف 12 ماه تا 18 ماه آینده بتواند نخستین بمب اتمی خود را تولید کند و باید پیش از آن که دیر شود علیه آن اقدام کرد.
چند سال پیش، هنگامی که موفاز رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل بود، به برنامه «گفتگوی سیاسی هفته» در رادیو اسرائیل دعوت شد- و از او از جمله پرسیده شد: با توجه به آن که زاده ایران است و در اسرائیل زیست می کند، اگر خدای ناکرده جنگی بین دو کشور رخ دهد، او چه خواهد کرد؟
موفاز در پاسخ گفت که او ایران را خیلی دوست دارد و با آن که در سنین کودکی آن کشور را ترک گفته، خود را نسبت به ایران دلبسته می داند. ولی از سوی دیگر او فرمانده کل ارتش اسرائیل است و در این سمت وظیفه دارد همانند یک سرباز، از این خاک و مردمان آن دفاع کند و این وظیفه را با قاطعیت انجام خواهد داد.
موفاز در ادامه سخنان خود افزود: ولی او بیشترین تلاش خود را به کار خواهد گرفت که جنگی بین دو کشور رخ ندهد و اگر خدای ناکرده چنین شود، هیچ آسیبی به شهروندان دو کشور وارد نیآید.
تصور می رود که تا کنون در دنیا چنین وضعی پیش نیآمده که فردی ناچار شود علیه سرزمینی که در آن زاده شده تصمیم بگیرد. ولی به روی کار آمدن جمهوری اسلامی در ایران، بسیاری از معادلات بین المللی را به هم زده است.
این حکومت با زیرپا گذاشتن همه منافع ملی ایران، خود را پاسدار منافع و ارزش های جزیرةالعرب و فلسطینیان می داند و مصالح ملی ایران را خدشه دار می کند و با کشوری مانند اسرائیل که دوست طبیعی و تاریخی ایران است در می افتد و از نابودی آن سخن می گوید.
در ادامه رجز خوانی های سران حکومت کنونی ایران علیه اسرائیل، "مهدی کوچک زاده" نماینده مجلس از تهران، که بی تردید دنیای فکری او نیز باید بسیار کوچک باشد، در سخنانی علیه اسرائیل گفت: «صهیونیست ها آخرین نفس های ذلت بار خود را می کشند». !
باید پرسید که این یاوه گوئی ها به چه دردی می خورد و به کدام یک از منافع ملی و استراتژیک و اقتصادی و اجتماعی ایران خدمت می کند؟
آیا کوچک زاده که با این سخنان کلیشه ای و بی اساس از عمق نابخردی خود و سران رژیم پرده برمی دارد، واقعا تصور می کنند که مردم ایران آنقدر زود باور هستند که این چنین مهملاتی را بپذیرند؟
آیا منظور کوچک زاده از «نفس آخر» آن است که بمب اتمی رژیم ایران علیه اسرائیل در راه است؟
آیا منظورش آن است که اسرائیل در آستانه ورشکستگی اقتصادی و جیره بندی سوخت و کمبود برق و نبود آب قرار دارد؟
آیا منظورش آن است که اسرائیل چنان در انزوای بین المللی قرار گرفته که مهمترین میهمانان آن رابرت موگابه از زیمبابوه ، هوگو چاوس از ونزوئلا و بشار اسد از سوریه هستند- که خودشان از منزوی ترین افراد دنیا به شمار می آیند؟
آیا کوچک زاده کوچک، فراموش کرده است در همین ماههای اخیر چه شخصیت های بلندپایه جهانی از اسرائیل دیدن کردند؟
آیا او بی اطلاع است از این واقعیت که اقتصاد اسرائیل امروز به شکوفاترین مرحله خود رسیده و این در حالی که رژیم ایران با وجود 80 میلیارد درآمد نفت، به دریوزگی افتاده است؟
آیا او نمی داند که درامد سرانه در اسرائیل چندین برابر ایران است و با جمع درآمد سرانه همه کشورهای عرب همسایه ایران برابری می کند؟
از کوچک زاده و کوچک های دیگری در ایران که این چنین می اندیشند و این چنین می گویند و خود را در ردیف "ابوالجهل" قرار می دهند، پس از ذکر این واقعیات باید پرسید: کدام رژیم است که نفس آخر را می کشد؟

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ شنبه دوازدهم مرداد 1387 ::

دماغ للـه !

 

 

خیراندیش :غوغای عظیمی به‌راه افتاده است در دفاع از حیثیت رئیس جمهور منصوب رهبر و محبوب ملت و نقد کسانی که یک چنین اسطوره کمال و جمالی را سوژۀ فکاهیات قرار داده‌اند.روزنامه ایران، وابسته به وزارت ارشاد اسلامی، زیر عنوان «اشتباهات استراتژیک مخالفان دولت» می‌پرسد:

«آیا دور شدن از فضای نقد منطقی و اتخاذ سناریوی استهزاء و تمسخر هرآنچه دولت و مسؤول آن انجام می‌دهد علت خاصی دارد؟» و در پاسخ، این نوع برخورد را ناشی از اشتباه تاکتیکی و استراتژیک مخالفان قلمداد می‌کند:

«جریانات معاند دچار یک اشتباه استراتژیک و یک اشتباه تاکتیکی شده‌اند و آن استهزای اعتقادات رئیس دولت نهم است... محمود احمدی‌نژاد به‌خاطر توحید عملی و اعتقاد به حضور نقش ربوبیت خدا در کنار نقش خالقیت و نیز اعتقاد به وجود واسطه فیض خداوندی، یعنی حضرت صاحب‌العصر و الزمان و اعتقاد به سلوک معصومین (علیهم‌السلام) که در صداقت و شجاعت و خلوص و تدبیر تجلی می‌یابد قلوب مردم را همراه خود ساخته است. اکثر رسانه‌ها، احزاب، سیاستمداران، صاحبان قدرت اقتصادی و حتی ایادی نظام سلطه سرمایه‌داری آمریکا و غرب در داخل، اراده کردند که او رأی نیاورد، و آورد. هم اکنون هم که فضای سنگین تمسخر و استهزاء و تحقیر اعتقادات دولت نهم به‌عنوان تاکتیکی در دستور کار قرار گرفته قطعاً راه به جایی نخواهد برد و تحقیقاً خشم اکثریت بندگان خدا را در پی خواهد داشت...»

دل سنگ کباب می‌شود برای پرزیدنت معصوم مظلوم. آدم به این نازی و نازنینی که از هر طرف هدف تیرهای طعنه و تمسخر قرار گرفته است.اما خوب، «دماغ للـه» هم در این میان بی‌تقصیر نیست.میرزا عبدالله‌خان مستوفی در خاطراتش از عهد سلطنت خاقان مغفور می‌نویسد:

«فتحعلی شاه، خواه برای تفریح و تفنن و خواه برای رام کردن رؤسای قبایل و بزرگان ایران، زن زیاد می‌گرفت و اولاد مختلف زیاد داشت... تا پسرها بچه بودند زیر دست للـه تربیت می‌شدند ولی چون عدۀ آنها در هر دوره‌ای زیاد بود چندین پسر را یک للـه اداره می‌کرده است.برای این که بچه‌ها شاهزادگی به‌خرج ندهند و از امر و نهی للـه سرپیچی نکنند یکی دو نفر از پسرهای بزرگتر را هم بر آنها می‌گماردند.می‌گویند وقتی للـۀ یکی از این دسته شاهزاده‌ها اتفاقاً مرد ملایم کم سطوتی بوده و در عوض بینی بسیار بزرگی داشته است.

روزی بچه‌ها گوجه‌ می‌خوردند. یکی از آنها دماغ للـه را نشانه قرار داد و هستۀ گوجه را به بینی او زد. باقی هم به او تأسی کردند. تیراندازها به‌قدری بودند که اگر تیرها هم به نشانه اصابت می‌کرد کافی بود که دماغ للـه دو سه‌برابر آنچه بود بشود.للـه به شاه شکایت کرد. شاه بزرگتر بچه‌ها را احضار نمود و با پرخاش گفت این چه بازی است که بر سر للـه درآورده‌اید؟! شاهزاده عرض کرد قربان، به بچه نمی‌توان گفت گوجه نخورد و هستۀ آن را به‌دور نیندازد. باید به للـه گفت که بینی تو چرا به‌قدری بزرگ است که از هر طرف بچه‌ها هسته پرت کنند به دماغ تو می‌خورد»!

مقام معظم رهبری باید فکری برای دماغ للـه بفرمایند تا مشکل حل شود.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ شنبه دوازدهم مرداد 1387 ::

نبض پر تپش سرخ انقلاب

 

با در نظر گرفتن ماهیت نظام سرمایه داری و نیروهای پشتیبان این سلطه در می یابیم که تمام شعارها و تبلیغات  رسانه ای و غیر رسانه ای از قبیل تلویزیون، اینترنت، پوسترهای تبلیغاتی در جهت رشد این جریان  می باشد. وقتی شعاری به صورت کلی و مجرد بیان می شود و از آن به عنوان حمایت از سیاستهای ما و دوری از آنها است باید دریابیم که در درون این شعارهای مجرد و کلی چه چیزی نهفته است و با رخنه در درون توده و به دست گیری جریانات اعتراضی مردم از انحراف آنها به سوی سیاستهای از پیش تعیین شده برای سر نوشت مردم بی خبر جلو گیری شود. تا یک جریان راست به اصطلاح اپوزسیون به خود اجازه ندهد مردم را طوری صف آرایی کند که شعار یکه آن حمایت از نیروهای انتظامی و نظامی ای باشد  که هر روزه به صورت نیروهای ارشاد و امربه معروف ونهی از منکر و باج گیران بر سر راه مردم سبز شوند.در راستای همین حرکتهای اعتراضی در مشهد دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب مشهد به همراه مردم برای حمایت از حقوق از دست رفته آنها و اعتراض به تورم سرسام آور و مشکلات اقتصادی که گریبانگیر طبقه زحمتکش و قشر سرکوب گشته ایران است، در تجمع اعتراضی هفتم تیرشرکت جستند که با هجمه ی سنگین سرکوب مواجه شدند که طی این تجمع سه تن از فعالان  دانشجویی بازداشت گشته اند. و تنها فریاد آنها این بوده که به ضرب شلاق و زندان نباید مردم را وادار به سکوت در برابر وضع موجود و پشتیبانی از ارتجاع نمود. جنبش مستقل دانشجویی ایران که با به خروش در آمدن دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در سر تاسر ایران جانی تازه و دوباره گرفته است و به دنبال اعتراضات گسترده ای که در سالهای اخیر نموده است  تنها جنبشی بوده است که بیشترین موج سرکوب و شکنجه را از حاکمیت سرمایه  متحمل شده است و نکته ی پیروزمندانه  که نیروهای سرکوب از درک آن عاجزند،این است که با بازداشت و خفقان نخواهد توانست از پیشروی بشریت به سوی دنیای آزاد و برابر جلوگیری کنند بلکه جریان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب هر چه مقاوم تر و مصمم تر در رسیدن به هدف خود پیش خواهد رفت. حاکمیت با سیر تاریخی که در پرونده ی خود از سرکوب و بازداشت دارد و کارنامه ای از قلع و قمع کردن جنبشهای آزادی بخش برای خود دست و پا کرده است  به مشکلی لاینحل در مواجه با جنبش دانشجویان آزادی خواه وبرابری طلب برخورده است که از هیچ امر وقیح و غیر انسانی برای سرکوب  این جنبش چشم پوشی نمی کند. در این جا وظیفه ی ما به عنوان نیروهای مترقی  این است که از رفقای  بازداشتی خود  وسایر معترضین در بند حمایت نموده و تا آزادی آنها از هیچ تلاشی فرو گذار نکنیم.تا دیگر حاکمیت خشک سرمایه به خود اجازه ندهد با شعارهای پوچالی همچون((دفاع از منافع ملی و جلوگیری از تشویش اذهان عمومی)) و چندین انگ بی معنی دیگر اقدام به تصمیم گیری برای سرنوشت قشر زحمتکش و روشنفکر ایران بکند.

 به تو ای به ظاهر مسلط

ما نبض پر تپش  سرخ انقلابیم

از تبار روزهای مشقت باریم

ما تا خون در بدن داریم فریاد بر می آریم

زنده باد آزادی بر قرار باد برابری

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ پنجشنبه دهم مرداد 1387 ::

اعدام 30 نفر در تهران ، اولین تیک عصبی رژیم ، ناشی از استشمام بوی زهر

 

چند روزی تا پایان اولتیماتوم 1 + 5 نمانده و حکومت دینی مجبور است تا چند روز آینده به خواست جامعه جهانی تن در دهد . با توجه به مشکلات و مسائل شدیدی که رژیم در عرصه جهانی با آن روبه روست ، اعدام همزمان و دسته جمعی ده ها نفر در تهران چه معنا ایی میتواند داشته باشد ؟؟

در گذشته همیشه شاهد بوده ایم که رژیم هر گاه که قصد سازش در خارج را داشته است هم زمان سرکوب در داخل را نیز افزایش داده است . به یاد داریم هنگامی که رژیم قطنامه 598 را پذیرفت و جام زهر را سرکشید در همان زمان رژیم ده ها هزار نفر از مبارزین در داخل ایران را نیز قتل عام کرد و شهریور خونین سال 68 رقم خورد .

از آنجا که اعمال و رفتار حکومت دینی ایران بر هیچ منطق و عقلی استوار نبوده ونهاد تصمیم گیری مشخص و واحدی در ایران وجود ندارد ، پیش بینی و تحلیل تصمیم های رژیم هم مشکل است . در طول این سی سال سلطه سیاه رژیم اسلامی بر ایران هیچگاه تصمیمات کلیدی رژیم بر اساس یک روند دنباله دار و عقلانی نبوده و همیشه جنبه انفجاری وغیر منطقی داشته است اما با توجه به رویکرد " سرکوب در داخل – سازش با خارج " میتوان نتیجه گرفت که قصد رژیم برای قبول بسته پیشنهادی غرب واقعی تر به نظر میرسد .

رژیم اسلامی چون نمیتواند در خارج عرض اندام کند و مجبور شده در برابر خواسته های جهان آزاد زانو بزند ، خشم و کینه خود را متوجه مردم داخل کرده است . بسته پیشنهادی غرب برای حاکمان اسلامی چیزی نیست جز جام زهری که سرگیجه ناشی از استشمام بوی این زهر باعث شده حاکمان دینی ایران خود را به در و دیوار جامعه بکوبند و روشن است که در این میان عده ایی را نیز نابود کنند .

اگر رژیم اسلامی در داخل ایران از حمایت مردم برخوردار بود خارجی ها هرگز نمیتوانستند اینچنین از موضع قدرت، جمهوری اسلامی را وادار به پذیرش بی چون و چرا نمایند وخواسته های خود را بر رژیم دیکته کنند . تسلیم شدن رژیم در برابر غرب در درجه اول معلول فشارهایی است که از ناحیه ملت ایران و مبارزین در داخل کشور بر رژیم وارد میشود و بدیهی است که مبارزین و مردم ایران اولین قربانیان انتقام و اقدامات تلافی جویانه رژیم باشند .

تصور رژیم این است که به علت نیاز به زمان و خریدن وقت برای تکمیل پروژه های اتمی به طور مقطعی و محدود جامعه جهانی را درگیر مذاکرات نماید تا بتواند با تازه کردن نفس ونیز اختفاء طرح هایش مجددا افزون خواهی های خود را دنبال کند ، این تصور البته باطل و مردود است چرا که در صورت نیاز غربی ها و حتی اسرائیل به تنهایی هم میتواند قبل از بسته شدن آخرین پیچ و مهره از کل تاسیسات هسته ایی ایران وحتی دقایقی مانده به بهربرداری پروژه های اتمی رژیم ، آنها را به تلی از خاک تبدیل کند .

اجرا شدن قطنامه های قبلی و نمایان شدن تاثیرات تحریم ها ، رژیم را خسته و وادار نموده است که به پای میزی بیاید که اگر به جای " مذاکره " ، آن را " محاکمه " بنامیم بهتر است چرا که بر سر این میز ، غربی ها حکم کردند و رژیم ایران مجبور و محکوم به اجرای آن است .

حضور یک نماینده ارشد آمریکا در مذاکرات ژنو ضمن نشان دادن جدی بودن غرب و آمریکا در برخورد با توسعه طلبی های اتمی جمهوری اسلامی ، بر افکار عمومی جهان نیز تاثیر مثبت نهاد ، اکنون همه میدانند که بر خلاف تصور قبلی ، این جمهوری اسلامی است که خواستار روشن کردن شعله جنگی دیگر در منطقه است و آمریکا و غرب قبل از آنکه به حمله نظامی توجه داشته باشند به پیش برد مذاکرات و حل مساله از طریق دیپلماتیک امیدوارند .

سوی دیگر قضیه این است که رژیم تسلیم جامعه جهانی نشود و در برابر احکام غرب زانو نزند . در این صورت با توجه به ماهیت ایدئولوژیکی رژیم ، کمی پیروزمندانه به نظر خواهد آمد و دست کم رژیم میتواند در بین هواداران خود گردنش را راست نگه دارد و کمتر سرافکنده شود ولی این پیروزی مستلزم آن است که رژیم فشارهای اقتصادی و بین اللملی بیشتری را پذیرا باشد . سرپیچی رژیم از پذیرش خواسته های جهانی تصویب قطنامه های بعدی را در پی خواهد داشت و پس از خروج توتال و شرکت های اقتصادی دیگر، در مرحله بعدی احتمالا سفیران اروپایی نیز ایران را ترک خواهند کرد و رژیم بیش از پیش منزوی خواهد شد .

در حال حاضرنبض حیثیت رژیم تهران در قلب ساعت شنی ایی می طپد که به جای شن مملو از زهر است . این ساعت را به هر طرف که بگردانیم نتیجه اش یکسان است و جز ریخته شدن زهر در کام حکومت دینی نتیجه دیگری نخواهد داشت .

اگر زمان به سمت تسلیم شدن و گردن نهادن رژیم به خواسته های جهانی پیش رود و درخواستهای جهانی توسط حاکمان دینی پذیرفته شود ، " ام القراء جهان اسلام " ( البته به خیال خودش ) بی آبرو خواهد شد و آخرین حد ضعف و درماندگی رژیم در انظار جهانی به نمایش در خواهد آمد و در آن هنگام امیدهای مستضعفین جهان ! هم نا امید خواهد شد .

اگر زمان به سمت سرپیچی رژیم پیش برود و رژیم تسلیم نشود باز نتیجه همان است . جهموری اسلامی چند صباحی بیشتر همچنان ام القراء جهان اسلام باقی خواهد ماند !! اما فشارهای داخلی و جهانی آنچنان افزایش خواهد یافت که رژیم را زجر کش خواهد کرد .

تمایل رژیم به مذاکره با غرب و بویژه با ایالات متحده این برداشت را تقویت نموده که رژیم در وهله اول خواهان بی حیثیت شدن است و تمایلی به مردن با درد و زجر ندارد . در هر حالت فرجام کار نابودی رژیم خواهد بود . در صورت تسلیم شدن نابودی همراه با بی حیثیت شدن است و در صورت تسلیم نشدن نابودی همراه با درد و رنج خواهد بود.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ چهارشنبه نهم مرداد 1387 ::

کی بود؟ ... کی بود؟... من نبودم !

 

 

صفار: سازنده اعدام فرعون شبكه الجزيره بود.
محمدحسين صفار هرندي با ادعای اینکه فيلم اعدام فرعون‌ ايراني نيست، گفت: من اين را شنيده‌ام و سازنده اصلي اين فيلم الجزيره بوده، اما يك گروه غيردولتي هم از آن حمايت كرده است!.

فارس: وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: من شنيده‌ام كه سازنده اصلي فيلم اعدام فرعون‌، شبكه الجزيره بوده، اما يك گروه غيردولتي هم از آن حمايت كرده است.

محمدحسين صفار هرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي كه براي پاسخ به سئوال الياس نادران در خصوص توقيف فارس در مجلس حضور يافته بود، پس از پايان جلسه مجلس در جمع خبرنگاران در پاسخ به سئوالي مبني بر اينكه شنيده شده فيلم اعدام فرعون‌ ايراني نيست، گفت: من اين را شنيده‌ام و سازنده اصلي اين فيلم الجزيره بوده، اما يك گروه غيردولتي هم از آن حمايت كرده است.

وي در پاسخ به اينكه آيا فيلم مذكور مجوز وزارت ارشاد داشته است، گفت: اين فيلم يك فيلم رسمي نبود تا مجوز بگيرد!.

وزير ارشاد در پاسخ به اين سئوال كه آيا روزنامه همشهري عصر توقيف شده است، گفت: ما اصلا روزنامه همشهري عصر نداريم، يك روزنامه داريم كه اسم آن همشهري است و ممكن است در چاپ‌هاي مختلف بيرون آيد و اين امر دست خود روزنامه است.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ سه شنبه هشتم مرداد 1387 ::

«اعدامی ها، نسل دست پرورده جمهوری اسلامی هستند»

 

 

«اين ها نسل پرورده جمهوری اسلامی هستند که در محيط اين حاکميت و اين سيستم و اين قوانين بار آمده اند. اگر يک بررسی دقيق انجام دهيم، متوجه می شويم که جرم و جنايت از نه تنها از بين نرفته بلکه تشديد شده و گسترش پيدا کرده و اصلا يک شکل تازه ای پيدا کرده که قبلا وجود نداشته است.»
------

اجرای حکم اعدام ۲۹ نفر در زندان اوين در روز پنجم مرداد، واکنش های مختلفی را در ميان صاحبنظران اين امر برانگيخته است.

در شامگاه روز اجرای اين احکام ، شبکه اول تلويزيون جمهوری اسلامی نيز با پخش تصاوير لحظاتی پيش از اعدام اين افراد و همچنين نظر موافق شهروندان ايرانی نسبت به اين اعدام ها را پخش کرد.

در همين رابطه ناصر زرافشان، حقوقدان، در گفت و گو با رادیو فردا از دلايل اجرای احکام به اين شکل و تاثيرات آن بر جامعه ايران می گوید.

رادیو فردا: آقای زرافشان به نظر شما اين اعدام ها چه تاثيری بر جامعه می گذارد و آيا اين راه کم کردن ارتکاب جرم در جامعه است؟

ناصر زرافشان: من گاهی در برابر اين سوال خام توسط برخی قرار می گيرم که می پرسند يعنی ما کسی را که سه نفر را با قصاوت به قتل رسانده را نبايد اعدام کنيم ؟ يا اينکه می پرسند کسی را که دهها کيلو هرويين وارد کرده و کلی جوان مردم را تباه کرده نبايد اعدام کرد؟

در اين سوالات تمام توجه نسبت به سرنوشت آن شخص است که وی را بايد اعدام کرد يا بايد در زندان نگه داشت. در صورتي که مسئله اصلی سرنوشت يک فرد نيست. موضوع اين است که آيا ما با اين کار می توانيم جرم و جنايت را از بين ببريم يا خير؟ يا حداقل موجبات اين را فراهم کنيم که دامنه آن کمتر شود؟ ما اگر ميانگين سنی اين افراد را در نظر بگيريم، متوجه می شويم که زير سی سال است.

اين بدين معنی است که اين ها نسل پرورده جمهوری اسلامی هستند که در محيط اين حاکميت و اين سيستم و اين قوانين بار آمده اند. اگر يک بررسی دقيق انجام دهيم، متوجه می شويم که جرم و جنايت از نه تنها از بين نرفته بلکه تشديد شده و گسترش پيدا کرده و اصلا يک شکل تازه ای پيدا کرده که قبلا وجود نداشته است.

تلویزیون دولتی ایران در بخش های خبری خود تصاويری را از اين اعدامی ها پخش کرد که با مصاحبه هايی با افراد موافق اين اعدام ها همراه بود. گروهی نيز می گويند که مردم با اين نوع از مجازات موافقند. به نظر شما تاثير يک چنين برنامه هايی بر جامعه چيست؟

اولا اين قبيل گزارش ها دست چين شده و گزينشی است. بعد هم اينکه وقتی نظر يک انسان معمولی را درباره اين موضوع می پرسند، وی فکر می کند که آنچه مد نظر مصاحبه کننده است را بايد بگويد. و اينکه مردم می ترسند که نظر انتقادی نسبت به موضوع را بيان کنند. به نظر من اينها شوخی است.

ما اگر بخواهيم جدی با اين موضوع برخورد کنيم، اين نوع نمايش ها قبح قضيه را از بين می برد. در يک مقطعی خود قوه قضاييه متوجه اين مطلب شد و سال گذشته اجرای حکم اعدام در ملا عام را ممنوع اعلام کرد. چرا که به اين نتيجه رسيدند قبح قضيه را از بين می برد. حال، پخش اين تصاوير در تلويزيون به عنوان يک رسانه جمعی همان تاثيری را دارد که اعدام در ملا عام داشت. اگر آنجا به اين نتيجه رسيدند که نبايد اين کار در انظار عمومی انجام شود نمی بايست اين تصاوير هم از تلويزيون پخش می شد.

آن کسانی هم که نظر موافق می دهند، کسانی هستند که به شدت ناراحتند که اين متهم آدم کشته است. همه ما از شنيدن يک قتل فجيع ناراحت می شويم. از اشاعه مواد مخدر همه ناراحتند. اما بحث سرنوشت اين شخص نيست. بحث خود پديده است و اينکه چه بايد کرد که اين پديده از بين برود يا محدود شود.

شما به عنوان کسی که خود مدتی را در زندان سپری کرديد، فکر می کنید اين موضوع چه تاثيری می تواند بر زندانيان داشته باشد؟

رسيدن اين گونه خبرها بر زندانيان تاثيری دو گانه می گذارد. يک اکثريتی ضربه روحی شديدی می خورند و آنچنان فضای سياهی را ايجاد می کند که من قادر نيستم در يک زمان کوتاه آن را توصيف و آن حس را ايجاد کنم.

در مورد يک اقليتی از کسانی که حرفه ای هستند، آن ها را جری تر می کند، بدترشان می کند و وقتی که پای آنها به بيرون از زندان برسد، آن وقت اين چيزهای فروخورده و آن ترس ها و آن فضايی که اين گونه مسايل برايشان ايجاد کرده، تبديل به يک نيروی منفی می شود که آن وقت واويلاست!

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ سه شنبه هشتم مرداد 1387 ::

جنایت با جعل عناوينی مانند اراذل و اوباش توسط مقام های قضايی جمهوری اسلامی

 

 

کانون مدافعان حقوق بشر با ابراز نگرانی عميق از جعل عناوينی مانند اراذل و اوباش توسط مقام های قضايی جمهوری اسلامی ايران، نظر به اصل قانونی بودن جرم و مجازات و فقدان عنوان فوق در مسائل کيفری گفته است:« متأسفانه در سال های اخير در ايران تعدادی بطور دسته جمعی اعدام شدند. اين امر تا آنـــجا پيش رفته که مع الاصف ، ايران از لحاظ تعداد اعدام شدگان در جهان رتبه دوم را دارا است.»

---------
كانون مدافعان حقوق بشر با صدور اطلاعیه‌ای به اعدام 29 نفر در زندان اوین واكنش نشان داد. متن اطلاعیه به شرح زیر است:

هموطنان عزیز
بنا بر اخبار نشر شده در تاریخ 6/5/1387 ، 29 نفر در زندان اوین به دار آویخته شدند . برابر اظهارات مسئولین قوه قضائیه ، قتل عمد ، تجاوز ، سرقت مسلحانه و... تحت عنوان اراذل و اوباش از اتهامات مطروحه بوده است . کانون مدافعان حقوق بشر
اولا" : از جعل عناوینی مانند اراذل و اوباش نظر به اصل قانونی بودن جرم و مجازات و فقدان عنوان فوق در مسائل کیفری اعلام نگرانی عمیق می نماید . متأسفانه در سالهای اخیر در ایران تعدادی بطور دسته جمعی اعدام گردیدنــد ، این امر تا آنـــجا پیش رفته که مع الاصف ، ایران از لحاظ تعداد اعدام شدگان در جهان رتبه دوم را دارا می باشد .
ثانیا" : صرفنظر از ماهیت اعمال ارتکابی ، نحوه دستگیری و محاکمه ، مرجع صالح و مراحل دادرسی و حق داشتن وکیل ، از جمله حقوق مسلم متهمین بوده که هیچ مقامی حق سلب آن از متهمین را نداشته و در صورت وقوع ، متخلف قابل تعقیب خواهد بود . به نظر می رسد اعدام شدگان از سیستم دادرسی منصفانه بی بهره بوده اند .
کانون مدافعان حقوق بشر بنا بر اهداف خود در دفاع از حقوق بنیادین انسانی با نوع مجازات اعدام مخالف بوده و معتقد است به تبعیت از سازمان ملل متحد ، اعدام باید از فهرست مجازات تمامی کشورها حذف گردد، زیرا اعمال مجازات اعدام هیچ تأثیری در کاهش جرم نداشته ، بلکه در دراز مدت موجب تشدید مجازات خواهد گردید .

کانون مدافعان حقوق بشر



7/5/1387


----------
رادیو فردا:کانون مدافعان حقوق بشر به رهبری شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، روز دوشنبه، هفتم مرداد، با انتشار اطلاعيه ای در واکنش به اعدام ۲۹ نفر در زندان اوين، بار ديگر، بر مخالفت خود با مجازات اعدام در ايران تاکيد کرد و گفت که اعدام هيچ تأثيری در کاهش جرم ندارد.

سعيد مرتضوی، دادستان عمومی و انقلاب تهران، روز يکشنبه چهارم مرداد، اعلام کرد که اين گروه، که از آنان به عنوان اراذل، اوباش و قاچاقچيان مواد مخدر نام برد، اعدام شده اند.

وی درگفت و گو با خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ايرنا، گفت:« تعدادی از اعدام شدگان، جرايمی چون تجاوز به عنف، قتل همراه با آزار و شکنجه، سرقت های مسلحانه و مشارکت در باندهای قاچاق مواد مخدر مرتکب شده بودند.»

در اطلاعيه اين نهاد مدافع حقوق بشر در ايران، با اشاره به اعدام ۲۹ نفر در زندان اوين تهران، در روز يکشنبه، آمده است:« برابر اظهارات مسئولين قوه قضائيه، قتل عمد، تجاوز، سرقت مسلحانه و ... تحت عنوان اراذل و اوباش، از اتهامات مطروحه برای اين ۲۹ نفر بوده است.»

کانون مدافعان حقوق بشر با ابراز نگرانی عميق از جعل عناوينی مانند اراذل و اوباش توسط مقام های قضايی جمهوری اسلامی ايران، نظر به اصل قانونی بودن جرم و مجازات و فقدان عنوان فوق در مسائل کيفری گفته است:« متأسفانه در سال های اخير در ايران تعدادی بطور دسته جمعی اعدام شدند. اين امر تا آنـــجا پيش رفته که مع الاصف ، ايران از لحاظ تعداد اعدام شدگان در جهان رتبه دوم را دارا است.»

بر اساس اطلاعيه اين نهاد غير دولتی، « صرف نظر از ماهيت اعمال ارتکابی، نحوه بازداشت و محاکمه، مرجع صالح و مراحل دادرسی و حق داشتن وکيل ، از جمله حقوق مسلم متهمين بوده که هيچ مقامی حق سلب آن از متهمين را نداشته است و در صورت وقوع، متخلف قابل تعقيب خواهد بود.»

اين در شرايطی است که به گفته کانون مدافعان حقوق بشر، « به نظر می رسد اعدام شدگان از سيستم دادرسی منصفانه بی بهره بوده اند.»

در همين زمينه، سعيد مرتضوی در گفت و گو با ايرنا گفته است:« محکومان با ارتکاب به اين جرايم موجب سلب آسايش و امنيت عمومی شهروندان شدند و پرونده اين افراد با طی مراحل تشريفات قانونی و مراحل متعدد دادرسی و قطعيت احکام صادره از سوی ديوان عالی کشور به دار مجازات آويخته شدند.»

با اين همه، وی جزيياتی درباره اين تشريفت قانونی و مراحل متعدد دادرسی ذکر نکرد.

در عین حال، در گزارش رسانه ها و يا اطلاعيه دادستانی تهران نيز اشاره ای به اين موضوع که متهمان از حق انتخاب وکيل برخوردار بوده اند و يا دفاعيه ای داشته اند يا خير، نشده است.

کانون مدافعان حقوق بشر با ابراز مخالفت خود با مجازات اعدام مخالف اعلام کرد که اعتقاد دارد به تبعيت از سازمان ملل متحد، اعدام بايد از فهرست مجازات تمامی کشورها حذف شود، زيرا اعمال مجازات اعدام نه تنها هيچ تأثيری در کاهش جرم ندارد، بلکه در دراز مدت موجب تشديد آن خواهد شد.

اين بخش از اطلاعيه اين نهاد مدافع حقوق بشر، می تواند پاسخی به اظهارات دادستان عمومی و انقلاب تهران باشد که گفته است:« اعدام اين محکومان، در ادامه اجرای طرح ارتقای امنيت اجتماعی و مبارزه بی امان با سوداگران مرگ و مواد مخدر صورت گرفت.»

سعيد مرتضوی ابراز اميدواری کرده بود:« با همکاری شهروندان و با اجرای کامل طرح امنيت اجتماعی، امسال شهر تهران برای سوداگران مرگ ، قاچاقچيان مواد مخدر ، اراذل و اوباش و متجاوزان به نواميس مردم نا امن ترين شهر دنيا شود.»

احکام جديد اعدام پس ازآن اجرا شده اند که اتحاديه اروپا جمعه گذشته در بيانيه ای اجرای مجازات اعدام در ايران را محکوم کرده و خواستار توقف بی درنگ اجرای اعدام شده بود.

سازمان های مدافع حقوق بشر مانند سازمان عفو بين الملل نيز بارها اجرای مجازات اعدام در ايران را محکوم کرده اند.

در سپتامبر سال ۲۰۰۷، مجمع عمومی سازمان ملل متحد با اکثريت آراء قطعنامه ای را تصويب کرد که بر اساس آن مجازات اعدام بايد برچيده شود. اين در حالی است که در ايران همچنان مجازات اعدام اجرا می شود.

سازمان عفو بين الملل نيز اعلام کرده است که طی سال گذشته ايران با ۳۱۷ اعدام در اين سال، رتبه دوم را در اين زمينه دارد.

به گزارش عفو بين الملل، تعداد اعدام ها در ايران، در سال پيش از آن ۱۷۷ نفر بوده که در سال ۲۰۰۷ به ۳۱۷ نفر افزايش يافته است.

سياست اعدام در جمهوری اسلامی همواره مورد انتقاد گروه های حقوق بشری در جهان بوده است.


خبر در همین مورد در لینک زیر


https://iranbbb.org/27642.htm

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ دوشنبه هفتم مرداد 1387 ::

باید مشخص شود امام زمان از کجا ظهورمی کند؟

 

 

جشنواره بین المللی در تهران امام زمان از کجا ظهورمی کند؟
نهاد نوظهور احضار امام زمان که جنب ریاست جمهوری تشکیل شده، بزودی کنگره جهانی ظهور امام زمان را در تهران برگزار می کند. ظاهرا چون معلوم نیست امام زمان در کدام نقطه جهان ظهور خواهد کرد و احمدی نژاد و مصباح یزدی مطمئن نیستند ایشان از چاه جمکران بیرون خواهد آمد یا از برج ایفل در فرانسه، قرار شده نخستین "جشنواره بین المللی آخرین منجی" برگزار شود و از سراسر جهان عده ای بیایند و به خرج دولت در هتل های ایران چند روزی بخورند و بخوابند و مسئله ظهور را بررسی کنند.

به گزارش خبرگزاری جنب چاه های دو قلو شده جمکران، یعنی خبرگزاری "فارس"، معاون پژوهشی مرکز تخصصی مهدویت آماده سازی جامعه به سوی پذیرش آخرین منجی بشریت را از جمله وظایف نهادهای متولی مهدویت و جشنواره بین المللی آخرین منجی اعلام کرد. او اضافه کرد که «جشنواره بین المللی آخرین منجی نباید تنها هدفش برگزاری یک برنامه مختصر و دوره ای باشد، بلکه باید با برنامه ریزی و تعیین اهداف کوتاه مدت و بلند مدت جامعه را آماده ظهور حضرت حجت(عج( کند.»

اهل مهدویت اعضای همان انجمن حجتبه معروف اند که حالا به مرکز پژوهش های مصباح یزدی تغییر نام داده است. از آنجا که شعار اهل مهدویت رسیدن جامعه به اوج ویرانی و نابودی است تا امام برای آباد کردن آن ظهور کند، ظاهرا تلاش دولت احمدی نژاد در همین جهت باید باشد. فقط معلوم نیست، چرا همزمان با گسترش فقر و فلاکت ملی، آنقدر به حجاب خانم ها گیر می دهند، در حالیکه اگر این یکی را هم بگذارد به بی حجابی مطلق بیانجامد شاید ظهور امام جلو بیفتد. این هم یک توصیه‌ای بود برای کنگره بین المللی ظهور امام زمان، که اگر در اجرای آن غفلت شود، ممکن است امام بجای ظهور در جاده قم و حرکت در اتوبان ویژه به سمت تهران، یکباره در خیابان شانزه لیزه ظهور کند که بی حجابی غوغا می کند.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ دوشنبه هفتم مرداد 1387 ::

چه چیزی در تهران منفجر شد؟

 

 

نیروهای امنیتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره "رویدادهایی سری" در تهران تحقیق می کنند. روزنامه انگلیسی دیلی تلگراف امروز نوشت که روز 19 جولای در پایتخت ایران انفجاری رخ داد که در نتیجه آن از افرادی که باری سری را حمل می کردند، 15 نفر کشته و ده ها نفر زخمی شدند. طبق اطلاعات این روزنامه، بیشتر قربانیان این انفجار از نظامیانی بودند که بار ویژه جنبش حزب الله لبنان را همراهی می کردند.

رسانه های ایرانی درباره انفجار هیچ اطلاع ندادند، هرچند که در بلاگ ها برخی از ایرانیان درباره شدت این انفجار در تهران نوشتند.

مردم تهران تاکید می کنند که انفجار بحدی قوی بود که در دورترین مناطق نیز صدای آن را شنیدند.

تلگراف اطلاع می دهد که روز گذشته، 24 جولای (3 مرداد)، "کارمندان غربی" در رابطه با این انفجار به دفتر دیلی تلگراف اطلاع داده و خاطر نشان کردند که نیروهای امنیتی ایران متمایل به پنهان سازی این رخداد هستند.

در این مقاله گفته می شود که نیروهای امنیتی ایران سعی دارند این را روشن کنند که آیا انفجار در زمان حمل سلاح برای حزب الله کارشکنی بوده است یا خیر.

در زمان دومین جنگ لبنان در سال 2006، حزب الله از تسلیحاتی استفاده می کرد که در ایران تولید شده و از طریق سوریه و یا از راه دریایی به لبنان منتقل شده بودند. در درجه اول صحبت درباره مشابه ایرانی سیستم "گراد" روسی با برد نزدیک تا 20-25 کیلومتر است. حزب الله طی 35 روز جنگ با اسرائیل هزاران موشک از این نوع به سوی اسرائیل پرتاب کرد.

افراد مسلح حزب الله به ندرت از موشک هایی با برد بیش از 25 کیلومتر استفاده می کردند. بدین ترتیب حداقل 100 موشک ایرانی "فجر-5 با برد 50 کیلومتر به اسرائیل پرتاب شد. حزب الله از اینها برای موشکباران منطقه مسکونی حیفا استفاده کرد که ده ها کیلومتر با مرز لبنان فاصله دارد.

تلاش هایی برای موشکباران اسرائیل توسط موشک های ایرانی "زلزال" با برد تا 200 کیلومتر نیز صورت گرفت که بنا به تایید نظامیان اسرائیلی، تمامی تلاش ها ناموفق از آب درآمدند و حدود نیمی از آنها، طبق اطلاعات ارتش اسرائیل، در عملیات نظامی نابود شدند.

در گزارش سازمان جاسوسی نظامی اسرائیل گفته می شود که پس از گذشت دو سال از جنگ لبنان، حزب الله نه تنها کاملا خود را احیا کرده، بلکه ذخایر موشکی خود را افزایش نیز داده است.

از جمله اطلاع داده شد که حزب الله نه تنها از ایران "زلزال" های جدید دریافت کرده، بلکه موشک های نوع فتح-110 را نیز در اختیار دارد که در خاک اسرائیل می توانند به اهدافی تا خود "بئار شوا" نیز برخورد کنند.

در ماه جولای سال جاری در رسانه های اسرائیلی اطلاعاتی جاسوسی منتشر شدند که طبق آنها در حال حاضر حزب الله دارای 40 هزار موشک و گلوله رآکتیو است.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ شنبه پنجم مرداد 1387 ::

دستور بوش به حمایت از آزادیخواهان

 

 

"جرج بوش" رئیس جمهور آمریکا روز پنجشنبه اعلام نمود که به دیپلمات های امریکایی در "کشورهای غیر دموکراتیک" دستور داده است که تماس دائم با مخالفین رژیم های دیکتاتور را حفظ کنند.

وی ضمن سخنرانی در واشنگتن گفت: "چندی پیش من دستوری امضا کردم و به تمامی مقامات رسمی ارشد آمریکا که در کشورهای غیر دموکراتیک کار می کنند، دستور دادم تماس دائم با افراد سیاسی و فعالان دموکرات را حفظ کنند".

بوش افزود: "آمریکا باید به دفاع از حقوق بشر ادامه دهد. نقش کشورهای آزادی همچون کشور ما در این است که بر ظالمان جهان فشار وارد کرده و مبارزات زندانیانی که سعی در آزادی دارند را تقویت کنیم".

وی افزود که آمریکا از کارهای زندانیان سیاسی طرفدار آزادی در کوبا، ایران، بلاروس و کره شمالی حمایت می کند.

خبر قبلی در همین مورد در لینک زیر
https://iranbbb.org/27497.htm

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ جمعه چهارم مرداد 1387 ::

جورج بوش خواهان آزادی کسانی شد که در سراسر جهان به دلیل باورهایشان زندانی شده اند

 

 

پرزيدنت جرج بوش رئيس جمهوری آمريکا از جانشين خود و ساير رهبران آمريکا خواست آنچه را که «دستور کار آزادی» ناميد در جهت ترويج حقوق بشر در سراسر جهان ادامه دهند.

پرزيدنت بوش روز پنجشنبه طی نطقی در واشنگتن خاطر نشان ساخت که پيکار با موارد نقض حقوق بشر و يأس و نا اميدی در کشورهای مبارز و پرتلاش، برای منافع آمريکا جنبه حياتی دارد.

پرزيدنت بوش گفت رهبران آينده آمريکا بايد به ياری دادن به مردم اين کشورها در کسب آزادی و رهائی از بلايای فساد، بيماری، فقر، گرسنگی و استبداد ادامه دهند. وی افزود ترويج بازرگانی آزاد عامل عمده ای در مبارزه با فقر و ايجاد جوامعی شکوفا و آباد به شمارمی رود.

پرزيدنت بوش در ادامه نطق خود گفت دولت وی در طول هفت سال گذشته نقض حقوق بشر را از سوی رژيم های استبدادی در ايران، سودان، سوريه و زيمبابوه مورد انتقاد قرارداده است. پرزيدنت بوش افزود واشنگتن با کشورهای دارای رويه دوستانه تری مانند مصر، عربستان سعودی و چين نيز درباره حقوق بشر صادقانه و با صراحت گفتگو کرده است.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ جمعه چهارم مرداد 1387 ::

این مردم را توحش تسخیر کرده !

 

این ها 9 انسانند که سنگسار می شوند!......در خاک می گذارندت. الله اکبر گویان سنگ ها را به سویت پرتاب می کنند و شادمان با دوربین هایشان از صحنه ی زجر کشیدن و جان دادنت فیلم می گیرند. روزش که فرا رسد، همه به تماشای مرگ وحشیانه ی یک انسان جمع می شوند. همانطور که برای تماشای اعدام ها صف می کشیدند و سوت و کف می زدند. این مردم را توحش تسخیر کرده. این مردم بیش از لجن بوی تعفن می دهند. می گویند اولین سنگ را خانواده ی همان بی نوا می زند. چه عجیب فرهنگی و تفکریست که پدر را مجاب می کند اولین سنگ را به سر بی دفاع دخترش بزند؟ آیا حکم دوست داشتن که نه، خیانت و شاید تن فروشی از شدت فقر اینگونه کشتن است؟ به یاد آرید! این ها 9 انسانند که سنگسار می شوند. این ها 9 انسانند که تا سینه در خاک می شوند. حیوان را هم نه اینگونه به قتل می رسانند.

پریروز یک نفر بالای پل میدان پارک مشهد ایستاده بود و قصد خودکشی داشت. عده ی زیادی از مردم زیر پل موبایل به دست ایستاده بودند و مرد را تشویق می کردند که "خود را بینداز دیگر"! یکی از وسط جمعیت داد زد "بابا حوصله نداریم. یا بپر یا جمع کن کاسه کوزه ات را"! آخر دست و پایش را گرفتند و نگذاشتند که خود را بکشد، اما از بین جمعیت شنیدم که می گفتند "اه! این هم که سرکاری بود" "اه! اینم که نپرید"

متنفرم از این مردم. این ها همه بوی مرگ می دهند. این ها همه مرگ پرستند. این 8 زن و 1 مرد را هم این حکومت نیست که سنگسار می کند. خواستاران اصلی سنگسار همین مردمند. همین مرگ پرستان که رگ غیرتشان برای کثافت گونه ترین واژه ی بشریت، "ناموس"، می تپد. جلوی سنگسار این 9 نفر را چه بتوان گرفت و چه نه، باید اول این فرهنگ را اصلاح کرد. فرهنگی که در آن "مزد گورکن، از آزادی آدمی افزون است"، فرهنگی که در آن، توحش صورت مساله را پاک می کند.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1387 ::

وقتی جنایتکاران از یکدیگر پشتیبانی میکنند

 

 

پشتیبانی جمهوری اسلامی از عمر البشیر رییس جمهور جنایتکار سودان.

در پی رای دادگاه بین المللی جنایی لاهه علیه عمر البشیر رییس جمهور سودان که متهم به نسل کشی بیش از 35 هزار نفر در منطقه دارفور سودان است ، لاریجانی نماینده خامنه ای و رئیس مجلس جمهوری اسلامی با اشک تمساح ریختن برای دیکتاتور سودان ، گفت: جمهوری اسلامی حامی استقلال و حاكمیت سیاسی سودان است و از مواضع آن حمایت می‌كند.

وی با پشتیبانی از جنایات ضد بشری عمر البشیر ، با غازی صلاح الدین فرستاد ویژه رئیس جمهور سودان و هیئت همراه وی دیدار و گفت و گو كرد.

لازم به ذکر است که ، عمر البشیر رییس جمهور سودان در نسل کشی بیش از 35 هزار نفر در منطقه دارفور سودان دست داشته است.
در جریان درگیریهای دارفور حدود یک صدر هزار نفر کشته شدند و بیش از دو و نیم میلیون نفر دیگر نیز خانه های خود را ترک کردند.


به گزارش رسانه حکومتی شهاب نیوز :در این دیدار ابتدا لاریجانی سودان را كشوری دوست و روابط جمهوری اسلامی در زمینه های مختلف سیاسی، پارلمانی و اقتصادی با این كشور را رو به رشد خواند و گفت: سودان كشوری برخوردار از تمدن و غنای فكری است و جمهوری اسلامی نسبت به روابط خود با كشورهای مسلمان از حمله سودان اهمیت تامل است.

وی بدون اشاره به قتل بیش از 35 هزار انسان در دارفو ، اقدام دادگاه بین المللی لاهه در صدور حكم بازداشت برای رئیس جمهور جنایتکار سودان آنرا اقدامی موذیانه! با ماهیت كاملا سیاسی و در عین حال كم اهمیت ارزیابی كرد و ادعا کرد: اگر كشور كه امروز بخواهد در عرصه بین المللی مستقل باشد، زور گویان جهانی با ایجاد مشكلات مصنوعی و خلق الساعه در جهت تضعیف این استقلال حركت می‌كنند اما اطمینان دارم كه مسئولین و مردم كشور دوست و مسلمان سودان بر این غائله فائق خواهند آمد!.

رئیس مجلس شورای اسلامی که خود حامی جنایتکاران و دیکتاتوران است گفت: جمهوری اسلامی حامی استقلال و حاكمیت سیاسی سودان است و از مواضع آن حمایت می‌كند.

لاریجانی ادعا کرد: آمریكا از مراجع بین المللی بعنوان یك ابزار سیاسی برای پیشبرد اهداف و مقاصد تحمیلی خود استفاده می‌كند حال این ابزار گاهی در شورای امنیت سازمان ملل، گاهی در آژانس بین المللی انرژی اتمی و گاهی در دادگاه بین المللی لاهه نمود پیدا می‌كند.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ سه شنبه یکم مرداد 1387 ::

در فردای ۱۸ تیرها:نقش ایرانیان برون مرز در مبارزات درون ایران (بخش نخست)

 

 

پیش گفتار:در فردای ۱۸ تیر ها شاید روزی برسد که جدا از همه هیاهو ها و بپاخیزید ها که در واقع مایه گذاشتن از دیگران است، بخود نگاهی بیافکنیم و ببینیم در محدوده زندگی و امکانات خود هر یک از ما چه نقشی میتوانیم در مبارزه با رژیم ملایان حاکم در ایران داشته باشیم. خیزش دانشجوئی که ۹ سال پیش در۸ ا تیر اتفاق افتاد و ثبت در تاریخ ایران شد، فریادی بود در مقطعی حساس از دوران پر پیچ و خم مبارزات فعالان و کوشندگان راه اَزادی، که به مردم ایران و دنیا بگویند که علیرغم همه فشار ها و نیرنگ های رژیم اسلامی، به سیستم ظلم تن در نداده و خاموش نخواهند شد. ۱۸ تیر نموداری از خواست اکثریت ملت ایران برای جامعه ای سکولار و دموکراتیک بود. نشان داد که در سیستم اسلامی حاکم بر جامعه ما، سزای کسی که پیرهن خونینی را بر سر دست به جهانیان نشان میدهد ۹ سال زندان است و شکنجه وسزای اَنانکه تن به قوانین واپس گرایش ندهند مرگ است. پیامد های ۱۸ تیر، چهره واقعی اصلاح طلبان درون رژیم را اَشکارتر ساخت و امکان داد که مبارزات اَزادی خواهانه از خطر تسلط جناح اصلاح طلب رژیم و ظاهر سازیها و فریب های اَن رها شود و تداوم یابد.در پرتو این واقعه تاریخی، لازم است نگاهی به شرایط موجود در ایران بیافکنیم تا بیشتر دریابیم که بدعت و پیام ۱۸ تیر را چگونه میتوان هر روز به صحنه های وسیعتری بسط و گسترش داد و نقش ما برون مرزیان در این رابطه چه هست. از این منظر شبکه های جدیدی که لابی گران در درون و برون مرز تشکیل داده اند مورد بررسی قرار خواهد گرفت و در این رابطه توجه خوانندگان به گروه جدید التاسیس "شورای ملی صلح" در ایران جلب خواهد شد. برای جلوگیری از طولانی شدن کلام این بحث در دو بخش مجزا ارائه خواهد شد. در اولین بخش، نقش عملی ایرانیان برون مرز در مبارزات درون ایران مطرح خواهد شد. در دومین بخش، نقش برون مرزیان در اثر گزاری بر سیاست های مماشات گرانه غرب و راه کار های مقابله با شبکه وسیع لابی گران رژیم توضیح داده خواهد شد.


----علیرغم برخورداری رژیم اسلامی از حمایت های طیف وسیعی ازعوامل داخل و خارج، افراد پیشرو و فعال در ایران توانسته اند با مبارزات و سرپیچی های خود امکان تثبیت رژیم را از بین ببرند. منتها اگر نخواهیم بطور احساسی به خیزش ها و مبارزات درون مرز نگاه کنیم، به این واقعیت تلخ توجه خواهیم کرد که متاسفانه این قشر پیشرو تنهاست و از حمایت کافی برخوردار نیست. اکثریتی ناراضی در درون و برون مرز در مبارزات اَزادی خواهی در ایران شرکت فعا ل ندارند. در درون مرز بعلت خفقان موجود و عدم سازمان دهی موثر ناشی از آن، اکثریت افراد ناراضی خانه نشین هستند و در برون مرز به هورا کشیدن برای این مبارزان، تشویق اَنان به تشدید مبارزه، و گاه حتی خرده گرفتن از کم کاری اَنان به مبارزات پای رادیو و تلویزونها بسنده کرده اند.این واقعیت تلخ، شرایط سختی را برای فعالان درون مرز ایجاد کرده است که باید مورد شناخت و بررسی قرار گیرند تا بتوان اَن را تغییر یاد. برای درک استیصالی که میتواند در اَن محیط وحشت زا برای فعالانی که جانشان را بر کف دست نهاده اند ایجاد شود، باید در درجه اول به عدم امکانات اَنان توجه کنیم. اگر قرار است که مراسمی بیاد بود ۱۸ تیر در ایران صورت گیرد و علیرغم همه موانعی که رژیم بر سر راه این کار ایجاد میکند با موفقیت عملی شود. اگر قرار است دستگیری یک یا چند نفر و یورش رژیم همه چیز را متوقف نکند، اینکار احتیاج به امکانات بسیار مادی و انسانی و از همه مهمتر تاکتیک ها و استراتژی روشن دارد. در واقع جان سخن اینجاست که چگونه خیزش های گوناگون در میان اقشار و طبقات مختلف در ایران میتواند به جنبشی فرا گیر مبدل شود تا بتواند دیکتاتوری مذهبی را از میان بردارد. از این منظر، تاکید این نوشته بر اَن کمک و حمایتی است که ما برون مرزیان میتوانیم در تشکیل این جنبش انجام دهیم. برای اینکه مردم ناراضی ولی غیر فعال به مدد فعالان ما بپا خیزند، باید در درجه اول به این باور برسند که امکان برچیده شدن بساط ظلم ملایان حاکم وجود دارد. به گمان من در حال حاضر حداقل دو عامل باعث شده است که اکثریت این ناراضیان، بر اندازی رژیم را ممکن نبینند:۱- عدم وجود یک مبارزه مداوم و با برنامه۲- حمایت جامعه جهانی از رژیم اسلامی و مشروعیت بخشی به اَناین سئوال برای هر انسان با هوشی مطرح است که اَیا میتوان سیستمی را که اَدمکشی نص صریح قانونش هست، تا دندان مسلح است، به سلاح های اتمی نیز دسترسی دارد و مورد شناخت جامعه جهانی هم هست، با مدد خیزش هائی که مدام سرکوب میشوند از میان برداشت. طبیعی است که اَنانکه پاسخ و راه حلی برای برون رفت از این بن بست نمی بینند، تن به خطرات گوناگونی که در کمین هر فعالی هست ندهند و از مرحله خواست های صنفی عبور نکنند. اگر این تحلیل درست باشد، باید دید که دو معضلی را که ذکر شده چگونه میتوان از میان برداشت. پیشنهاداتی را که در نوشته های دیگری تشریح شده است [۱ ، ۲ بعنوان مثال ] در اینجا خلاصه میکنم.برای سازمندهی مبارزات و تعیین استراتژی و تاکتیک های مناسب، باید به خصلت مبارزات اَزادی خواهی در ایران و فن و فلسفه اَن بیشتر توجه کرد. بررسی مبارزات سه دهه گذشته در ایران نشان میدهد که پس از دوره اولیه کوتاهی، این مبارزات اولا ایدئولوژیک نبوده و بر اساس جهان بینی هومونیستی،حقوق بشر و عدالت اجتماعی بوده است و دیگر اینکه سلاح مورد استفاده در این مبارزات، از نوع سلاح اَتشین و مرگ زا نبوده و بر نافرمانی استوار بوده است. ازاین نوع مبارزات با نام مبارزات بدور از خشونت نیز یاد میشود که در واقع نیمی از واقعیت را بیان میکند چرا که خشونت در اَن هست و فراوان هم هست ولی فقط یک طرف اَنرا اعمال میکند. بسیاری هم دانسته و یا نادانسته نام های گمراه کننده ای نیز نظیر مبارزات مسالمت اَمیز به اَن اطلاق کرده اند که کوچکترین نزدیکی و شباهتی با این نوع مبارزات ندارد. همچنانکه در نوشتجات بسیاری توضیح داده شده است [۳، ۴، ۵ ]، برای اینکه اسیر واژه های گمراه کننده نشویم باید به این امر توجه کنیم که مبارزات بر اساس نافرمانی و یا مبارزات بدوراز خشونت مورد نظر ما خصلت براندازنده دارد و از این نقطه نظر با همتای خود مبارزات مسلحانه هیچ تفاوتی ندارد. علت انتخاب این شیوه هم، ملاحظات اخلاقی و چیزهائی از این دست نیست. تنها دلیل رو اَوردن به چنین روشی اینست که در شرایط حاکم بر جامعه ما روش بسیار موثر تری از روش مسلحانه میباشد.در برخورد مسلحانه با رژیم های دیکتاتوری، رژیمی چون رژیم اسلامی که به انواع سلاحهای مدرن و احتمالا به سلاحهای اتمی نیز مجهز است، ما همیشه در موقعیت بسیار ضعیف تری هستیم و شانس برتری نظامی در این شرایط به هیچ وجه وجود ندارد. نکته مهم دیگر اینستکه امکان در گیر کردن توده های مردم در مبارزات مسلحانه نیز در شرایط موجود ایران و ناباوری مردم به امکان براندازی رژیم بسیار کم تر از احتمال شرکت آنان در مبارزات بر اساس نافرمانی است . وانگهی اگر بر فرض محال مبارزات مسلحانه بدون مشارکت مردم به نتیجه برسد و رژیم حاکم را سرنگون کند، هیچ دلیلی برای اینکه سازمان و تشکیلات مسلح فاتح که بدون کمک مردم و تحمل تلفات فراوان به پیروزی رسیده خود را به رای مردم بگذارد وجود ندارد. و از اینرو تضمینی برای گذار به دموکراسی وجود ندارد. از طرف دیگر در شرایط موجود جهانی، امکان کمک گیری از جامعه جهانی برای یک جنبش مسلحانه تقریبا صفر است. رژیم با برچسب تروریست زدن بر این نوع مبارزات، نظر جامعه جهانی را بنفع خود تغییر میدهد و مبارزان را از کمک هائی که میتواند حیاتی باشد محروم خواهد کرد.منتها صرف قبول لفظی این نوع مبارزه نه تنها گرهی را نخواهد گشود، بلکه مشکلات بسیاری را ایجاد خواهد کرد. بقول دکتر شارپ محقق مبارزات بدور از خشونت، کسانیکه فکر میکنند تنها گفتگو از مبارزات بدور از خشونت و انشا نویسی در مورد اَن، این نوع مبارزه را تعریف میکند بزرگترین دشمنان مبارزات بدوراز خشونت هستند. مانند هر سلاح دیگری، باید سلاح نافرمانی را شناخت و فن و فلسفه جنگ بدور از خشونت را یاد گرفت.یکی از کمک هائی که برون مرزیان میتوانند در این مورد انجام دهند اینستکه با امکانات بیشتری که در خارج وجود دارد فن و فلسفه این مبارزات را بیاموزند و اَنها را در اختیار فعالان و مردم درون مرز بگذارند تا اَنها با توجه به شرایط خاص ایران این اَموخته ها را در جهت سازمندهی موثر تر بکار گیرند. باز هم بنا بر توضیحات متخصصین، باید به این اصل مهم توجه کرد که تجارب مبارزاتی در دوران و کشور های مختلف صرفنظر از اینکه مسلحانه و یا غیر مسلحانه باشند قابل کپی برداری نیستند. از همین رو هم هست که نسخه پیچی های افراد و گروه ها و رسانه های برون مرزی که به این اصل توجه ندارند جز لوث کردن این نوع مبارزات هیچ نقشی نمیتواند داشته باشد.کمک دیگری که برون مرزیان میتوانند برای کمک به مبارزات درون مرز انجام دهند، ایجاد صندوق های کمک مالی به زندانیان، فعالان سیاسی و کارگران، زحمتکشان و اقشار مختلف اعتصاب کننده است. ایجاد چنین صندوقی و مکانیسم ارائه کمک ها که بلاشک باید بطور کاملا غیر علنی صورت گیرد، کاری بس مشکل ولی عملی و موثر است. منتها همین خصوصیت و لزوم پنهانی بودن از اینجائی که اَنرا از صحنه تبلیغات و اعتبار گرفتن ها خارج میکند اصولا مانع این شده است که تلاشی در این زمینه ولو ناموفق شکل بگیرد. کمک های اعلام شده از طرف دولت امریکا که هرگز فعالان واقعی ما را در بر نداشت و فقط کوس و کرنای تبلیغاتیش بهانه به دست رژیم و لابی گرانش داد، نمونه خوبی بود که بر این واقعیت صحه بگذارد که کمک های مالی نیز برای تداوم و اثر گذاری باید از جانب ایرانیان اَزادی خواه صورت بگیرد.جدا از دو موردی که ذکر شد، بزرگترین نقشی که برون مرزیان میتوانند داشته باشند، تلاش در جهت برداشتن مانع کمک دولت های غربی و مشروعیت بخشی به رژیم ملایان است. شناخت حامیان و لابی گران رژیم در برون مرز و شبکه های ائتلافی مختلفی که در خارج و داخل ایجاد کرده اند و متوقف کردن ماشین لابی گری باید در صدراین تلاش باشد.چنین تلاشی، در بخش دوم این نوشته مورد بحث قرار خواهد گرفت.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ دوشنبه سی و یکم تیر 1387 ::

لحظۀ حقیقت

 

 

فیگارو:"اگرچه به واسطۀ مانورهای نظامی اسرائیل و ایران، صدای چکمه های سربازان به گوش می رسد، اما محتوای ملاقات ژنو مثبت ارزیابی می شود و احتمال پیدایش یک روشنائی در انتهای راه تاریک وجود دارد."
در فیگاروی امروز مقاله ای به قلم ژرژ مالبرونو به چشم می خورد. مالبرونو می نویسد، اگرچه به واسطۀ مانورهای نظامی اسرائیل و ایران، صدای چکمه های سربازان به گوش می رسد، اما طرفین مذاکرۀ اتمی، محتوای ملاقات را مثبت ارزیابی می کنند.

مالبرونو شرکت ویلیام برنز را در مذاکرات نشانۀ جدی بودن تمایل آمریکا برای یافتن راه حل دیپلماتیک ارزیابی می کند و آن را چرخشی در سیاست این کشور می خواند. وی می نویسد که ایران از این تغییر استقبال می کند. متکی اظهار امیدواری کرده این برخورد مثبت بتواند بر محتوای مذاکرات تأثیر بگذارد. مالبرونو در ادامه می نویسد، غربی ها امید وارند نرمش آمریکائیان ایران را به اتخاذ موضع مثبتی وادارد و این موضع ازنظر آنان پذیرش طرح "تعلیق در برابر تعلیق" است. نویسندۀ مقاله همچنین به تغییر لحن ایران در مقابل آمریکا در هفته های اخیراشاره می کند و می نویسد، چهارم ژوئیه جلیلی در یک تماس تلفنی تمایل خود را به انجام مذاکره به سولانا ابراز کرده است، چنین اشتیاقی به نظر نویسنده از طرف ایرانیان بسیار نادر است و دلیل آن می تواند تحریم های اعمال شده از طرف اروپا و بخصوص محدودیت های مربوط به بانک ملی ایران باشد. چنانچه جلیلی در صحبت با سولانا ازتشدید تحریم ها یک هفته بعد از دیدار او از ایران، گله کرده و آن را ناعادلانه خوانده است.

مالبرونو به نامۀ چند صفحه ای جلیلی اشاره دارد و علیرغم پافشاری ایران بر ادامۀ برنامه های اتمی، بر نکات مثبت این نامه و یافتن مواضع مشترک بین پیشنهادهای ایران و غرب از طرف ایران، تأکید می کند. وی فرستادن یک نسخه از این نامه را به کوندلیزا رایس، عامل کلیدی ارسال فرستادۀ ویژۀ امریکا به مذاکرات می داند واز قول یک فرد نزدیک به پرونده، اضافه می کند امضاء خانم رایس در پائین نامۀ پیشنهادات سولانا، ایران را تحت تأثیر قرار داده است.

نویسندۀ مقالۀ فیگارو در پایان به نزدیک شدن لحظۀ حقیقت اشاره می کند و امکانات احتمالی را به این صورت بررسی می کند: یا ایران پیشنهاد ارائه شده را می پذیرد که در این صورت ملاقات ژنو موفقیت آمیز خواهد بود و درمورد چارچوب مذاکرات بحث می شود. یا با رد پیشنهادات باعث سخت تر شدن مواضع جرج بوش و عواقب آن می شود واتحادیۀ اروپا هم تحریم های خود را علیه ایران بیشتر می کند. به نظر نویسندۀ فیگارو هیچکس از شکست مذاکرات سودی نمی برد و در چنین شرایطی نگفتن "نه یا آری" ایرانیان غرب را راضی می سازد.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ یکشنبه سی ام تیر 1387 ::

تفسیر سیاسی هفته نوشته: منشه امیر

کدام کشتیبان را سیاستی دیگر آمده است؟

 

همه های و هوئی هم که در هفته های اخیر به راه انداختند و موشک کاغذی هوا کردند و به تهدید علیه آمریکا پرداختند وحتی خامنه ای ادعا کرد که بوش پس از دوران ریاست جمهوری نیز آزاد گذاشته نخواهد شد، ممکن است همه اینها یک جنگ زرگری و پیش درآمدی برای تغییر سیاست رژیم و پیاده شدن از خر شیطان باشد- حتی اگر نه به صورت اصولی، لااقل برای وقت گذرانی تا هنگامی که بوش کیفش را بردارد و بردو – وشاید آنگاه که رئیس جمهوری جدیدی آمد، روزی دیگر و روزگاری دیگر باشد!

***************

آیا گفتگوهای ژنو پیرامون مسائل اتمی ایران، با حضور نماینده ارشد ایالات متحده، نشان آن است که دولت واشنگتن سیاست خود را در قبال برنامه های اتمی رژیم ایران و اصولا ماهیت آن نظام تغییر داده و درصدد نزدیکی و آشتی با آن حکومت است؟

آیا ابراز خشنودی حکومت ایران از آمادگی برای حضور در این گفتگوها نشان آن است که دولت تهران، در تماسهای مستقیم و غیرمستقیم محرمانه، به ایالات متحده آگاهی داده که در مواضع آشتی ناپذیر خویش تجدید نظر کرده و آماده سازش است؟

آیا ابراز آمادگی سوریه برای دنبال کردن گفتگوهای صلح با اسرائیل نشان آن است که دولت دمشق قصد دارد از فتنه انگیزی و تروریست پروری دست بردارد، و از ماجراجوئی های حکومت ایران دور شود و برای خروج از انزوای عمیق سیاسی امروز، بکوشد خود را به غرب نزدیک کند و از در دوستی با اسرائیل درآید؟

آیا اکنون که حزب الله لبنان معامله و مبادله را با اسرائیل انجام داده، و سمیر قنطار و آن چهار تروریست و قاچاقچی را باز پس گرفته، خود را ناچار خواهد دید به خلع سلاح تن دردهد، زیرا دیگر بهانه ای برای مسلح ماندن ندارد؟- و یا به زودی بهانه های دیگری عنوان خواهد کرد و از زمین گذاشتن جنگ افزار خویش قاطعانه خودداری خواهد ورزید؟

ظاهرا احساس می شود که دگرگونی های بسیاری در خاورمیانه در حال شکل گرفتن است- ولی هیچ اطمینانی نمی توان داشت و ارزیابیها از گمانه زنی فراتر نمی رود.

رسانه های همگانی حکومت اسلامی ایران کوشیدند ابراز آمادگی ایالات متحده را برای حضور یک باره در مذاکرات بین سولانا و جلیلی یک پیروزی بزرگ برای خود، و یک دگرگونی اساسی در سیاست دولت واشنگتن در برابر تهران نشان دهند.

چرا چنین نکنند؟

در طول تمام سالهائی که گفت و گوها و چانه زدن ها پیرامون مسائل اتمی ایران، بین دولت تهران و آژانس بین المللی انرژی اتم وجامعه جهانی ادامه دارد، ایالات متحده همیشه یک سیاست پیگیر و تغییر ناپذیر در پیش گرفته و آن این که شرط اصلی آغاز مذاکرات جدی با ایران آن است که دولت تهران از ادامه برنامه غنی سازی دست بردارد.

در حالی که حکومت ایران حضور آقای ویلیام برنز در مذاکرات اتمی با خاویر سولانا را نشان تغییر جدی و کامل ایالات متحده در مورد رژیم تهران می داند، آمریکائیان در توجیه این حضور بر سه نکته تاکید گذاشته اند.

دستیار امور سیاسی وزیر خارجه ایالات متحده، در دیدار سولانا – جلیلی فقط حضور خواهد داشت و سخنی نخواهد گفت و اظهار نظری نخواهد کرد، چانه ای نخواهد زد و مذاکره ای انجام نخواهد داد.

و نکته دوم آن که این حضور نشان هیچ تغییری در سیاست ایالات متحده در قبال رژیم ایران نیست و دولت واشنگتن از خواسته ها و انتظارات خود به عنوان پیش شرط برای تغییر رویکرد نسبت به رژیم ایران دست برنداشته است.

شادمانی مقامات حکومت ایران با یک رویداد دیگر تقویت می شود- و آن، ابراز علاقه دولت ایالات متحده برای گشایش دفتر منافع دیپلماتیک در تهران است، که باید برای انجام آن، گفتگوهائی بین طرفین انجام گیرد و بی تردید حکومت ایران برای موافقت با آن امتیازاتی مطالبه خواهد کرد.

ولی آیا همه آنچه که روی داده و می دهد، نمی تواند مقدمه ای برای ایجاد چرخش در سیاست اتمی ایران، به هدف جلوگیری از حمله نظامی ایالات متحده باشد؟

دست کم، هدف می تواند آن باشد که رژیم ایران به نحوی، تماس و گفتگو با کشورهای 1+5 را آنقدر کجدار و مریز پیش برد که دوران ریاست جمهوری پرزیدنت بوش به پایان رسد و حمله ای انجام نگیرد؟

سران ایران بیم دارند که حمله هوائی آمریکا، نه تنها تاسیسات اتمی را که با هزینه کردن میلیاردها دلار پول ملت ایران برپا گردیده ویران سازد، و نه فقط پایگاهها و قرارگاههای سپاه پاسداران را نابود کند، بلکه زیربنای امنیتی و انتظامی رژیم را نیز از هم بپاشد و آنگاه مردم ایران به خیابانها بریزند و پایان عمر رژیم را خواستار شوند و کسی نمانده باشد که آنها را سرکوب کند.

این روزها مصادف با سالگرد پذیرفتن قطعنامه 598 شورای امنیت است که به جنگ هشت ساله ایران و عراق پایان داد.

بوی یک رویداد مشابه در مورد برنامه های اتمی رژیم می رود، که شاید آیت الله خامنه ای می خواهد پیش از آن که فرصت از دست برود، از رخ دادن آن جلوگیری کند.

در جنگ هشت ساله نیز، آنها خود به خوبی می دیدند که قادر به پیروزی نیستند و حتی توان ایستادگی هم ندارند- ولی به جنگ ادامه دادند و بسیاری امتیازات که کشورهای عرب و سازمانهای جهانی حاضر بوده اند به آنان بدهند که جنگ پایان گیرد از دستشان رفت، تا بالاخره جام زهر را سرکشیدند و هرچه را که داشتند باختند و از دست دادند.

و شاید اکنون به این باور رسیده باشند که برای آن که در بازی اتمی همه چیز را با حمله نظامی آمریکا از دست ندهند، بهتر است کوتاه آیند و دوران ریاست جمهوری بوش را پشت سر گذارند و بعد از آن - خدا بزرگ است.

البته اشتباه می کنند. زیرا حتی اگر سناتور باراک اوباما نیز به ریاست جمهوری برسد، از خواست اصولی ایالات متحده که قطع کامل جنبه های خطرناک برنامه اتمی ایران است پائین نخواهد آمد.

سخنان آیت الله خامنه ای در هفته پیش که گفت "بیان سیاست های اتمی رژیم را به دست احمدی نژاد می سپارد" و تنها او خواهد بود که از این پس اجازه دارد درباره آن سخن بگوید، ظاهرا دستوری به منظور خاموش کردن هاشمی رفسنجانی و علی لاریجانی بود که حتی به صورت تاکتیکی هم که شده، کوتاه آمدنهائی را توصیه می کرده و می کنند، و درست یا غلط تصور می شود که میانه رو و واقع گرا هستند.

به یاد آوریم که آیت الله خمینی ترجیح داد خبرناگوار پذیرفتن آتش بس با عراق و نوشیدن جام زهر را با صدای خود اعلام کند - تا کسی را جرات مخالفت با آن نباشد. زیر او بود که شعار "جنگ، جنگ تا پیروزی" را عنوان کرده بود. و شاید حالا هم خامنه ای همه بار سنگین را به دوش احمدی نژاد می گذارد که او (یعنی عنوان کننده شعار "انرژی هسته ای حق مسلم ماست") اعلام کننده گذشت و کوتاه آمدن رژیم از لجاجت هسته ای باشد.

گرچه تحلیگران و سیاستمدارانی پیدا شدند که آمادگی ایالات متحده را برای حضور یک باره در مذاکرات هسته ای ایران با گروه 1+5 "تغییر ساسی سیاست خارجی آمریکا" دانستند، ولی آن روی سکه را نیز نمی توان نادیده گرفت.

آمریکا پیش از آن که نقشه خود را برای حمله هوائی علیه تاسیسات اتمی حکومت و قرارگاههای سپاه پاسداران عملی سازد، برای توجیه آن باید به جهانیان نشان دهد که هیچ راه چاره دیگری باقی نمانده است.

باید از چهره رژیم ایران نقاب بردارد و به دنیا ثابت کند که این رژیم از طریق گفتگو حاضر نیست از ساخت بمب اتم دست بردارد و نه فقط امنیت خاورمیانه را به خطر انداخته، بلکه با موشک های برد دو هزار کیلومتر و بالاتر، می خواهد سراسر دنیا و به ویژه اروپا را نیز به خطر اندازد.

این همان شیوه ای است که در مورد صدام حسین به کار رفت: از او یک دیو ساختند، یک شیطان درست کردند. کوبیدند و کوبیدند و هنگامی که کاملا نرم و هموار شد، حمله را انجام دادند و در ظرف چند روز جنگ را به پایان رساندند و صدام پا به فرا گذاشت.

درخواست هنوز مطرح نشده ایالات متحده در مورد گشایش دفتر دیپلماتیک در تهران نیز در چارچوب همین شیوه «چماق و هویج» یا اجرای تئوری «قدرت هوشمندانه» است که آمریکا در مورد عراق صدام حسین به خوبی به کار برد.

آمریکا به خاطر آشتی با حکومت ایران نیست که دفتر دیپلماتیک را می خواهد- برای تماس مستقیم با ملت ایران است، یعنی همان «قدرت نرم» که یکی از دو شاخه «قدرت هوشمندانه» است.

چرا حکومت ایران سالیان دراز است در واشنگتن دفتر دیپلماتیک دارد، آمریکا در تهران نداشته باشد؟ این فرصتی بوده که بیش از دو دهه از دست رفته و اکنون باید جبران شود.

بسیاری از تحلیلگران حکومت ایران، با زبان بی زبانی اعتراف می کنند که رژیم در لجاجت های پیشین خود راه اشتباه پیموده - همان اشتباهاتی که پرونده را به شورای امنیت کشاند و از دست آژانس بین المللی خارج کرد؛ که قدرت آمریکا در شورا ده چندان قدرتش در آژانس است و پرونده اتمی، از شورا بیرون کشیدنی نیست، مگر آن که حکومت ایران از غنی سازی دست بردارد - و یا راه حل دیگری را بپذیرد که ساخت بمب اتمی را غیرممکن کند- و آنگاه است که پرونده بسته خواهد شد.

همه های و هوئی هم که در هفته های اخیر به راه انداختند و موشک کاغذی هوا کردند و به تهدید علیه آمریکا پرداختند وحتی خامنه ای ادعا کرد که بوش پس از دوران ریاست جمهوری نیز آزاد گذاشته نخواهد شد، ممکن است همه اینها یک جنگ زرگری و پیش درآمدی برای تغییر سیاست رژیم و پیاده شدن از خر شیطان باشد- حتی اگر نه به صورت اصولی، لااقل برای وقت گذرانی تا هنگامی که بوش کیفش را بردارد و بردو – وشاید آنگاه که رئیس جمهوری جدیدی آمد، روزی دیگر و روزگاری دیگر باشد!

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ شنبه بیست و نهم تیر 1387 ::

کاریکاتور روز تفریح جمعه: عکس یادگاری احمدی نژاد با فرمانده آمریکائی

 

 

احمدی نژاد اخیرا ادعا کرده بود که با یکی از فرماندهان ارشد آمریکائی در سفر اخیر به عراق عکس یادگاری گرفته و آن فرمانده به او گفته که ارادت دارد و احمدی نژاد به علام دوستی پشت او زده و گفته است که "مواظب مردم عراق باشید". احمدی نژاد ادعا کرد که این گفتگو و آن عکس یادگاری نشان آن است که حتی فرماندهان ارشد آمریکائی طرفدار و دوستدار او هستند.
بعد معلوم شده که فرمانده نبوده و مترجم بوده، آمریکائی نبوده و عرب بوده و در واقع یک فلسطینی است که به ینگه دنیا مهاجرت کرده و به مقام مترجمی رسیده است.
از آنجا که احمدی نژاد تا کنون حاضر نشده آن عکس را در اختیار رسانه ها قرار دهد که همگان ببینند با چه کسی واقعا دیدار داشته، یک کاریکاتوریست ایرانی این کاریکاتور را به عنوان عکس یادگاری احمدی نژاد و آن "فرمانده ارشد آمریکائی" به کاربران ایرانی هدیه کرده است

در پایان، این ادعا که آن "فرمانده ارشد آمریکائی" با دوربین خودش عکس گرفته و آن را به احمدی نژاد نداده است، دست اندرکاران امور رسانه ای می گویند: پس عکاس ویژه همراه رئیس جمهوری چه کاره بوده؟ آیا او از این لحظه "تاریخی" عکس نگرفته بود؟


hamdami.com
این گزارش را نیز در لینک زیر بخوانید.

https://www.hamdami.com/MFAFA/NewsAndReports/150708-Negah.htm

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ::

آخوند احمد خاتمی اعتراف کرد که در اصل ماهیت نظام است که کسی قبول ندارد

 

 

در نمایش نماز جمعه تهران آخوند احمد خاتمی نماینده خامنه ای با ادعای اینکه برنامه هسته ای رژیم صلح آمیز است ! گفت: دنیا فهمیده است انرژی هسته ای نظام صلح آمیز است !اما برخی در صدد بهانه جویی هستند همانطور که اگر انرژی هسته ای نباشد حقوق بشر را بهانه می کنند و اگر آن هم مطرح نباشد حقوق حیوانات را بهانه می کنند.

وی گفت: آنها در واقع اساس نظام ما را قبول ندارند اما به کوری چشم آنها این نظام روز به روز مستحکم تر خواهد شد.

به گزارش واحد خکومتی مرکزی خبر: امام جمعه موقت تهران با اعتراف به نوشیدن جام زهر گفت: از ابتدا گفته بودیم با مذاکره بدون پیش شرط و بدون تهدید موافق هستیم و ایران هم با حسن نیت وارد مذاکرات می شود.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ::

ارسال شده در بخش نظرات

ثروت علی اکبر هاشمی رفسنجانی و خانواده مافیای مذهبی اسلامی

 

از ﺁنجا که خبرهای فسادهای مافیای رفسنجانیها در درون و بیرون مرزها ، انتشار یافته اند، در این جا فسادهای اين مافیا را در قلمرو معاملات بر محور نفت می ﺁوریم :
مجله برزووسکی Berezovsky در ژوئیه ۲۰۰۳ ، او ملاهای میلیاردر ایرانی ، از جمله هاشمی رفسنجانی را معرفی کرده است . از ﺁن پس ، اطلاعات جدید به اطلاعاتی افزوده شده اند که او انتشار داده بود :
● در ایران، یک دولت واقعی و در سایه وجود دارد و یک دولت " رسمی " که ﺁلت دست دولت در سایه است. از سران دولت سایه، یکی هاشمی رفسنجانی است :
* او که اینک رئیس مجمع تشخیص مصلحت است ، پدر برنامه خصوصی سازی اقتصاد ایران بود. در ریاست جمهوری او ، کارخانه های ﺁب و نان دار و قراردادهای پر درﺁمد، بنا بر قول از اعضای مخالف اتاق بازرگانی ایران ، به ملاها فروخته شدند و یا با ﺁنها و شرکایشان منعقد شدند. خانواده رفسنجانی که بضاعت اندکی که باغ پسته بود، بیش نداشت ، اینک ثروتی عظیم گرد ﺁورده است. رضا ، تاریخ دان که نخواست نام خانوادگی خود را بگوید و با یکی از برادران رفسنجانی، در دانشگاه ، همدوره بوده است، خوب بیاد می ﺁورد که این خانواده ثروتی نداشت و دو برادر از ممر شهریه ای زندگی می کردند که از محل وجوهات شرعی به ﺁنها پرداخت می شد.
* در پی انقلاب ایران، رفسنجانیها سلطان پسته شدند. یک برادر رئیس بزرگ ترین معدن ایران و برادر دیگر رئیس صدا و سیما شد . برادر زنش استاندار کرمان گشت و برادرزاده اش رئیس شرکت صادرات پسته شد. یک فرزند او رئیس مترو تهران گشت و دیگری در شرکت نفت صاحب مقام گشت. خانواده رفسنجانی یکی از بزرگ ترین شرکتهای مهندسی نفت و مونتاژ خودروهای کره ای داوو و شرکت حمل و نقل هوائی را صاحبند.
* هر کس جرأت کرده است این خانواده و فسادهای مالیش را به زیر سئوال ببرد، سر به نیست و یا چنان تنبیه شده است که دیگر لب به سخن باز نکند : روزنامه نگاری که در باره معاملات پنهانی رفسنجانی و نقش او در ترور مخالفان تحقیق می کرد، در زندان، زبانش بسته است. تازه اقبال یاورش بوده است. زیرا مخالفان با فساد و استبداد ، کشته شدند .
* برخی از ثروتها جلو چشم همگان هستند. برای مثال، یاسر ، کوچک ترین پسر رفسنجانی ، در لویزان ، واقع در شمال تهران، پرورشگاه اسبی به وسعت ۳۰ جریب دارد. هر جریب این زمین 4 میلیون دلار ارزش دارد. یاسر پول از کجا ﺁورد و چگونه صاحب این پرورشگاه اسب شد؟ او که در بلژیک ﺁموخته شده، شرکت واردات و صادراتی ایجاد کرد که دستش در هرچه وارد و هرچیز خارج کند، باز است.
* تا چند سال پیش، ساده ترین راه ثروتمند شدن ، دلار را از دولت ۱۷۵ تومان خریدن و در بازار به ۸۰۰ تومان فروختن بود. تنها کافی بود اجازه وارد کردن بگیری و بابت ﺁن، دلار ۱۷۵ تومانی از دولت بخری. سعید لیلاز که اقتصاد دان است، می گوید: بنا بر ارزیابی من، ظرف ۱۰ سال، ۳ تا ۵ میلیارد دلار ، از راه تفاوت این دو نرخ دلار، به جیب زده شده است که از ﺁن، سهم شیر را ۵۰ خانواده برده اند.
* یکی از خانواده هائی که از تفاوت دو نرخ سودی عظیم برده است، خانواده اسدالله عسگر اولادی است . او نیز در کار صادرات و واردات است. ثروت این برادر، تا چند سال پیش، ۴۰۰ میلیون دلار برﺁورد می شد. برادر بزرگ تر، حبیب الله ، که وزارت بازرگانی یافت، اجازه واردات پرسود را به کسان خود و ملاهای حاکم می داد. او در بیشمار شرکت سهیم است.
* بخش مهمی از اقتصاد کشور در دست بنیادها است. عملکرد سالانه این بنیادها را ۱۰ تا ۲۰ درصد تولید ناخالص ملی برﺁورد می کنند. این بنیادها برای کمک به مستضعفها بوجود ﺁمده اند اما بتدریج، به خدمت ثروتمندها درﺁمده و وارد معاملات بازرگانی پرسود شده اند.
* یکی از مهمترین بنیادها، بنیاد مستضعفان است که مدتها محسن رفیق دوست سرپرست ﺁن بود. محسن رفیق دوست و برادرانش در میدان سبزی و میوه جات کار می کردند. اقبال با او یار بود زیرا راننده خمینی شد از فرودگاه به بهشت زهرا. از انقلاب بدین سو، به ثروت رسیدند.از محل درﺁمدهای بنیاد، او به حامیان ملایان حاکم پول می پرداخت. با پولهای بنیاد است که به افراد بی بضاعت پول می پردازند و در تظاهرات، از ﺁنها ، بمثابه سیاهی لشگر استفاده می کنند. از کارهای گردانندگان بنیاد، رشوه ستانی از طرفهای خارجی است : مؤسسه خارجی به بنیاد معامله ای را پیشنهاد می کند. کسی که از سوی بنیاد طرف گفتگو است، به او می گوید: موافقم. جزئیات را با مدیر اداری من گفتگو کنید. فرستاده مؤسسه خارجی به سراغ مدیر می رود. مدیر به او می گوید: می دانید! ما دو تا اقتصاد داریم. یکی رسمی و دیگری غیر رسمی. اگر میخواهی معامله سر بگیرد، باید با غیر رسمی معامله کنی. یعنی باید این مبلغ را به این حساب و در این بانک خارجی بسپری بعد بیائی معامله را امضاء کنیم.امروز، رفیق دوست بنیاد نور را اداره می کند. واردات فرﺁورده های داروئی و شکر و مصالح ساختمانی این بنیاد را ۲۰۰ میلیون دلار در سال برﺁورد می کنند. ﺁپارتمان سازی هم می کند. او که ثروتی عظیم صاحب شده است می گوید : من ﺁدمی با ثروت معمولی هستم. بعد قیافه ناپلئون وار به خود می گیرد و می گوید : " اما اگر اسلام بخطر بیفتد، دوباره بزرگ می شوم " !او به پول محرمانه ای دسترسی دارد که در صورت نیاز ، در اختیار ملایان حاکم می گذارد. هاشمی رفسنجانی گفته است : جمهوری اسلامی نیاز به ذخیره پولی برای زمانی دارد که اسلام به خطر بیفتد. بعنوان وزیر سپاه ، او نقشی کلیدی در ﺁدم ربائیهای حزب الله لبنان و هواپیما ربائی و عملیات انفجاری بازی کرد. عملیات انتحاری نیز در همان زمان سازمان یافت. بنا بر قول گرگوری سلیوان سخنگوی وزارت امور خارجه در امور خاورمیانه، سیاست خارجی ایران از راه بنیادها انجام می گرفت. نه تنها از لحاظ مالی بلکه از نظر پوشش دادن به ترورهائی که سپاه طرح و اجرا می کرد.
* از بنیادهای بسیار مهم، یکی بنیاد رضوی است که طبسی تولیت ﺁن را دارد و فرزند او ناصر در رأس مافیائی است که منطقه ﺁزاد سرخس در دست او است. در سالهای ۱۹۹۰، حکومت و بنیاد صدها میلیون دلار خرج این منطقه کرد. میان ایران و ترکمنستان خط ﺁهن کشید. یک فرودگاه بین المللی ایجاد کرد. هتل و بناهای اداری ساخت. و ناصر طبسی مدیر منطقه ﺁزاد سرخس شد. بعد ، دستگیر شد بابت فساد از طریق شرکت المکاسب که اقامتگاهش دوبی بود. بدیهی است تبرئه شد.از هنرهای هاشمی رفسنجانی و مافیای او اینست که بجای رقابت، طریق ایجاد شبکه از مافیاها را برگزید و مافیاهای عضو این شبکه که بر همه جای ایران ، چنگ انداخته اند، یکدیگر را حفظ می کنند.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ::

"دولت به فحش هائی که میخورد و جوک هائی که برایش درست میکنند افتخار میکند"

 

 

مشاور رسانه ای احمدی نژاد: دلیلی حجم زیاد انتقاد از دولت نهم نسبت به دولت های قبل حجم بالای فعالیت های این دولت است.

به گزارش رسانه حکومتی«فردا»، مهدی کلهر مشاور رسانه ای احمدی نژاد در گفتگویی غیرقابل پیش بینی بودن رئیس جمهور را چیز خوبی دانست که باعث می شود دشمن هر کاری که دلش بخواهد نتواند در قبال ما انجام دهد. البته غیر قابل پیش بینی بودن را نباید با برخی کارهای غیر قابل پیش بینی همچون کارهای آکروباتیک تشبیه کرد.

وی که با مهر گفتگو می کرد در خصوص حجم بالای انتقادات از دولت گفت: دلیل اینکه انتقاد بر دولت نهم بیشتر است به خاطر این است که کارهای صورت گرفته در این دوره بیشتر از دولت های گذشته است.

کلهر در ادامه گفت: دولت نهم تفاوتی با دولت های گذشته دارد و آن تفاوت آگاهانه است، من شخصا به خدمت گذاری به این خادمان افتخار می کنم حتی اگر عده ای ناراحت شوند. متاسفانه کسانی در انقلاب ما هستند که تا 5 نسل بعد از آنها "نداری" را احساس نخواهند کرد و از طرف دیگر کسانی را داریم که 50هزارتومان حقوق در ماه دریافت می کنند و متاسفم بگویم کسانی در کشور هستند که هرچند سابقه فعالتهای اجرایی در نظام دارند ، ولی متاسفانه حق و حقوق ملت را پایمال کرده اند و جیب های خودر ا پر کرده اند.

مشاور احمدی نژاد ادامه داد: ما پیمان بستیم تا فحش خورمان را بالا ببریم. می شود نیت خیر کرد و تازیانه را هم خورد. این دولت به فحش خوردن را و هر جوکی که برایش درست کنند و حتی ترور کنند برای خود افتخار می داند. خداوند را گواه می گیرم اینها شعار نیست.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ::

هنر آشفته سازی و جعلکاری احمدی نژاد

 

 

پایگاه اینترنتی ناخریشتن تیوی، نوشت: «احمدی نژاد با تسلط به هنر آشفته سازی، مدتها است جهان را دستخوش سرگیجه کرده است. اکنون هنر جعلکاری تازه ای آشکار میشود که تنها با یاری نخبگان مطبوعاتی میتوانسته تحقق یابد».


رژیم جمهوری اسلامی ایران روز (جمعه) نیز همچنان ادعاهای بیشماری در مورد «توان نظامی و استفاده از انبوه از موشک های دوربرد» مطرح کرد. همه امامان جمعه در شهرهای کوچک و بزرگ، که هیچ تخصصی در امور نظامی ندارند، نمایندگان مجلس، نمایندگان ولی فقیه در گوشه و کنار، و افرادی که خبرگزاریهای جمهوری اسلامی آنها را کارشناس و تحلیلگر رژیم معرفی کردند، به نمایش موشکی روزهای اخیر افتخار کردند.

آقای حسین علائی، رئیس پیشین ستاد مشترک سپاه پاسداران در مصاحبه ای با خبرگزاری «مهر» ادعا کرده و گفت: «آزمایش نوع پیشرفته موشک های شهاب-3 از سوی سپاه، پاسخی به اسرائیل بود که اگر به فکر حمله به تاسیسات اتمی ایران افتاده باشد، باید از واکنش ایران مطلع شوند».

خبرگزاریهای جمهوری اسلامی امروز در ادامه اغراق گوئی خود، موشک «حوت» را که ادعای شلیک آن درروزهای اخیرمطرح شد، برترین موشک جهانی معرفی کرده و مدعی شدند که «آمریکا نیز تکنولوژی چنین موشکی را ندارد».

به گزارش رادیو اسرائیل ، اقدامات تحریک آمیز رژیم ایران در روزهای اخیر موجب شد که برای نخستین بار در تاریخ جهان، بهای نفت به مرز بی سابقه و خیره کنندۀ 147 دلار در هر بشکه برسد، و یک باره پنج تا شش دلار بهای هر بشکه نفت جهش کند.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ شنبه بیست و دوم تیر 1387 ::

خطر حمله نظامی به ایران جدی است

 

 

بی گمان هرانسان عاقل و هوشمندی که اندکی دغدغه مسایل سیاسی داشته باشد بخوبی درخواهد یافت که با توجه به اوضاع و احوال کنونی و تحولات سیاسی جهان و تحرکات و رایزنی های نهان و اشکار کشورهای قدرتمند احتمال حمله نظامی به ایران بیش از پیش شده است .

از قراین و شواهد موجود بخوبی می توان این موضوع نگران کننده را درک کرد .

مسیولان بلند پایه کشور روسیه از دول طرف مقابل ایران درخواست کرده اند که اکر قصد حمله به ایران وجود دارد دلایل و مستندات خودرا ارایه کنند .

اقای البرادعی در مصاحبه چندی پیش خود اعلام کرده است در صورت حمله نظامی به ایران استعفا خواهد کرد.

اسراییل در دریای مدیترانه مانور هوایی بر گزار می کند و پیشترنیز مسیولین اسراییل صراحتا اعلام کرده اند در صورت ادامه موضع خصمانه رژیم ایران نسبت به این کشوردر خصوص پشتیبانی از نیروهای مخالف این کشور در خاور میانه به ایران حمله خواهند کرد . وحتی راههای حمله به ایران از مسیرههای اردن و سوریه را در دست بر رسی قرار داده اند .

دولت امریکا نیز با ایجاد یک حصار امنیتی شدید و با بهره گیری از پیشرفته ترین ابزار و الات مدرن نظامی و استقرار سپر دفاع ضد موشکی در اروپای شرقی عملا کشور ایران را در محاصره خود در اورده است .

محسن رضایی در سایت خود به نوعی رفراندوم بر گزار کرده واز کاربران خود می خواهد در خصوص چگونگی پذیرش بسته مشوقهای گروه 5+1 اظهار نظر کنند.

به چه قیمتی می خواهیم ایران را به تاراج دهیم .ایا انرزی هسته ای به قیمت پاره پاره شدن سر وته این گربه اریایی می ارزد ؟ایران از این هم کوجکتر و نحیف تر شود .چه تضمینی وجود دارد که بتوانیم مقابله و یا حتی مقاومت کنیم عراق و صدام عبرت بزرگی می تواند باشد.نقشه و طرح تجزیه عراق هنوز روی میز است.

آیا مِی ارزد بلوچستان و کردستان و فارس و خوزستان از پیکر این کشور باستانی جدا گردند؟ما بازی خطرناکی را شروع کردیم و تاوان آن را قطعا ملت ایران و مام میهن خواهد پرداخت.عقلای قوم بهوش باشید خطر بیخ گوش ماست.

جوانان رشید ایران زمین شایستگی خود را که به حق از رستم و آرش و اسفندیار و دیگر اسطورهای این مرز و بوم به ارث برده اند در جنگ بی حاصل گذشته آن را به خوبی ثابت کرده اند..اما نباید در خیالات و اوهام به سر برد.نمی باید به اتکا چند موشک وطنی و دل خوش کردن به چند کشور آمریکای جنوبی و آفریقایی و دوستی منفعت طلبانه روسیه و چین دلخوش بود و ایران را به تاراج داد.

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ پنجشنبه بیستم تیر 1387 ::

هر واتو هزار واتو ! هر شهاب 3 هزار شهاب 3 !

 

 

دهها فروند موشك دور برد و ميان برد از خانواده موشك‌هاي زمين به زمين در رزمايش دریائی خلیج فارس پيامبر اعظم 3 پرتاب شد. فرمانده نيروي هوايي سپاه گفت: پيام من به دشمنان اين است که بدانند در هر موقعيت و مكاني كه باشند دقيقا زير ذره بين ما هستند. به گزارش فارس، در ميان اين موشك‌ها، موشك شهاب 3 با ارتقاء جديد با برد ۲۰۰۰ کیلومتر نيز وجود دارد كه با موفقيت به هدف تعيين شده اصابت كردند. (فارس)

لازم به ذکر است که هم اکنون تمام دنیا دارند میگویند که تعداد موشکها ۹ فروند بوده ولی ما از ریاضیدانها سوال نمودیم گفتند ۹ فرودند میشود همان یکجور دهها فروند منتها بستگی داره کی شمرده باشه ! گزارشات حاکی از آنست که این موشکها همان ۹ فروند بوده ولی در آنها از تکنولوژی واتو واتو استفاده گردیده اینطوری که هر واتو هزار واتو و اینست که ۹ تا پرتاب میشود دهها تا به زمین میخورد !

ضمن اینکه تحقیقات ما در ماقبل تاریخ نشان میدهد که اصولاً موشک زمین به زمین به نیروی زمینی مربوط میشود نه به فرمانده نیروی هوائی ولی ما اینرا هم پرسیدیم گفتند چون هر چیزی که به هوا پرتاب میشود بالاخره یک روزی به زمین می افتد اینست که اصلاً شما به این کارها چیکار دارید انگار تنتان میخارد ها ! ضمناً ما در سپاه هوائی و زمینی نداریم بلکه نفس عمل مهمه و همه با هم برادرند و بعضی از برادران و خواهران هم با هم نامزدند و اگر همین سردار سلامی هم یکوقتی زرت و پرت اضافه بنماید عین سردار کاظمی که فرمانده نیروی زمینی سپاه بود با سی صدوسی میزنیمش زمین و حالا دیدید که فرمانده زمینی از هوا میخورد زمین و ربطی به فرمانده هوائی ندارد ؟! حالا خیالتان راحت شد بچه مردم را کشتید ؟!

خبرهای اولیه حاکی از آنست که در پی این پیام تاریخی سردار سلامی دشمن هم اکنون متوجه شده که زیر ذره بین است ولی برخی منابع بی ریط حبر از آن میدهند که سپاه جمهوری اسلامی هم "در هر موقعیت و مکانی که باشد" دقیقاً زیر تلسکوب دشمن قرار دارد ! گزارشهای واصله از زیر ذره بین جمهوری اسلامی نشاندهنده این است که احتمالاً دشمن علاوه بر خلیج فارس در خیلی جاهای دیگر در دور و اطراف ما که ما روحمان خبر ندارد خیلی تسلیحات دیگری دارد که ضمناً روح ما از آنها هم خبر ندارد و همچنین تعدا سوراخهای دماغ دشمن دقیقاً دو برابر تعداد خود دشمن میباشد لیکن گزارشهای تلسکوپ دشمن نیز اینطور نقل میکنند که در حال حاضر دقیقاً سپاهیهای توانمند جمهوری اسلامی امشب شام چی خورده اند فردا قرار است صبحانه چی بخورند که البته همین نشان ضعف و ناامیدی و سرافکندگی و شکست و خاک بر سری دشمن میباشد که الهی سگ به قبر همه شان که خودمان احتیاطاً برایشان ۳۲۰ هزارتا کنده ایم پی پی بنماید !

نام این رزمایش پیامبر اعظم ۳ بود که در آن تعداد دهها فروند از ۹ فروند موشکهای واتو واتوی شهاب ۳ به هوا پرتاب شد و این درحالیست که اگر اسم این مانور پیامبر ۱۴ بود الآن ۹ ها فروند موشک شهاب ۱۴ به هوا پرتاب شده بود ! این موشکها از خانواده موشکهای زمین به زمین میباشند و ته فامیلی همه شان عباراتی مانند زمین گرم ، زیر زمین ، سیب زمینی و امثالهم دارد که نام هیچکدامشان هیچ ربطی به خانواده سپاه نداشته بلکه به همان واتو واتو مربوط میباشد احتمالاً !

بنا به اعلام خبرگزاری شبه نظامی فارس برد این موشکها ۲۰۰۰ کیلومتر میباشد که اتفاقاً با موفقیت به هدف اصابت کرده است لیکن ما هرچی در چهار جهت اصلی دوهزار کیلومتر را متر نمودیم دیدیم از محل پرتاب موشک در زرمایش خلیج فارس تا دشمن نهایتاً ۱۰۰ متر فاصله است لیکن اینکه کدام دشمن در ۲۰۰۰ کیلومتری خلیج فارس قرار دارد که اتفاقاً موشکهای ما با موفقیت هم به آنها اصابت کرده و خودشان خبر ندارند چیزی است که هنوز "خودشان" هم خبر ندارند ! به گفته ناظران موشکهای قبلی دویست متر بیشتر برد نداشت لیکن موشکهای جدید جوری است که با تکنولوژی حیرت انگیزی عکس معظم له روی آنها نقاشی شده و لذا الآن ۲۰۰۰ کیلومتر برد دارد و چه بسا که اگر ریخت احمدی نژاد هم روی آنها نقاشی بشود برد آنها ۲۰۰۰ کیلومتر بیشتر هم بشود که یعنی از برد واتو واتو هم یک کمی بیشتر !

نتیجه تاریخی : من نمیدانم چرا اینروزها دائم یاد این یارو صحاف وزیر نمیدونم چی چیه صدام در جنگ با امریکا می افتم که دقیقاً همینطوری آمار اعلام میکرد بعد از رو هم نمیرفت میگفتن امریکائیها فرودگاه بغداد رو هم گرفتن این میگفت کو ؟! پس چرا من از این بالای پشت بام نمی بینمشان ؟! نه بابا خیالاتی شدید ما یک هواپیماهائی داریم که ضمناً پرواز هم میکنند احتمالاً اینی که شما می بینید همانها باشند که الآن تمام جهان را نابود کرده اند بعد دارند برمیگردند تازه هرکدامشان شیش هفت تا بمب هم اضافه آورده اند !
نتیجه مربوط به یک هفته پیش : وقتی اینها هفته قبل گفتند باشه غلط کردیم مذاکره میکنیم این اسرائیلی ها خودشان را جر دادند گفتند یک وقت خر نشید ها ! اینها یه کمی زمان میخواهند . حالا گور بابای اول و آخرشان ولی تا الآن که انگار راست گفتند نه ؟!
نتیجه خیلی جدی : خدا بخیر کنه فقط ...

 :: نوشته شده توسط سياسی در تاريخ پنجشنبه بیستم تیر 1387 ::

هیجده تیر